eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
363.8هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
43.4هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا نکنه خانواده قوی و ضعیف باهم ازدواج کنند👌 ‌‌@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_159 اما خیالم راحت شد که انتخاب اتاق درست بوده صدای قدم هاشو شنیدم که داشت نزدیک می‌شد _ اومدی اینجا که چی بشه شایلین؟! هول شده بودم _ خب تو شام نخوردی مچ دستمو گرفت صداش عصبی بود _ تا خرخره پرم..‌. دیگه دارم بالا میارم سعی کردم مچم رو آزاد کنم _ چی؟! مچم رو محکم‌تر فشرد _ دستای کیان گرم‌تر از دستای من بود؟! _ چی داری میگی باربد؟! _ فکر می‌کردم با بقیه ی دخترا فرق داری اما خوب نشون دادی وقتی یکی پولدارتر از من ببینی... دست آزادش رو روی چشمش گذاشت _ برو شایلین حالم خوب نیست دستمو محکم کشیدم حرفاش برام به حدی سنگین بود که حس میکردم بار آسمان رو روی دوش من گذاشتن! باورم نمیشد باربد چنین فکری در مورد من کرده باشه! حس کردم گونه هام داغ شد! حس عجیبی داشتم تا حالا صورتم اینجوری داغ نشده بود دستمو روی گونه ام کشیدم دستم خیس شد! بالاخره من شکستم! باورم نمیشد منی که زیر بار اونهمه ناراحتی و عذابی که بابا بهم داد اشکم درنیومده بود، امشب با حرفهای باربد شکستم! سری از روی تاسف تکون دادم _ چیه باربد؟! فقط نوبت من که شد قانون اول ر ق ص یادت رفت؟! انگشتمو جلوی صورتش تکون دادم _ کاری که تو با من کردی اسمش چی بود؟! ثابت کردی مردها فرقی باهم ندارن دیگه نتونستم ادامه بدم حق نداشت اینجوری بهم تهمت بزنه شاید هرکس دیگه ای اون حرفا رو بهم زده بود ککم نمیگزید اما باربد فرق داشت من حساب دیگه ای روش کرده بودم از پله ها پایین دویدم _ شایلین صبر کن فضای کلبه برام خفقان آور شده بود مانتومو چنگ زدم و بیرون رفتم رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_160 هوا به قدری سرد بود که منتظرم بودم اشکام تا برسه پایین یخ بزنه همون اشکایی که امشب برای اولین بار از چشمم جاری شده بود دستامو ب غ ل گرفتم و تند تند راه رفتم نمی‌دونستم کجا دارم میرم فقط میرفتم تا دور بشم فضا تاریک بود و فقط نور ماه کمی مسیر رو روشن کرده بود وقتی به خودم اومدم دیدم اطرافم فقط چندتا درخت خشکه اصلا نمی‌دونستم از کدوم طرف اومده و باید به کدوم طرف میرفتم نم نم برف شروع به باریدن کرد دستامو توی هوا گرفتم تا خیس بشه هیچوقت از تنهایی و تاریکی نمی‌ترسیدم چون من روزای تاریک و تنها توی زندگیم بیشمار تجربه کرده بودم سرما به حدی سوزناک بود که دلم میخواست برگردم به کلبه ولی مسیر رو گم کرده بودم ت ن م شروع به لرزیدن کرد قطعا تا صبح یخ میزدم دوباره شروع به راه رفتن کردم تا حداقل به جایی برسم اما هرچقدر جلوتر میرفتم همه جا خشک‌تر میشد و بیشتر گم میشدم یکدفعه پام پشت یه سنگ گیر کرد و زمین خوردم دقیقا همون قسمت از زانوم که عصر زخم شده بود خورد به یه سنگ و زخمش تازه شد خون ازش بیرون زد دیگه نتونستم بلند بشم همونجا نشستم و از درد به خودم پیچیدم رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262
تدریس آنلاین زبان انگلیسی مجموعه سه جلدی فرست فرندز به کودکان و نوجوانان جلسه ای ۱۶۰تومان حسن مختاریانم ارشد مترجمی زبان انگلیسی دبیر رسمی آموزش و پرورش ۰۹۱۹۷۲۶۰۵۷۱
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیبایی، دانایی، نیکویی راه‌های رسیدن به شادی و مؤفقیت... 🌱 دکتر الهی قمشه‌ای ‌‌@Mosbatbash 💥
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫الهى... دراین شب زیبا 💫سلامتے را نصیب خانوادہ هایمان 💫دلخوشے را نصیب خانہ هایمان 💫وآرامش را نصیب دلهایمان گردان ‌‌‎‌‌‌ ‌‌@Mosbatbash 💥
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همین الان از چیزی که داری لذت ببر😍🌱 ‌‌@Mosbatbash 💥
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مردان حسرت داشتن این سه دسته زن رو دارن... 👇 https://eitaa.com/joinchat/2082538108Cfe05028ad8