eitaa logo
مرکز مشاوره جامعه الزهرا (س)
1.4هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
836 ویدیو
55 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸قلب سخاوتمند 💚سخنان دلنشین ️ 🌸خدمت و مهربانی 💚درزندگی چیزهایی هستند 🌸که انسانیت را احیامیکنند 💚همه ی این خوبیها را 🌸براتون آرزو میکنم 💚تقدیم به شما خوبان 🌸طاعات و عبادات قبول @moshavere_jz
❤️سه عامل خیلی مهم در خوشبختی زندگی مشترک 👇 1⃣ 2⃣ 3⃣ و اگر این سه عنصر در زندگی رعایت شود، شما بهترین زن و شوهر برای همدیگر خواهید بود.💯 💯این سه تا هزینه چندانی ندارد، فقط کمی حوصله و مدیریت می‌خواد. ☘زندگی را به کام خود و خانواده شیرین کنید☘ ❀✾••┈┈•❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•❀ 🦋 ‌❣️👇 https://eitaa.com/moshavere_jz
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
با من با من و شما 😉 🙏 بهترین دعای من در سال 1403برای شما دوستان عزیز که فرزند ندارید یا در آرزوی داشتن فرزند هستید اینه: خدایا دامن همه‌ی زنان سرزمینم رو با فرزندانی سالم و صالح سبز بگردان مخصوص دوستان عزیز کانال رو😉 رَبِّ اجْعَلْنی مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🚘طبیعت زیبای دره زید در شهرستان دره شهر، استان ایلام😍 دره زید در 25 کیلومتری دره شهر و 105 کیلومتری ایلام قرارداره. این منطقه دارای طبیعت بکر و دره های بزرگ و زیبایی است که در ایران کم نظیر است. 🏝@moshavere_jz 🏝️
روزی به حکیمی گفتند؛ کتابی در زمینه اخلاق معرفے کنید، فرمود، لازم نیست یک کتاب باشد، یک ڪلمه کافیست کہ بدانی؛ "خــــــــدا مے بینـــــد" 💕 کمک کردن به یک انسان ممکن است تمام دنیا را تغییر ندهد، اما می‌تواند دنیا را برای یک انسان تغییر بدهد... این قانون کائنات است خوبی کنید تا دهها خوبی به شما برگردد... @moshavere_jz
🟢شب بیست و سوم رمضان، شب قدر را بیشتر قدر بدانیم🏝️🌱🌷 🟢🟢 سفره آسمانی امشب هم آماده میزبانی است🟢🟢 التماس دعا https://eitaa.com/moshavere_jz
در ذهن‌شان نجوای پیامبر با عبدالله جهنی را در آن روز مرور می‌کنند. هان! آن یک شب مهمانی که خواسته بود،امشب است! شب بیست و سوم رمضان! همه به خاطر می‌سپارند که در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان عبدالله جهنی با همه خانواده و غلامان و شتران و گوسفندان خویش به مدینه آمد و تا صبح مهمان خداوند در مسجد پیامبرش شدند. آن شبی که پسر جهنی آمد تا در خدمت حبیب خدا مهمان خداوند باشد. در خدمت شه باشد شب همره مه باشد/ تا از ملاء اعلا چون مه سپهى یابد. صبح‌گاهان با همه آن همراهان راهی منزل‌گاه خود در بیرون مدینه شدند. هر سال نیز چنین کرد. از آن پس اهل مدینه شب بیست و سوم رمضان را "شب جُهَنی" نامیدند و گمان‌ها به واقع شدن شب قدر در این شب مبارک رمضان فزونی یافت.