eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
366.1هزار دنبال‌کننده
10هزار عکس
42.3هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌متاسفانه بعضیا هیچ جوره محبتشون رو نشون نمیدن ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@Mosbatbash 💥
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترفند های دکتر عزیزی برای فهماندن بعضی مسائل...👌 ‌‌@Mosbatbash 💥
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بفرست واسه داداشت ❤️ ‌‎‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌@Mosbatbash 💥
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انرژیِ خوبتون رو برای خودتون نگه دارید... 🤍✨ آدم، گاهی باید خودش دلیلِ حالِ خوبِ خودش باشه🌿❤️ ‌‌@Mosbatbash 💥
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎻لازمی 🎙️مهدی کرامتی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@Mosbatbash 💥
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ذات آدمــهــا تــغــیــیــر نــمــیــکــنــه❤️‍🩹🤌 ‌‌@Mosbatbash 💥
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انواع دوستان از زبان مولانا...✅ ‌‌@Mosbatbash 💥
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتما از همسرتون تشکر و قدردانی کنید! ❤️🙏 ‌‌@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_113 من باید شاکی باشم آقا واسم قهر کرده! بیخیال شدم و رفتم توی آشپزخونه برای خودم غذا کشیدم و همونجا نشستم خوردم. مثل اینکه هنوز قهر بود و قرار نبود اون شب بساط رقـ،ـص داشته باشیم رفتم توی تخت ولی خواب به چشمم نیومد. نیم ساعتی گذشت که باربد اومد داخل اتاق. فوری چشمامو بستم تا فکر کنه خوابم. کمی منو تکون داد و وقتی مطمئنم شد که خوابم، دستشو دور کمرم انداخت منو کامل تو بغلش جا داد دلم زیر و رو شد. وقتی بیدار بودم وانمود می‌کرد قهره و تو خواب منو بغل میکرد! واقعا که آدم عجیبی بود اما منم به طرز عجیبی داشتم گرم میشدم و خواب به چشمم اومده بود همون لحظه دستش از دور کمرم جدا شد. تخت تکون خورد و پایین رفت برام جالب شد کجا میخواد بره ولی با فکر به اینکه میره دستشویی، بیخیال شدم و سعی کردم بخوابم. دوباره خواب از سرم پرید و دیدم برگشتنش طول کشید پاشدم و بی سروصدا از آشپزخونه بیرون رفتم. لامپ دستشویی خاموش بود ولی لامپ آشپزخونه روشن! آروم نزدیک رفتم و پشت دیوار قایم شدم جوری که مشخص نباشه سرمو کج کردم تا ببینم چیکار میکنه در کمال تعجب دیدم برای خودش غذا کشیده بود و با اشتها داشت میخورد انگار داشت با خودش حرف میزد. گوشامو نیز کردم تا بفهمم چی میگه _ به به چه عطر و بویی هم داره. شایلین از کجا فهمیده من این غذا رو دوست دارم دلم میخواست میرفتم توی آشپزخونه و خرخره‌شو میجویدم رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262