اول یه صلوات بفرست بعد روی یکی از سوره ها کلیک کن ببین چه سوپرایز قشنگی در انتظارته 😍
💙 سوره توحید💙
💙 سوره قدر💙
💙سوره فتح💙
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بفرست واسه داداشت ❤️
@Mosbatbash 💥
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انرژیِ خوبتون رو برای خودتون نگه دارید... 🤍✨
آدم، گاهی باید خودش دلیلِ حالِ خوبِ خودش باشه🌿❤️
@Mosbatbash 💥
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎻لازمی
🎙️مهدی کرامتی
@Mosbatbash 💥
> 💍 اینجا جشنواره محلی برای خرید طلاست!
>
> مادرها و دخترخانومهای زرنگ، دیگر لازم نیست جای درست خرید طلا را گم کنن! 😍
>
> ما در گالری طلاجات سید رضا فقط طلای سبک، نمادار و باکیفیت را داریم که با هر سلیقه و بودجه، جور شده است.
>
> ✨ چرا ما؟
> 🔹 طلای سبک و روزمره با طراحی مدرن و شیک
> 🔹 ساخت پلاک و سرویس اختصاصی بر اساس سلیقه *شما*
> 🔹 آموزش کامل خرید و فروش طلا و تحلیل نوسانات بازار، حتی برای تازهکاران
> 🔹 فاکتور رسمی و ضمانت اصالت با عیار استاندارد
>
> 🎉 پیشنهاد ویژه خرید نیم ست زیر ۲۰ میلیون تومان
> برای همراهان جدید، هدیه شگفتانگیز و قرعهکشی روزانه داریم. 😍✨
>
> 👇 سریع عضو کانالمون شو تا از دستنویسهای ویژه و اخبار طلایی غافل نمونید:
> 🔗 https://eitaa.com/seyedrezagoldgalleri1378
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ذات آدمــهــا تــغــیــیــر نــمــیــکــنــه❤️🩹🤌
#دکترانوشه
@Mosbatbash 💥
17.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شریک واقعیه زندگی :)
زندگی مثل جزوه نوشتن میمونه !
شریک زندگی مثل خودکار آدمه !
@Mosbatbash 💥
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انواع دوستان از زبان مولانا...✅
@Mosbatbash 💥
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتما از همسرتون تشکر و قدردانی کنید!
❤️🙏
@Mosbatbash 💥
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹🔸دلایل شکست در رابطه...
@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_113
من باید شاکی باشم آقا واسم قهر کرده!
بیخیال شدم و رفتم توی آشپزخونه
برای خودم غذا کشیدم و همونجا نشستم خوردم.
مثل اینکه هنوز قهر بود و قرار نبود اون شب بساط رقـ،ـص داشته باشیم
رفتم توی تخت ولی خواب به چشمم نیومد.
نیم ساعتی گذشت که باربد اومد داخل اتاق. فوری چشمامو بستم تا فکر کنه خوابم.
کمی منو تکون داد و وقتی مطمئنم شد که خوابم، دستشو دور کمرم انداخت منو کامل تو بغلش جا داد
دلم زیر و رو شد. وقتی بیدار بودم وانمود میکرد قهره و تو خواب منو بغل میکرد!
واقعا که آدم عجیبی بود
اما منم به طرز عجیبی داشتم گرم میشدم و خواب به چشمم اومده بود
همون لحظه دستش از دور کمرم جدا شد. تخت تکون خورد و پایین رفت
برام جالب شد کجا میخواد بره ولی با فکر به اینکه میره دستشویی، بیخیال شدم و سعی کردم بخوابم.
دوباره خواب از سرم پرید و دیدم برگشتنش طول کشید
پاشدم و بی سروصدا از آشپزخونه بیرون رفتم. لامپ دستشویی خاموش بود ولی لامپ آشپزخونه روشن!
آروم نزدیک رفتم و پشت دیوار قایم شدم
جوری که مشخص نباشه سرمو کج کردم تا ببینم چیکار میکنه
در کمال تعجب دیدم برای خودش غذا کشیده بود و با اشتها داشت میخورد
انگار داشت با خودش حرف میزد. گوشامو نیز کردم تا بفهمم چی میگه
_ به به چه عطر و بویی هم داره. شایلین از کجا فهمیده من این غذا رو دوست دارم
دلم میخواست میرفتم توی آشپزخونه و خرخرهشو میجویدم
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262