چنان‌چه عبدالله بن بُکَیر به نقل از زراره از امام صادق علیه السلام یا پدر بزرگوارشان روایت کرده است که از ایشان در خصوص شب‌های ماه‌رمضان که غسل در آن مستحب است پرسیدم،فرمودند: "شب نوزدهم و شب بیست و یکم و شب بیست و سوم". سپس فرمودند: "شب بیست و سوم شب جُهنی است که به پیامبرصلّ الله علیه و آله و سلّم، گفت، منزل من دور از شهر است، شبی را معرفی کنید تا برای عبادت به شهر آیم و پیامبر صلّ الله علیه و آله و سلّم، شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان را معرفی کردند".[ من لایحضره الفقیه،ج۲، ص۱۶۱ ] و نیز از امام صادق روایت شده است که فرمودند: "إنَّ لَيلَةَ الثّالِثِ وَالعِشرينَ مِن شَهرِ رَمَضانَ هِيَ لَيلَةُ الجُهَنِيِّ، فيها يُفرَقُ كُلُّ أمرٍ حَكيمٍ ، وفيها تُثبَتُ البَلايا وَالمَنايا وَالآجالُ وَالأَرزاقُ وَالقَضايا ، وجَميعُ ما يُحدِثُ اللّهُ عزّ و جلّ فيها إلى مِثلِها مِنَ الحَولِ، فَطوبى لِعَبدٍ أحياها راكِعاً وساجِداً ، ومَثَّلَ خَطاياهُ بَينَ عَينَيهِ ويَبكي عَلَيها ، فَإِذا فَعَلَ ذلِكَ رَجَوتُ أن لا يَخيبُ إن شاءَ اللّهُ.[ بحار، ج۵، ص۲۴۳] شب بيست و سوم ماه رمضان، شب جُهَنى است. در اين شب، هر گونه كارى به نحوى استوار فيصله مى يابد، و بلاها و مرگ ها و اجل‌ها و روزى‌ها و قضاها و هر آن‌چه خداوندعَزَّ و جَلَّ در اين شب تا چنين شبى در سال آينده پديد مى‌آورد، ثبت مى‌شود. پس خوشا به حال بنده‌اى كه اين شب را با ركوع و سجود احيا بدارد، و خطاها و گناهانش را پيش چشم خويش آورد و بر آنها بگريد! اگر چنين كند، اميدوارم كه به خواست خداوند، نااميد نشود. ۲۲ رمضان ۱۴۴۵ ۱۴ فروردین ۱۴۰۳ کانال رسمی مرکز مشاوره جامعه الزهرا 🆔️ @moshavere_jz
زندگی امروز تو، حاصل تفکر دیروز توست، امروز متفاوتتر فکـــر کن تــا فـــردا متفاوت تر نتیجه بگیری... @moshavere_jz
📚 الحسود لایسود روزگاری در سرزمینی، زنى بود بسیار حسود، همسایه‌اى داشت به نام خواجه سلمان كه مردى ثروتمند و بسیار شریف و محترم بود، زن بر خواجه رشك مى‌برد ونسبت به او حسادت می کرد و مى‌كوشید كه اندكى از نعمتهاى آن مرد شریف را كم كند و نیک نامى او را از میان ببرد؛ ولى كارى از پیش نمى‌برد و خواجه به حال خود باقى بود. عاقبت روزى تصمیم گرفت، كه خواجه را مسموم كند، حلوایى پخت و در آن زهرى بسیار ریخت و صبحگاهان بر سر راه خواجه ایستاد؛ هنگامى كه خواجه از خانه خارج شد، حلوا را در نانى نهاده، نزد خواجه آورد و گفت: خیراتى است. خواجه، حلوا را بستاند و چون عجله داشت، از آن نخورده به راه افتاد و به سوى مقصدى از شهر خارج شد. در راه به دو جوان برخورد كه خسته و مانده و گرسنه بودند، خواجه را بر آن دو، شفقت آمد، نان وحلوا را به آنها داد؛ آن دو آن را با خشنودى فراوان، از خواجه گرفتند و خوردند و فى‌الحال مردند. خبر به حاكم شهر رسید و خواجه را دستگیر كرد، هنگامى كه از وى بازجویى شد، خواجه داستان را گفت. حاكم كسى را به سراغ زن فرستاد، زن را حاضر كردند، چون چشم زن به آن دو جنازه افتاد، شیون و زارى آغاز كرد و فریاد و فغان راه انداخت؛ معلوم شد كه آن دو تن، یكى فرزند او، و دیگرى برادر او بوده است. خود آن زن هم از شدت تأثر و جزع، پس از یكى دو روز مرد... این حسود بدبخت، گور خود را با دست خود كند و دو جوان رعنایش را فداى حسد خویش كرد. @moshavere_jz