eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
361.4هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
44.1هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
😣 صبح‌ها با گردن درد از خواب بیدار می‌شین؟ خیلی از مشکلات گردن و خستگی روزانه، از یک بالش نامناسب شروع میشه! ✅ طراحی ارگونومیک ✅ کمک به قرارگیری صحیح سر و گردن ✅ کاهش فشار روی مهره‌ها ✅ خواب عمیق‌تر و آرام‌تر 📩 جهت مشاهده جزئیات و ثبت سفارش عدد «۵» رو ارسال کنید👇: 🆔 @Tooka2022 🔗 عضویت در کانال: https://eitaa.com/joinchat/3777036900C7871122435 💤 یک خواب راحت، یک روز پرانرژی...
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_195 *** " شایلین " ناباور قدمی عقب رفتم _ باربد من نمیخوام به خاطر من بیای جایی که راحت نیستی کارت رو توی جیبش گذاشت _ به خاطر تو نیست به خاطر خودمه پس نگران نباش باورم نمیشد بخواد بریم به این عروسی میترسیدم اونجا سینا دیوونه بازی دربیاره و باربد باهاش درگیر بشه اونوقت آبروریزی به بار بیاد خم شد و قاشق رو از روی زمین برداشت گذاشت کف دستم _ نمی‌خوای بهم شام بدی خانومم؟! با شنیدن واژه ی خانومم از زبونش حال عجیبی پیدا کردم لب زیرینم رو به دندون گرفتم و به طرف غذا رفتم سفره رو انداختم و هرچی که داشتم وسطش گذاشتم باربد با اشتها غذا میخورد و باعث می‌شد اگه منم گرسنه نبودم با دیدنش دلم بخواد غذا بخورم چندتا قاشق غذا خوردم _ برای این عروسی می‌برمت بوتیک هر لباسی دوست داشتی انتخاب کن لبخندی زدم _ لباس دارم نیاز به اصراف نیست . من با مانتو بیام راحت ترم لبخندی زد از همون لبخندایی که اون روز با برگردوندن مانتو مشکی رنگ روی لبش دیدم _ باربد میشه یه سوال بپرسم؟! _ بپرس سوالی که به ذهنم اومد رو به زبون آوردم _ چرا با اولین دیدار اون مانتو گرون قیمت رو توی کیفم گذاشتی؟ رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_196 ابرویی بالا انداخت _ چی شد الان این فکر به ذهنت اومد؟! _ خب همیشه برام سوال بود که چرا باید چنین کاری کنی برای دختری که بار اوله میاد بوتیکت و تو اصلا نمیدونی کیه و از کجا اومده مشکوک پرسیدم _ نکنه برای دخترای دیگه هم چنین کاری کردی؟! زد زیر خنده اخم کردم _ چرا میخندی؟ کجای سوالم خنده دار بود؟! قاشقش رو روی سفره گذاشت _ عزیزدلم اگه من میخواستم واسه هر دختری که میاد یه مانتو اون قیمتی بذارم توی کیفش که الان ورشکست شده بودم _ پس چرا توی کیف من گذاشتی؟! لبخند محوی زد _ چون میدونستم برمی‌گردی کنجکاو پرسیدم _  آخه چطور تونستی اعتماد کنی؟! _ این شد دوتا سوال مصر گفتم _شاید من میرفتم دیگه نمیومدم اونوقت چی؟! _ حتی اگه برنمیگشتی هم اون مانتو مال تو بود و من ناراضی نبودم دستش رو روی دستم گذاشت و چشمکی زد _ اون مانتو رو برای خانوم خودم گذاشته بودم دیدی که نتونستی بهم نه بگی منم باهاش خندیدم سوالای زیادی توی ذهنم بود اما میدونستم یا جواب نمیده یا سربسته جواب میده واسه همین سعی کردم ذهن کنجکاوم رو سرکوب کنم رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262
❤️ شیطنت‌های با همسر در ویژه خانم‌ها😉 😍 ۸۰۰ جذاب و خفن ✅ لوندی‌های اتاق خواب👇 https://eitaa.com/joinchat/4016898435Cfd8c8fcdd3 ❌ عزیزان مجرد لطفا عضو نشوید 💚مخصوص .
نکات رابطه زناشویی(جنسی) بهتر ویژه زن و شوهرها🔥🔥 https://eitaa.com/joinchat/4016898435Cfd8c8fcdd3