سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_3
#رمان
مثل همیشه بغض سرکشم رو قورت دادم تا بتونم محکم جواب بدم، چون از شکستنش بیزار بودم
_ بابا مگه من معلولم؟ یا یه بیماری لاعلاج دارم که بخوام رو دستت بمونم؟
_ نمیگم عیب داری منظورم اینه که...
حرفش رو قطع کردم
_ من به اندازه ی خودم زیبایی دارم و شما نمیخواد نگران موندن من رو دستتون باشین.
مامان در سکوت مناظره ی بین منو بابا رو تماشا میکرد
_ واسه من ادا و اطوار در نیار شایلین! امشب یه لباس مناسب بپوش و یه کمم به خودت برس من هماهنگ کردم امشب حتما بیاد خواستگاری.
جوابی ندادم اما نتونستم بمونم و یکراست برگشتم به اتاق مشترک بین منو لیندا
البته چند وقت دیگه که لیندا عروسی میکرد میشد اتاق من.
چند دقیقه بعد لیندا هم وارد اتاق شد
_ شایلین حس میکنم یه بوهایی میاد نکنه...
پوزخندی زدم
_ دلت خوشه ها... من نمیدونم چرا خدا به کسایی که لیاقتش رو ندارن دختر میده
لیندا مشتی به بازوم زد و خندید
_ منظورم بوی فاضلاب بود ولی حالا میبینم که واقعا یه بوهای دیگه هم بوده که تو باید بهم بگی.
اخمی کردم
_ بیمزه! امشب قراره خواستگار بیاد.
دستشو روی شونه ام گذاشت و به آرومی فشرد
_ خب خواستگار که این حرفا رو نداره. بذار بیاد شاید پسندت شد.
بی اختیار به طرف پنجره کشیده شدم
_ تو که بهتر از همه میدونی دلیل من برای ازدواج نکردن چیه!
با صدای پرحرصی جواب داد
_ آره چون از همه ی مردها متنفری!
کنارم ایستاد و هردو به گلها نگاه کردیم
_ درسته چون اونا زن رو فقط مثل یه وسیله برای رسیدن به نیازاشون میبینن.
_ اما همشون اینجوری نیستن شاید اینی که امشب میاد همونی باشه که فکر میکنی وجود نداره. نیمه ی پر لیوان رو ببین ...
_ برای منی که لیوان ندارم نیمه ی پر وجود نداره!
نگاهم به صورت خیسش افتاد. با سرانگشتم اشکش رو پاک کردم
_ گریه نکن وگرنه عصر باهات نمیام خرید!
جواب داد
_ شاید اگه یه داداش داشتیم اینقدر تو چشم بابا خار نبودیم.
وسط گریه خندید و انگشتاش رو تهدید وار تکون داد
_ اگه نیای به زور میبرمت.
بعد با تعجب ادامه داد
_ شایلین برام خیلی عجیبه که تو چطور تا حالا اشک نریختی و حتی یه بارم گریه نکردی؟! بغضت که میگیره به چی پناه میبری؟
پنجره رو بستم
_ فعلا که تو به جای هردومون داری اشک میریزی.
@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_4
#رمان
_ شایلین بدو دیگه تا بابا نیومده باید بریم وگرنه نمیذاره.
کیفم رو چنگ زدم
_ اومدم. با اتوبوس بریم؟
_ آره بهتر از آژانسه.
تند تند طول کوچه رو طی کردیم تا رسیدیم سر خیابون.
_ کجا با این عجله دختر خاله ها؟
صدای فرهود رو شناختم اما لیندا هنوز متوجه نشده بود. سقلمه ای از بازوش گرفتم
_ نامزدت اومد کارت دراومده!
سرمو چرخوندم سوار ماشین بود و شیشه ها رو پایین داده بود
لیندا غرغرکنان به طرفش رفت
_ اِ... فرهود خیلی بدی یه روز نمیشه منو تنها بذاری شاید بخوام با خواهرم برم خرید.
فرهود که همیشه با غرغرای لیندا انرژی میگرفت خندید
_ پس بدون من میخواستی بری؟ عمرا اگه بذارم.
پیاده شد و در ماشین رو باز کرد. با اخم ساختگی نچ نچی کرد
_ زن هم زنهای قدیم! کش جوراب آقاشونو به عنوان کشمو میبستن به موهاشون تا بوی آقاشون باهاشون باشه... اونوقت خانوم من دلش نمیخواد آقای به این خوشتیپی باهاش بره خرید.
با صدای ریزی خندیدم تا لیندا عصبانی نشه.
لیندا با حرص سوار شد و من عقب نشستم و حرکت کرد
فرهود سر شوخی رو باز کرده بود تا لیندا رو از این بدعنقی دربیاره
_ امروز من دست و دل باز شدم. هرکدومتون روی هرچی دست بذارین من حساب میکنم... فقط به فکر قلب ضعیف من باشین چیزای گرون انتخاب نکنین.
