بالاخره کانال اصلی استاد زارعی رو پیدا کردم😍
❌آموزش های رایگان طب سنتی❌
اگه میخوای طب سنتی رو ساده یاد بگیری و به صورت دائمی اونم با استاد خسرو زارعی مشکلاتی مثل پیسی پسوریازیس و ماکولار رو درمان کنی!
فقط کافیه وارد کانالشون بشید و از آموزش های رایگانشون استفاده کنید 🤗😉👇🏻
برای ورود ضربه بزنید👇🔥
https://eitaa.com/joinchat/2407007819C63e3803fbd
برای مشاوره تخصصی با استاد خسرو زارعی فرم زیر رو تکمیل کنید 👇🏻👇🏻
https://digiform.ir/w255d8ccd9
https://digiform.ir/w255d8ccd9
برای بقیه هم ارسال کنید تا از کانال استفاده کنند 🤗
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚سلام رفیق صبح بخیر
روزت بخیر، روزت نيــکــو
💚روزت پر نشاط، روزت پر اميد
روزت پر برکت، روزت پر انرژي
💚روزت شاد و بی غصه
@Mosbatbash 💥
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 والدین #نسل_Z باید تفاوتها را بپذیرند☝️
- نباید فرزندان را زیادی محدود کرد...
#دکتر_سعید_عزیزی
@Mosbatbash 💥
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو زندگیت صبر رو یاد بگیر...🌱
@Mosbatbash 💥
🛑این تاریخ طلا میاد گرمی ۱۶ تومن👇
https://eitaa.com/joinchat/837092590C8e88a68a94
🛑توی این ماهها طلا راکد میمونه
رو ۲۶ تومن👇
https://eitaa.com/joinchat/837092590C8e88a68a94
🛑ازین تاریخم طلا پرواز میکنه
تا ۴۰ تومن👇
https://eitaa.com/joinchat/837092590C8e88a68a94
طــــــــــلا چند⁉️
نرخِ لحظه ای طلا ♨️
بهتم میگیم حُبابش منفیه و باید بخری
یا حبابش مثبته و باید سریع بفروشیش😉 بیا👇
https://eitaa.com/joinchat/837092590C8e88a68a94
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_157
کیانا پوزخندی زد
_ مارال همین عقیده رو داره
با اومدن اسم مارال صورتم جمع شد
پس اونم پولدار بود و تنها بدبخت بیچاره ی این جمع من بودم!
یاد رفتارم افتادم که باهاش باربد رو ناراحت کردم
پس به چی من دل خوش میکرد و به طرفم میومد وقتی که منم اونجوری اونو میرنجوندم؟!
خیلی ناراحت شد و این از قیافهاش پیدا بود
کیانا تعریف کرد و شام هم درست کرد
منم گه گاهی توی آشپزی نظر میدادم که چیکار کنه
از حرفاش یه چیزای دست و پا شکسته ای در مورد خانواده هاشون متوجه شدم
شام حاضر شد و دوباره میز چیدیم
ایندفعه باربد حتی توی کلبه هم نبود که کسی بخواد صداش بزنه تا برای شام بیاد
شام رو خوردیم اما من لقمه ها رو به زور آب پایین میفرستادم
نگران بودم که باربد کجاست و چیکار میکنه
مارال اما بیخیال داشت شام میخورد
به هرحال اگه میرفت دنبالش هم فایده ای نداشت
آخر شب بود که باربد اومد و یکراست از پله ها بالا رفت
حتی نیم نگاهی بهم نکرد تا دلم خوش باشه. همش تقصیر خودم بود
با کیانا و مارال رفتیم توی اتاق تشک ها رو روی زمین پهن کردیم و خوابیدیم
کیانا کمی برام تعریف کرد اما زود پلکاش سنگین شد
مارال هم که یه گوشه دورتر از ما خوابیده بود
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_158
ذهن به هم ریخته ام اجازه نمیداد بخوابم
من جز باربد کسی رو نداشتم اون بود که منو از زندگی قبلیم نجاتم داد
اگه اونم از دست میدادم هیچکس پشتم نبود
خودش بهم گفته بود توی هر شرایطی زن شرعی و قانونیش منم!
پتو رو کنار زدم و از اتاق بیرون رفتم
آروم از پله ها بالا رفتم
دوتا اتاق با فاصله ی کمی از هم قرار داشت
طبق گفته ی کیانا توی یکی از اتاق ها باربد تنها بود
نمیدونستم کدومش رو باید باز کنم
می ترسیدم اونی که کیان و سپهر داخلشن رو باز کنم آبروم بره
چشمامو بستم و توی ذهنم قرعه انداختم
قرعه به نام اتاق دومی افتاد
با تردید دستمو به طرف دستگیره ی در بردم
چشمامو بستم و آروم بازش کردم
لای پلکامو باز کردم اتاق تاریک بود و نمیتونستم چیزی ببینم
_ چرا اومدی اینجا
با شنیدن صدای باربد هینی گفتم و عقب رفتم
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نصیحتی از کچل خان👌😍
@Mosbatbash 💥