2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴نوارهای سخنرانی اُستاد دانشمند یادتونه ؟؟؟؟؟؟؟😳😳😳
قدیما همه نوارهاشون گوش میکردن اما الان راحت شده جدیدترین سُخنرانی های استاد #دانشمند که هر کدومش درس #زندگیه رو کانال زیر هر روز میذاره
زود عضو بشید گُم نکنید عالیه
👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
🔴انگیزشی ترین کانال ایتا
تنها کاناله #شکرگزاری ایتا👇❌
تنها کاناله #پادکست ایتا👇❌
تنها کاناله #مدیتیشن ایتا👇❌
پادکست های عباسمنش
پادکست های عرشیانفر
پادکست های آقای ۶ صبح
همه و همه اینجاست👇👇👇👇 👇
https://eitaa.com/joinchat/471992023Ce3725e2950
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مامان تو رگ وریشمی❤️🫂
@Mosbatbash 💥
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچکس مالک هیچ چیزی نیست...👌
@Mosbatbash 💥
613.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچ ثروتی با ارزش تر از حال خوب نیست...🌱🧡
@Mosbatbash 💥
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌بزرگترین اشتباه مردها...
@Mosbatbash 💥
43.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آهنگزیبای محلی خراسانی💐💚
@Mosbatbash 💥
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
❌ زوجین قرار است با یکدیگر زندگی کنند
و نباید همدیگر را در سختی رها کنند.
#دکتر_سعید_عزیزی
@Mosbatbash 💥
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بفرست برای خواهر عزیز تر از جانت♥️😍
@Mosbatbash 💥
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا نکنه خانواده قوی و ضعیف باهم ازدواج کنند👌
#دکترعزیزی
@Mosbatbash 💥
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش بیای... 🌱😊
#موزیک
@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_159
اما خیالم راحت شد که انتخاب اتاق درست بوده
صدای قدم هاشو شنیدم که داشت نزدیک میشد
_ اومدی اینجا که چی بشه شایلین؟!
هول شده بودم
_ خب تو شام نخوردی
مچ دستمو گرفت صداش عصبی بود
_ تا خرخره پرم... دیگه دارم بالا میارم
سعی کردم مچم رو آزاد کنم
_ چی؟!
مچم رو محکمتر فشرد
_ دستای کیان گرمتر از دستای من بود؟!
_ چی داری میگی باربد؟!
_ فکر میکردم با بقیه ی دخترا فرق داری اما خوب نشون دادی وقتی یکی پولدارتر از من ببینی...
دست آزادش رو روی چشمش گذاشت
_ برو شایلین حالم خوب نیست
دستمو محکم کشیدم
حرفاش برام به حدی سنگین بود که حس میکردم بار آسمان رو روی دوش من گذاشتن!
باورم نمیشد باربد چنین فکری در مورد من کرده باشه!
حس کردم گونه هام داغ شد!
حس عجیبی داشتم تا حالا صورتم اینجوری داغ نشده بود
دستمو روی گونه ام کشیدم دستم خیس شد!
بالاخره من شکستم! باورم نمیشد منی که زیر بار اونهمه ناراحتی و عذابی که بابا بهم داد اشکم درنیومده بود، امشب با حرفهای باربد شکستم!
سری از روی تاسف تکون دادم
_ چیه باربد؟! فقط نوبت من که شد قانون اول ر ق ص یادت رفت؟!
انگشتمو جلوی صورتش تکون دادم
_ کاری که تو با من کردی اسمش چی بود؟! ثابت کردی مردها فرقی باهم ندارن
دیگه نتونستم ادامه بدم حق نداشت اینجوری بهم تهمت بزنه
شاید هرکس دیگه ای اون حرفا رو بهم زده بود ککم نمیگزید اما باربد فرق داشت من حساب دیگه ای روش کرده بودم
از پله ها پایین دویدم
_ شایلین صبر کن
فضای کلبه برام خفقان آور شده بود مانتومو چنگ زدم و بیرون رفتم
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262