8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنرانی ناب استاد الهی قمشه ای...👌
@Mosbatbash 💥
آموزش جهت #رابطه_جنسی بهتر
این کانال مخصوص افراد بالای 18سال میباشد👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2082538108Cfe05028ad8
زنی که نتونه با سیاستش مردو تشنه خودش کنه زن نیست که شلغمه😐
آ
جوری عاشقش کن تا بیشتر از قبل عاشقت بشه و دلش برات ضعف بره!!!
👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2082538108Cfe05028ad8
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨سـ❤️ــلام
✨روزتـــون
✨پر از خیر و برکت 🌸🍃
@Mosbatbash 💥
408_122161212480066.mp3
زمان:
حجم:
15.3M
#رادیو_مرسی
چهارشنبه هجدهم شهریور🌱
@Mosbatbash 💥
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حکایتی زیبا و آموزنده...👌👏
@Mosbatbash 💥
راستشو بخوای چند وقت بود رزق و روزیمون از دست رفته بود و بین منو همسرم اختلاف افتاده بود شدید و...
نمیخوام درباره اون موقع ها زیاد صحبت کنم...
ولی در اوج غم و غصه یکی بهم گفت یکبار راه اهلبیت رو امتحان کن..
و با معرفی بقیه نتیجه اش شد این👌✨انگار همه گره هامون یهو بازشد..👇
https://eitaa.com/joinchat/1304821888Ce8ba1e4ba9
اگر تو هم رزق و روزیت،دفع بلا،برکت مال،آرامش و...برات مهمه حتما مجموعه سیدنا رو داشته باش ☝️☝️
اولش فکر نمیکردم اتفاق خاصی بیفته!❌
اما کمکم خودم متوجه تغییرات شدم...
همسرم هم میگفت: «انگار اوضاع داره بهتر میشه!»
الحمدلله هم از نظر مالی شرایطمون خیلی بهتر شده 🌸💐
خیلیها پرسیدن چی باعث این تغییر شد؟
https://eitaa.com/joinchat/1304821888Ce8ba1e4ba9
من از سیدنا تهیهاش کردم...😢 👆
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_50
لبخند محوی روی لبم نشست. این خبر از نظر من بد بود و از نظر اون خبر خوش بود. از همین حالا معلوم بود چقدر باهم تفاوت داشتیم
هردو بیرون رفتیم. نگاه ها منتظر جواب ما بود و منم منتظر بودم باربد اعلام کنه.
نگرانی از چهره ی مامان و بابا پیدا بود . حق هم داشتن چون عادت نداشتن از من جواب درست بشنون
اما لیندا هیجان داشت و مدام دستاشو به هم میمـ!لید
بابا دیگه طاقت نیاورد و پرسید
_ نتیجه چی شد؟
باربد اول به باباش نگاه کرد و بعد جواب داد
_ ما حرفامونو زدیم و جواب مثبته.
بابای باربد که انگار روی تخت پادشاهی نشسته بود و از بالا بقیه نگاه میکرد به حرف اومد
_ من امشب این دوتا رو نامزد اعلام میکنم تا بعد دیگه آماده بشن و برن سر زندگیشون
مامان هیجان زده کل کشید. لیندا جعبه ی شیرینی رو باز کرد و یکی یکی تعارف کرد تا به من رسید
_ بردار عروس خانوم که تقدیرتو خدا برات رقم زده
هیچ حسی نداشتم. یه قسم باعث شده بود بدون فکر قبول کنم. در صورتی که اصلا این مرد رو نمیشناختم
فکرم درگیر زندگی باربد بود. چرا باباش فقط تو خواستگاریش بود و حاضر نبود توی مراسم عروسی یدونه پسرش که با هزار نذر و نیاز گیرش اومده بود شرکت کنه
حس میکردم یه جای کار میلنگه
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262