لیندا شکلکی درآورد
_ باید گرونترینا رو انتخاب کنم پوست از سرت بکنم.
فرهود با اخم ساختگی دست روی سینه اش گذاشت
_ آخ قلبم!
نتونستم جلوی خندمو بگیرم و آخرشم با اخم های درهم لیندا مواجه شدم.
بی هدف توی پاساژها میگشتم. لیندا هم چیزی پسندش نمیشد
پشت یه ویترین ایستادم و مانتوها رو از نظر گذروندم.
یه مانتو مشکی با کمربند پهن طلایی رنگ روش، تن مانکن توجهم رو جلب کرد
یه حساب سرانگشتی کردم با پولی که من داشتم فقط میشد یه شال ساده خرید!
پس بهتر بود بیخیال بشم.
همینجور که به مانتو نگاه میکردم صدای یه مرد جوون توجهم رو جلب کرد
_ بفرمایین داخل خانوم سایزتون رو بدم پرو کنین. چشمتون بهترین مارک لباسای ما رو گرفته.
@Mosbatbash 💥
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نظرت دیگه وقتش نرسیده خودت الویت زندگیت باشی؟!🥺👌
@Mosbatbash 💥
🔺مردها برای همچین زنی جونشونم میدن🤫
😈 تمام خانومایی که این نکته ی #محرمانه رو رعایت میکنن مورد توجه شدید پارتنرشونن🔥
👇
http://eitaa.com/joinchat/2100035738C3405090fa4
http://eitaa.com/joinchat/2100035738C3405090fa4
🖇 چیزای که هیچ مشاوری مستقیم بهت نمیگه
تو این کاناله ، اصلا" از دست نده☝️
.
خواص باور نکردنی سیر
اگه اینا رو میدونستم هر روز سیر میخوردم 💯
🩺🔬توصیه پزشک ( معجزه سیر )😳
🧄حقایقی در مورد سیر که نمیدونستی!
بزن رو سیرها😍👇🏻
🧄🧄🧄🧄🧄🧄🧄
🧄🧄🧄🧄🧄🧄🧄
🧄🧄🧄🧄🧄🧄🧄
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی کشاورزا آذوقه یک سالشونو میارن خونه...🤣🤣
@Mosbatbash 💥
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واسه هم دعاكنيم
واسه هم خوب بخوايم
الله نگهدار هممون 🤍🤌🏻✨
@Mosbatbash 💥
✅ #سیاست_زنانه
📌 جای دوری نمی رود اگر کمی شوهرتان را لوس کنید.
👈 مثلا برایش صبحانه درست کنید، در طی روز برایش چای یا قهوه بریزید و خلاصه هر کاری که نشانگر علاقه و محبت شما نسبت به او باشد.
▪️زمانی که همسرتان در خانه است، مدتی او را به حال خود بگذارید تا با خود خلوت کند، چرا که هر انسانی بطور طبیعی دوست دارد تا مدتی از روز را تنها بماند.
▪️ سعی کنید عشقتان را خالصانه و بدون توقع نثارش کنید اگر به او محبتی می کنید، از صمیم قلب باشد و منتظر نباشید تا در مقابل هر محبتی او هم برایتان کاری انجام دهدـ
ـ
@Mosbatbash 💥
🟠 آموزش هوش مصنوعی #رایگان شد!
در ۳ جلسه کاملا رایگان یاد میگیری: 👇
🔹یک مدرس خصوصی مجازی بسازی!
🔸با یک کلیک ویدیو در حد هالیوود بسازی!
🔸با زدن یک دکمه، یک کتاب بنویسی!
🔸درآمدزایی واقعی از هوش مصنوعی
🔸انیمیشن بسازی!
🔸ساخت خلاصه کتاب صوتی با یک کلیک!
🔸ساخت محتوای وایرال برای اینستاگرام!
💎درآمدزایی واقعی با هوش،مصنوعی
مبلغ این دوره ۴ میلیون بود اما به دلیل ایام تابستان #رایگان شد
ثبت نام رایگان در جلسات آنلاین دوره👇
https://formafzar.com/form/9sb6i
⚠️به دلیل رایگان شدن دوره ظرفیت زود تکمیل میشه جا نمونید! 🙏
سلام دوستان 🤚🌱
با جای خالی دندون نه میتونی بخندی و نه میتونی غذا بخوری...😔
🔴 میدونم این روزها هزینه ایمپلنت برای خیلیها دغدغه بزرگیه
ولی مرکز تخصصی ایمپلنت سریتا شرایطی فراهم کرده که بتونی درمانت رو خیلی راحت شروع کنی، حتی با ماهی ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان 💜
عضو کانال شو و شرایط اقساطشون روببین 👇
https://eitaa.com/joinchat/2993291570Cd8d400624f
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ثروتمند بودن خیلی قشنگه
ولی قشنگ تر از اون
داشتن یه همسر خوب مثل توعه...
💐😍
@Mosbatbash 💥
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای سالم ماندن، حالِ دلت را جدی بگیر...👌
@Mosbatbash 💥