eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
361.3هزار دنبال‌کننده
10هزار عکس
43هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استمرار داشتن و متمرکز بودن روی هدف، قطعا موفقیت در پی خواهد داشت👌 ‌‌@Mosbatbash 💥
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎀🌷 روز جهانی دختر مبارک 🌷🎀 ‌‌@Mosbatbash 💥
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دختر من رفیق من همسفرو عزیز من...🫂 روزت مبارک دخترم🫀 ‌‌@Mosbatbash 💥
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه تا رفتاری که اگر در نوجوانان دیدید باید نگران بشید😳 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌@Mosbatbash 💥
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کلیپ رو بفرست برای قشنگترین دختر زندگیت...❤️😍 ‌‌@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_143 نفهمیدم چقدر گذشت که تخت تکون خورد _ شایلین پتو رو دور خودم پیچیدم چشمام رو بستم تا فکر کنه خوابیدم پتو رو از روی صورتم کنار زد با انگشتاش موهایی که توی پیشونیم ریخته بود رو مرتب کرد دستش رو نـ واز ش وار روی گونه ام به حرکت درآورد ناخواسته چشمامو باز کردم لبخندی روی لباش نشست اخم کردم و خودمو عقب کشیدم به چه جراتی داشت به من لبخند میزد _ لطفاً به من دست نزن! چرخیدم پشت بهش خوابیدم _ می‌دونم از دستم ناراحتی شایلین! صداش غم داشت اما باورش نکردم پوزخندی زدم _ ناراحت نیستم متأسفم که به راحتی بهت اعتماد کردم! سرجام نیم خیز شدم و خودمو بهش نزدیک کردم عقده ی چرکینی که از اول شب توی گلوم بود سر باز کرد و از طریق صدام بیرون ریخت _ باربد تو نامزد داشتی و اومدی خواستگاری من! نامرد چطور تونستی دوتا دختر رو همزمان بازی بدی؟! مشتم رو پی در پی به س ی نه اش کوبیدم _ چند وقت دیگه باید بگذره تا بشنوم یه زن دیگه هم درخفا گرفتی؟! به چندتا قانعی نامرد؟! نفساش عصبی شد و ابروهاش به هم گره خورد! مچ هردو دستم رو با یه دستش گرفت رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_144 _ متاسفم برای خودم که به همین زودی کلمه ی نامرد رو توی ذهنت پررنگ کردم! لبخند تلخی زد _ حق نداری قبل از اینکه ر قـ صمون تموم بشه درموردش نظر بدی! _ بسه باربد! من از اولش هم بلد نبودم بر قـ صم تو میخواستی ازم یه ر قـ اص بسازی! مستقیم توی چشماش خیره شدم _ چرا از زندگی و گذشته ی شوهرم هیچی نمی‌دونم؟! مچم رو کشید جوری که سرم به س ی ن ه اش برخورد کرد _ چرا با اینکه با مارال نامزد بودی بابات باهات اومد خواستگاری من؟! بغضم رو پس زدم اما صدام لرزید _ چرا هیچکدوم از دوستات نمی‌دونن من زنتم؟! پوزخند عمیق‌تری زدم _ یا شایدم اصلا دلت نمی‌خواد منو به عنوان زنت بشناسن متاسف سرش رو تکون داد _ نه شایلین! می‌دونم هزارتا سوال توی ذهنته اما نمی‌تونم الان بهش جواب بدم _ نیاز به جواب نیست خودم همه چی رو دیدم و شنیدم منو برده بودی اونجا تا نامزدت رو بهم معرفی کنی! مچم رو از دستش بیرون کشیدم _ هرکسی این چراها رو کنار هم بچینه به نتیجه می‌رسه رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262