8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرکه هر چه با کرده با خود کرده... 👌👍
@Mosbatbash 💥
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دنیا مال آدمای خوبه...🌱😊
@Mosbatbash 💥
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی قشنگ میگه...👏😍
@Mosbatbash 💥
🍃 اگر مدام افسرده ای
و مدام خاطرات گذشته رو مرور میکنی
بیا عضو جمع ما باش !!!
فقط کافیه 10دقیقه وقت بزاری
متن هایی که از جناب دکتر میذاره
حرف دل خیلی از ماهاست! 👇
https://eitaa.com/joinchat/3081175356C5d0d11598c
https://eitaa.com/joinchat/3081175356C5d0d11598c
☪ جملات ناب و آرامشبخش👆👆
🔥 فقط با روزی ۵۹ هزار تومان ایمپلنت کن! 🎁 فرصت تا ۱۵ آبان
🦷 نمیدونی کاشت دندونات چقدر هزینه داره؟
💜 توی سریتا، خودت قیمت ایمپلنت و مبلغ اقساط ماهانت رو حساب کن!
👇 همین الان ببین ایمپلنتت چقدر درمیاد!
https://drserita.com/calculate/?src=eitaa
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینقدر بگو تا خلق بشه... 👌 🤍😊
@Mosbatbash 💥
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این فیلم رو بفرست واسه کسی که خیلی دوسش داری... ❤️❤️😘
@Mosbatbash 💥
اوفففففف😍
بالاخره کانال ملانصرالدین
روپیدا کردم😂
جذاب ترین کانال😍🤣
خنده در حد دل پیچه💨😷😂
درخواستی کاربران😜😂
عکس پروفایلم هس😂☺️
https://eitaa.com/joinchat/465764701C86ae704c9b
خانومایی که حاضرجوابی محترمانه و دلبری بلد نیستن و بابت هر حرفی عصبی میشن، بیان یاد بگیرن، کی جواب بدن، کی ساکت باشن!
بیایین سیاست جمع کنین😉😋👇
https://eitaa.com/joinchat/1369047261C5d95d69d0d
به شدت توصیه می کنم حتما حتما عضو شوید💚👆🏻👆🏻😌
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_193
_ با اینکه برام تعریف نمیکنی و نمیدونم چی تو رو اذیت کرده اما خوشحالم که مایه ی آرامشت شدم
نمیتونستم عقده ها رو باز کنم اونم پیش کسی که خودش کم درد نکشیده بود
پیش من بود تا درداشو فراموش کنه نه اینکه من درد جدید بهش بدم
بو سه ای به پیشونیش زدم
_ بوی غذات هوش از سرم پروند خانوم بی همتا
لبخندی زد و به طرف آشپزخونه رفت
_ الان میارم
دنبالش رفتم و کنار یکی از کابینت ها ایستادم و به کاراش خیره شدم
یادم نیومد آخرین بار کی غذای خونگی خورده بودم
غذاهای شایلین منو برمیگردوند به بچگی هام و زمانی که مامانم...
اخمام توی صورتم پررنگ شد و سعی کردم خاطرات توی ذهنم مرور نشه
دستم رو روی کابینت کشیدم و به ورق مقوایی خورد
برداشتم و تازه متوجه شدم یه کارت دعوت عروسی برای من بود
اسم عروس و داماد اصلا آشنا نبود
_ شایلین این عروسی آشنای توئه؟!
همون لحظه قاشق از دستش روی سرامیک کف آشپزخونه افتاد و صدای بدی داد
جلوتر رفتم
_ چیزی شده شایلین؟!
حس کردم نگران شد اما سعی کرد تند تند توضیح بده
_ نه اصلا فقط قاشق از دستم افتاد
سری تکون دادم
_ خب حالا بگو این کارت عروسی کیه؟!
کارت رو از دستم کشید
_ مهم نیست باربد یه اقوام دوره لازم نیست بریم عروسی
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_194
دستم رو دوطرف صورتش گذاشتم و مستقیم رو به روی صورتم نگه داشتم
_ منو نگاه کن
نگاهش رو آروم بالا آورد
نگاهم رو توی صورتش چرخوندم
دوباره صـ حنه های شب قبل توی ذهنم پررنگ شد
این دختر جاذبه ی عجیبی داشت که نمیتونستم ازش فاصله بگیرم
_ منو و تو خیلی وقت نیست که ازدواج کردیم و کسی توی اقوام تو منو زیاد نمیشناسه
چشمامو ریز کردم و ادامه دادم
_کسی هم آدرس اینجا رو نداره و اقوام دور تو مسلما برای من کارت نمیفرسته
پیشونیم رو به پیشونیش چسبوندم
_ حالا بدون هیچ نگرانی بگو این کارت مال کیه چون به هرحال خودم میفهمم
سعی کرد لبخند بزنه
_ خب این کارت دعوت عروسی دخترعمه ی منه
بلافاصله اضافه کرد
_ اما لازم نیست بریم
کمی فکر کردم تا جایی که میدونستم شایلین فقط یه عمه داشت
ابروهام گره خورد کارت رو از دستش کشیدم
_ پس این کارت دعوت عروسی خواهر سیناس!
سرشو بین دستاش گرفت
_ میدونم توی اون جمع شاید احساس غریبی کنی منم اصرار و علاقه ای به رفتن ندارم پس نمیریم
میدونستم این دختر بیش از حد به فکر من بود
حسی که تا حالا تجربه نکرده بودم
حس اینکه یکی نگرانم باشه و به خاطر آرامش من از خودش بگذره
دوباره کارت رو ازش گرفتم
_ ولی من و تو میریم عروسی
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262