eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
361.6هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
44.1هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا هستن قدرشونو بدونين… تا هستن هواشونو داشته باشين… دوس داشتنه برنميگرده…❤️‍🩹 ‌‌‌‍‌‎‎‎‎‎‎‎‌‌‌‌@Mosbatbash 💥
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔮قراره نتیجه جای دیگه بشه تو خبر نداری...😉 🎙 ‌‌@Mosbatbash 💥
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به امام رضا میگم حرفامو...❤️‍🩹 🕊🕌 ‌‌@Mosbatbash 💥
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو دو تن هستی یکی بیدار در ظلمت و دیگری خفته در نور... ✨ دکتر الهی قمشه ای ‌‌@Mosbatbash 💥
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺چرا هرچی تلاش میکنم وضعیتم درست نمیشه؟؟ ‌‌@Mosbatbash 💥
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این داستانو با دقت گوش کن…🤌👌 ‌‌@Mosbatbash 💥
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدما رو از زندگی نترسونید.. مدام به هم نگید: «دیدی بهت گفتم؟» «اگه از دست بدیش چی میشه؟» «اگه شکست بخوری چی؟» کسی که افتاده زمین، کسی که داره درد می‌کشه، کسی که وسط یه طوفانه، نیازی به نصیحت‌های بعد از حادثه نداره. اون لحظه بیشتر از هر کسی خودش می‌دونه، که چی رو از دست داده، کجا اشتباه کرده، یا چی رو باید تغییر بده. گاهی بهترین کمکی که می‌تونی به آدم‌ها کنی اینه که نصیحتت رو نگه داری و فقط کنارشون باشی. اجازه بدی زمان کار خودش رو بکنه. . ‌‌@Mosbatbash 💥
✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی 💢روزی  بهرام گور با گروهی از یاران عازم شکار گور شد . در تعقیب گوری (گور خر)  از یاران جدا شد. آفتاب غروب کرد و در بیابان راه را گم کرد. از آنجا که به حس ششم اسب ایمان داشت زمام اسب را رها کرد تا به قدرت حس او راه به آبادی رساند . 💢اسب و سوار بعد از مدتی طی طریق به چادری در دل بیابان رسیدند. بهرام بانک زد که ای اهل منزل آیا میهمان راه گم کرده را می پذیرید ؟ صدای نحیف پیرزنی از درون چادر آمدکه :میهمان حبیب خداست، داخل شو . بهرام داخل شد . 💢پیرزن نا بینا بود و با تنها دختر و چند بز در بیابان زندگی می کرد به دخترش گفت:قدری شیر بدوش برای مهمان ، و جای خوابی نیز برایش بگستر . بهرام در لباس شکار بود و دختر ندانست که او پادشاه است ، 💢بهرام شیر بخورد و در جای خواب رفت ، همانگونه که در رختخواب دراز کشیده بود به آسمان نگاه میکرد ،در دل  اندیشید که این عشایر از منابع طبیعی بهره می برند اما مالیات نمیدهند ،فردا که به قصر  رسیدم برای عشایر نیز مالیات وضع خواهم کرد. 💢صبح شد همه از خواب برخاستند.پیرزن به دختر گفت برو شیر بدوش تا میهمان چاشت بخورد . دختر بادیه برداشت و به پستان هر گوسفند دست برد دید شیرش خشکیده ،برگشت  و گفت: مادر در عجبم که دیشب پستان  همه گوسفندان پر از شیر بود اما اکنون همه خشکیده اند !!! پیرزن گفت دخترم تعجب ندارد ،  قطعاً پادشاه برایمان خواب بدی دیده . 💢بهرام که این سخن شنید متعجب شد، با خود گفت من در لباس مبدل و این زال نیز نابینا ، و نیت مالیات نیز در دل من هست،  هنوز به زبان نیاورده ام  ؟!این زال چه می گوید. پرسید: مادر جان  مگر تو پادشاه را دیده ای یا میشناسی ؟ چگونه این حرف را می زنی؟! 💢پیر زن گفت : ای غریبه من تا به این سن هنوز هیچ پادشاهی را از نزدیک ندیده ام. اما به تجربه می دانم که هرگاه پادشاه بر رعیت ظلم پیشه گیرد، آسمان و زمین  و حیوان نیز بخیل میشوند ، خشکسالی و بیماری سراسر ملک را فرا می گیرد.. ‌‌@Mosbatbash 💥