eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
362.4هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
43.8هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
شهادت حضرت زهرا س تسلیت... - mer30tv.mp3
زمان: حجم: 5.1M
شنبه 2 آبان ماه🖤 شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها رو خدمت شما تسلیت عرض می کنیم🖤 ‌‌‌@Mosbatbash 💥
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍁 یه وقتایی، اون‌چیزی که با بی‌تابی دنبالش می‌گردی، همین‌جاست، کنارته. فقط زاویه‌ی دیدت اشتباهه... ‌‌‌@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_169 _ من برم پیش باربد قرار شده باهم آدم برفی درست کنیم سری تکون داد _ باشه برو منم برم سراغ سپهر اذیتش کنم با صدا خندید و رفت قسمتی از برفای زیر پام رو کنار زدم و دوتا سنگ ریزه ی مشکی رنگ پیدا کردم به سختی خودمو رسوندم بالای تپه باربد تنه و سر آدم برفی رو درست کرده بود از پشت سر بهش نزدیک شدم دستمو جلو بردم و دوتا سنگریزه رو جای چشمای آدم برفی گذاشتم سنگینی نگاهش رو حس میکردم نگاهش رو غافلگیر کردم _ باربد _ قلبم رو میخوای برای آدم برفی؟! _ لوس نشو قلبت که باید مال من باشه اگه غیر از این بود... ابرویی بالا انداخت و به سینه اش اشاره کرد _ پس خانوم بی همتا بالاخره متوجه شده که این قلب مال خودشه خنده ام گرفت اما زود جمعش کردم هنوزم از دستش دلخور بودم با احتیاط پرسید _ گفتی اگه غیر از این بود چی؟! نزدیکش شدم. چشمای عسلیش مهربون بود نمی‌دونستم چرا کیانا و بقیه اینو نمی‌دیدن و اونو سرد و بداخلاق میدونستن! شاید هم فقط با من اینجوری بود حرف کیانا توی ذهنم اکو شد « اولین کسی هستی که دیدم باهات خوب رفتار میکنه» _ اگه غیر از این بود همون شبی که فهمیدم نامزد داری... سکوت کردم دستامو محکم گرفت _ وگرنه اون شب میرفتی؟! _ نه اصلا _ پس چی؟! نتونستم بگم که اگه منو دوست نداشت و به خاطر هدف پیش خودش نگه داشته بود من برنمیگشتم خونه ی بابام بلکه با زندگی خداحافظی میکردم _ بیخیال مهم این چیزا نیست لبخند مهربونی زد _ تا چندوقت قبل فکر میکردم این قلب بیهوده میتپه اما الان میبینم یه جا به دردم خورد _ اما هنوزم صورت مسئله پاک نشده فقط به خاطر قلبت یه فرصت بهت دادم رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_170 *** وسایلامون رو جمع کردیم و کنار ماشین ها ایستاده بودیم تا از هم خداحافظی کنیم _ کیانا تو با داداشت میری مگه نه؟! چشمکی زد _ نه بابا تا سپهر اینجاست من میام کیان رو تحمل کنم؟! ب و سی توی هوا فرستاد و سوار ماشین سپهر شد تعجب کردم که داداشش راحت اجازه میداد با سپهر باشه. حتما براشون عادی بود باربد رو دیدم که داشت در کلبه رو قفل می‌کرد منتظر موندم تا بیاد باهم سوار بشیم باربد که از اون طرف داشت میومد هنوز متوجه من نشده بود در ماشین رو باز کرد و سوار شد به طرف ماشین رفتم اما قبل از من مارال زودتر در جلو رو باز کرد و سوار شد سرجام میخکوب شدم و نتونستم تکون بخورم منتظر موندم تا مارال رو پایین بندازه چند دقیقه ای گذشت. باربد صدام زد _ شایلین چرا نمیای؟! حالم از خودم به هم خورد منی که زنش بودم باید عقب مینشستم و مارال به راحتی کنار دستش کیان با ماشینش به طرفم اومد _ فعلا که ماشین باربد مسافر داره تو بیا با من همین حرف کافی بود تا برای فرار از اون حس خفقان سوار ماشین کیان بشم باربد پیاده شد و به طرف ماشین کیان اومد اما کیان پاشو روی پدال گاز فشرد و به سرعت ازش دور شد از آینه دیدم که باربد دنبال ماشین دوید اما نرسید توی خودم جمع شدم رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌قشنگ ترین صحنه ی کل جهان.... ‌‌‌@Mosbatbash 💥
آموزش جهت بهتر این کانال مخصوص افراد بالای 18سال میباشد👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2082538108Cfe05028ad8
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ❌از نشدن و نتوانستن حرف نزن ... ‌‌‌@Mosbatbash 💥
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه روز خوب و می بینم... 😌😍🎶 ‌‌‌@Mosbatbash 💥
731K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عزیز آبان‌ ماهی تولدت مباااارک ❤️🎊 ‌‌‌@Mosbatbash 💥