7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرگ همیشه بد نیست...✨
@Mosbatbash 💥
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این ۳۰ ثانیه میتونه عزت نفست رو بسازه...💯
@Mosbatbash 💥
18.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آهنگی زیبا از ابوالفضل رحیمی عزیز...
❤️😍👌
@Mosbatbash 💥
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جواب دندان شکن حاجی...😂😂
صرفا جهت خنده...
@Mosbatbash 💥
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موسیقی زیبا و دلنشین...❤️❤️
@Mosbatbash 💥
.
#داستانک
🍃 مرد زاهد و همسر زیبایش
زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مؤمنی در آمد.
مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت.
روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواستههای من توجه نمیکنی، خود به کوچه و برزن میروم تا همگان بدانند که تو چه زن زیبائی داری و چگونه به او بیتوجهی میکنی، من زر و زیور میخواهم!
مرد در خانه را باز کرد و رو به زن گفت :
برو هر جا که دلت میخواهد!
زن درکمال ناباوری از خانه خارج شد، زیبا و زیبنده! ... غروب به خانه آمد!!
مرد خندان گفت:
خب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟ چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد!!
زن متعجب گفت: تو از کجا میدانی؟
مرد جواب داد: و نیز میدانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید!
زن باز هم متعجب گفت: مگر مرا تعقیب کرده بودی؟ مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت:
تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم!
@Mosbatbash 💥
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌قربانی افکارت نباش!!
@Mosbatbash 💥
.
#داستانک
🔵 رضا سگ باز ...
یه لات بود تو مشهد...
هم سگ خرید و فروش میکرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!
یه روز داشت میرفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن ... که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش میکنه.
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت : ”فکر کردی خیلی #مَردی؟!“
- رضا گفت: بروبچهها که اینجور میگن.....!!!
+چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!
به #غیرتش برخورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه...!
مدتی بعد....
شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای #دعوا میاد....!
چند لحظه بعد با دستبند، رضا رو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن :
”این کیه آوردی جبهه؟!“
رضا شروع کرد به #فحش دادن (فحشای رکیک!)
اما چمران مشغول نوشتن بود!
وقتی دید چمران توجه نمیکنه، یه دفعه سرش داد زد : ”آهای #کچل با تو ام.....! “
یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله #عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“
- رضا گفت: داشتم میرفتم بیرون که #سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد!!!!
+ چمران : ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید.....!“
... چمران و آقا رضا تنها تو سنگر .....
- رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! کِشیدهای، چیزی؟!!
+ شهید چمران : چرا؟!
- رضا : من یه عمر به هرکی #بدی کردم، بهم بدی کرده....! تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه.....
+ شهید چمران :
اشتباه فکر میکنی....! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی میکنم، نه تنها بدی نمیکنه، بلکه با #خوبی بهم جواب میده! هِی آبرو بهم میده.....
تو هم یکی رو داشتی که هِی بهش بدی میکردی
ولی اون بهت خوبی میکرده.....!
منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …
رضا جا خورد! ....
..... رفت و تو سنگر نشست.
آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمیرفت، زار زار #گریه میکرد! تو گریههاش میگفت:
یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟؟
اذان شد.
رضا #اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت.
..... سر نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!
وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد.
پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمینافتادن اومد.....
رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد......!
(فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش)
بهبه!!
یه #توبه و #نماز واقعی !!
@Mosbatbash 💥
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الهی در آخرین پنجشنبه تیرماه
روح تمام گذشتگان را بیامرز 🤲
آمین یا رب العالمین🤲
🖤روحشان شاد و یادشان گرامی
@Mosbatbash 💥