eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
368.7هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
40.9هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
744.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونی وقتی هر روز خیار میخوری🥒 در واقع داری با بدنت چکار میکنی ؟🧐 🤫 رازهایی در مورد خیار که برای اولین بار اینجا فاش شده و شگفت زدت میکنه❌ ✖️بزن روی خیارها و دلیل علمی رو ببین👇 🥒🥒🥒🥒🥒🥒 🥒🥒🥒🥒🥒🥒 🥒🥒🥒🥒🥒🥒 🥒🥒🥒🥒🥒🥒 ❗️ایــــن مُــــــدل خـــــیار رو حـــتی اگر چاقـو زیر گلوت بود نخور👈(مشــــاهـــده)🤯
سلام دوستان 🤚🌱 با جای خالی دندون نه میتونی بخندی و نه میتونی غذا بخوری...😔 🔴 می‌دونم این روزها هزینه ایمپلنت برای خیلی‌ها دغدغه بزرگیه ولی مرکز تخصصی ایمپلنت سریتا شرایطی فراهم کرده که بتونی درمانت رو خیلی راحت شروع کنی، حتی با ماهی ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان 💜 عضو کانال شو و شرایط اقساطشون روببین 👇 https://eitaa.com/joinchat/2993291570Cd8d400624f
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤍چندتا تکنیک که به شما آرامش میده... ‌‌@Mosbatbash 💥
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مقصدی که برای تو باشه، فرار نمی‌کنه...🌿 ‌‌@Mosbatbash 💥
تنها زمانى "صبور"خواهى شد،كه "صبر" را يک "قدرت" بدانی نه يك "ضعف"... آنچه "ويرانمان" مى كند، "روزگار" نيست!!! حوصله‌ی "كوچك" براى "آرزوهاى بزرگ" ماست. 👌🕊🍃 ‌ ‌‌@Mosbatbash 💥
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱🌱🌱 فرشینه های زیبایی که در حد فرش ماشینی با کیفیتن وجایگزینی مناسب بجای فرش👌 شما رو از هزینه های هنگفت فرش ماشینی خلاص کردیم 😊 با دوام ،شیک ،مناسب همه فضای منزل و قابل سفارش درهر ابعادی که لازم دارید 🌟 در بیش از ۶۰۰۰ طرح و رنگ و تنوعی بینظیر که هیچ پیج وکانالی نمیبینی 🔥سوال و سفارش من اینجام👇 https://eitaa.com/joinchat/2886468880C12d76403ad 50
🌺از ته دل نیت کن به امام جواد (ع) فکر کن اماده ایی ؟ بعد بزن روی حرز چیزی بهت نشون میده که باورت نمیشه 😱👇 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺🌺🌺🌺🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 همین الان وارد شو واین فرصت از دست نده.. خیلی ها حاجت روا شدن👆👆👆
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_11 لیندا با دلخوری گفت _ من نمیفهمم چرا بابا اصرار داره حتما تو ازدواج کنی _ میخواد شر من و تو رو از سر خودش وا کنه لیندا پوزخندی زد _ وقتی میبینه گریه نمیکنی عصبانی تر میشه حالا خوبه حداقل مامان ازمون طرفداری میکنه _ نکنه بهتره! مگه ندیدی همونم تحت تاثیر حرفای بابا، یه چیزایی میگه که از صدتا فحش بدتره _ بیا به این چیزا فکر نکنیم و بخوابیم شاید فردا چیز بهتری درانتظارمون باشه *** با سروصدای بابا از خواب پریدم با صدای بلند اسم منو صدا میزد. طبق معمول لیندا سرجاش نبود هراسون از اتاق بیرون رفتم _ شایلین بیا ببینم دلت خنک شد _ چی شده بابا؟ _ با اون زبون بی صاحابت کاری کردی اخراج بشم تازه میپرسی چی شده؟ کف دستش رو محکم به دیوار کوبید _ حالا از کجا نون بیارم بنذارم جلوت تا بخوری و بیشتر از قبل لگد بندازی تو صورتم؟ دندونام از عصبانیت به هم میخورد _ تقصیر منه که اخراج شدی؟ پوزخندی زدم و ادامه دادم _ خدا تقاص کاری که میخواستی به ناحق سر من بیاری سر خودت آورد . رئیست مهمتر بود یا دخترت؟ _ دهنتو ببند همین زبون سرخت سرتو به باد میده به طرفم حمله کرد و سیلی محکمی به صورتم زد. نوبتی یکی این طرف و یکی اونطرف، تا جایی که دستاش به ذوق ذوق افتاد و عقب کشید صورتم میسوخت اما خم به ابرو نیاوردم _ اشک نمیریزی فکر میکنی با این کار ثابت میشه خیلی شجاع و نترسی؟ بلندتر داد زد _ کور خوندی! من نون خور اضافی نمیخوام توی خونه میفهمی؟ مامان که تازه از بیرون اومده بود ترسیده به طرفمون اومد _ چی شده چرا خونه رو گذاشتی رو سرت سهراب؟ _ از دختر زبون نفهمت بپرس ‌‌@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_12 اهل گریه نبودم ...اگه میخواستم هم نمیتونستم اشک بریزم _ اخراج شدم زن میفهمی؟! حالا مثل توسری خورها باید برم دنبال کار جدید بابا همونجور که داد و بیداد میکرد از خونه بیرون زد و مامان هم دنبالش دوید حالم بد بود، از اینکه حتی بابام هم منو مثل یه وسیله میدونست که باهاش میتونه کار خودش رو راه بندازه! برگشتم توی اتاق . به سختی به دیوار چنگ زدم تا نیفتم. برخلاف ظاهر محکم و قوی که داشتم، درونم تیکه تیکه بود و هر لحظه امکان فروپاشی داشت کنار پنجره ایستادم و سرمو رو به آسمون بلند کردم دلم نمیخواست دیگه توی اون خونه بمونم! _ خدایا به عظمتت قسم میخورم... به سیاهی شبت قسم میخورم که از این لحظه به بعد اولین خواستگاری که اومد نپرسم کیه و چیه،فقط قبول میکنم و از اینجا میرم. خودت میدونی که من قسم نمیخورم و اگه بخورم شکستش غیرممکنه! برگ کاغذی رو برداشتم و این حرفمو نوشتم و پاشم امضا زدم تا یادم نره کیفمو برداشتم تا کاغذ رو داخلش قایم کنم. یادم اومد از روز قبل که با لیندا رفته بودم خرید تا الان در کیفمو باز نکرده بودم. حس کردم کیفم وزن پیدا کرده درصورتی که من چیز خاصی داخلش نذاشته بودم. روز قبل هم وزنش رو حس کرده بودم اما با خودم فکر کردم شاید لیندا چیزی داخلش گذاشته باشه. با کنجکاوی زیپش رو باز کردم و با چیزی که دیدم چشمام گرد شد یه لباس مشکی رنگ! هرلحظه تعجبم بیشتر میشد لباس رو کامل بیرون کشیدم دستام لرزید و لباس از دستم پایین افتاد همون مانتوی مشکی رنگی بود که تن مانکن دیده بودم و ازش خوشم اومده بود ‌‌@Mosbatbash 💥
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارزش آدما به چیه؟!!!! حکایت خیلی هاست....🍃💕🌸 ‌‌@Mosbatbash 💥