🔴 حررراج بزرگ پاییزه 599تومنی آغاز شد 🔴
یکی از حرفه ای ترین و با سلیقه ترین مزون های تولیدی کودک و نوجوان در#ایتا
پســــــر🧒🏻انــــــه دختــــــر 👧🏻انــــــه
https://eitaa.com/joinchat/1333004009Ceb8416ed9f
خریدمستقیم از #تولیــــــــــــــدی #عمــــــده
🤌لباس مجلسی دخترانه
🤌ست های مزونی دخترانه
🤌 از نوزادی تا نوجوانی
🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آواز زیبا و دلنشین🌸🎶
@Mosbatbash 💥
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎🍂
قضاوت، اول از همه آرامش خودمون رو میگیره...
#دکترنبی
@Mosbatbash 💥
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹🍀
در پستی بلندی های دنيا
جز امواج خنده هايت
چيزی باقی نخواهد ماند
پس بخند كه دنیا
ارزش غمگين شدنت را ندارد.
@Mosbatbash 💥
❤️ شیطنتهای #زناشویی با همسر در #اتاقخواب ویژه خانمها😉
😍 ۸۰۰ #نوازش_کلامی جذاب و خفن
✅ لوندیهای اتاق خواب👇
https://eitaa.com/joinchat/4016898435Cfd8c8fcdd3
❌ عزیزان مجرد لطفا عضو نشوید
💚مخصوص #خانمای_متاهل
.
نکات رابطه زناشویی(جنسی) بهتر ویژه زن و شوهرها🔥🔥
https://eitaa.com/joinchat/4016898435Cfd8c8fcdd3
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_58
***
_ شایلین بدو بیرون سریع
با دیدن چهره ی پریشونش بازوشو فشردم
_لیندا تو نمیتونی خبرهای بد رو آرومتر بهم بدی؟ همش باید منو سکته بدی
_ خب نمیدونم این خبر بده یا خوب
کنجکاو پرسیدم
_ خب بگو تا بدونم
دستمو کشید
_ بیا بریم بیرون باربد اومده
با یادآوری خداحافظیش و حرکتی که جلوی در کرد تنم لرزید و قدمی عقب رفتم
_ نه من نمیام فعلا که عقد نیستیم هر حرفی داره به بابا بگه
_ چی میگی تو؟! مثل اینکه کار مهمی داره منتظره تا تو بری بعد حرفاشو بزنه.
پوفی کشید و ادامه داد
_ اون نامزدته و تو الان باید برای دیدنش پر پر بزنی
ناخواسته خندیدم
_ نه خیلی مجنون و شیداشم برو بابا خوبه میدونی چرا قبول کردم و بعد این حرفو میزنی
_ دلیلت هرچی که بوده الان باید رفتارت باهاش درست باشه اون که گناه نکرده ازت خوشش اومده خواسته باهات ازدواج کنه...
دستمو کشید
_ درضمن مگه همه ی ازدواج ها از روی میل و علاقهست؟! اینهمه آدم بدون عشق و فقط از روی عقل قبول میکنن تو هم یکی از اونا... نامزدتم که خدا رو شکر پسر خوبیه بقیه ی چیزا هم باهم بدست میارین
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_59
بی توجه به حرفهای لیندا، فکرم به این مشغول بود که اگه خداحافظیش اونجوری بود خدا به داد سلامش برسه!
لیندا محکم تکونم داد
_ اگه نیای باربد خودش میاد دنبالت
از فکر اینکه دوباره باهاش تنها بشم و بخواد حرکت جدیدی بکنه، توی اتاق نموندم و با لیندا بیرون رفتم
ایندفعه خودش تنها اومده بود. سلامی کردم و کنار لیندا نشستم
مامان فنجون چای رو جلوی باربد گذاشت
باربد بی توجه به چای نیم نگاهی بهم انداخت و زود مسیر نگاهش رو به طرف بابا تغییر داد
_ خب آقا سهراب اگه شما اجازه بدین اومدم اینجا تاریخ عقد و عروسی رو مشخص کنم
هیچ حسی نداشتم و برام فرقی نمیکرد . هرچه زودتر از اون خونه میرفتم برام بهتر بود
بابا و مامان هم استقبال کردن
_ آره هرچه زودتر مراسم بگیری بهتره پسرم
باربد دوباره به من نگاه کرد
_ اگه براتون مشکلی نباشه تصمیم دارم آخر همین هفته عقد کنم و آخر همین ماه هم عروسی
بابا با خوشحالی تایید کرد
_ هیچ مشکلی نیست پسرم
راست میگفت چه مشکلی میتونست باشه؟! تازه به قول خودش یه نون خور اضافه از خونهاش کم میشد و این برای بابا عالی بود
_ پس اگه اجازه بدین فردا بیام دنبال شایلین بریم خرید
بابا مخالفتی نکرد
_هرکاری لازمه انجام بدین
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر کس خسته اس این ویدیو رو ببینه...
❤️🩹☺️
@Mosbatbash 💥
🚨خانواده ی کرمانی خونگرم که اهل سفرن !
🤫😳😳😳😳😳😳😳😳😳
🤫 هیس!!!!!!!!!!
فقط # خانومااااااا بیان که دورهمی دوست دارن ... 👀💛👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
داستان # زندگی_واقعی که همه پیگیرشن👆
#تجربه😳
من منصوره هستم متولد ۶۷ تحصیلاتم کارشناسی ارشد برقه
قبل از به دنیا اومدن پسرم تو اداره برق کار می کردم و عصرها هم تو دانشگاه تدریس می کردم یک روز داشتم خونمو تمیز میکردم دیدم رو قرآن یک وجب خاک نشسته،مسیرِ زندگی من از همون لحظه تغییر کرد ...🥺
ادامه این داستان واقعی اینجا سنجاق شده 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de