eitaa logo
ناتمام|محمدپورکیانی
779 دنبال‌کننده
29 عکس
29 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَال حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَال
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 پخش سخنان رهبر شهید انقلاب پیش از تحویل سال چقدر جای تو خالی است ای نوید بهار بیا ببین که چه اندوهگین رسیده بهار غمت رشیدترین داغ اهل این ایل است بیا پیام بده، وقت سال تحویل است بیا پیام بده، اسم سال را بگذار به قلب مردم امید ‌وصال را بگذار صدای نم نم باران، سکوت گریه‌ی ماست نماز عید قنوتش، قنوت گریه‌ی ماست از این به بعد جهان باشد و تلاطم ما سفر بخیر، یگانه عزیز مردم ما محمد رسولی @mpourkiani
🔹برخی از بیانیه‌ها و پیام‌ها و پست‌ها ابراز همدردی با ملت مظلوم ایران است؛ که ای دولت‌ها و ملت‌ها به داد مردم ایران برسید که از زیر رنج حملات دشمن آزاد شوند! گویا ایرانیان زیر مشت و لگد دیگران قرار گرفته‌اند و این‌ها درخواست می‌کنند که بسته دیگه! نزنیدش! 🔸دفاع از ملت ایران نباید ذلیلانه باشد! ایران مظلوم است و مقتدر. اگر هم آسیبی می‌بیند سرش بالاست. عزیز است. ایرانیان را خدا عزیز کرده. جنگیدن، صلح کردن، مذاکره کردن، شهید شدن، پیروز شدن و... در تمام این احوال ذلیل نمی‌شود. چرا که اهل ایمان است. «مَن كانَ يُريدُ العِزَّةَ فَلِلَّهِ العِزَّةُ جَميعًا» تا امروز نیز اگرچه آسیب دیده‌ایم ولی دشمن نیز لگدکوب شده است. کسی نیست او را نجات دهد. 🌕 سخن درست را همان تحلیل‌گران اروپایی نوشته‌اند که: «ایران در حال دنبال کردن راهبردی است که در آن هم‌زمان با ادامۀ جنگ، توانمندی‌های نظامی روزافزون و چشمگیرتری را به نمایش می‌گذارد. آن‌ها موشک‌های بالستیک دوربرد استفاده می‌کنند، آن‌ها موفق شدند یک جنگندۀ نسل پنجم اف‌۳۵ را سرنگون کنند، آن‌ها توانسته‌اند مهمترین نقطۀ استراتژیک جهان برای عبور نفت را تحت کنترل خود درآورند. باورکردنش سخت است، اما به نظر می‌رسد ایران برتری عملیاتی واقعی در برابر ارتش ایالات متحده - با بودجۀ یک تریلیون دلاری‌اش - دارد. به شکلی کاملاً واقعی، این وضعیت حتی از ویتنام یا افغانستان هم چشمگیرتر است: آن کشورها در برابر یک ابرقدرت مقاومت کردند، اما ایران به نظر می‌رسد که دارد با آن رقابت می‌کند.» @mpourkiani
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 این دختر دهه هشتادی چقدر زیباتر از هر کتاب و استادی درباره لذت زندگی در ایران پس از انقلاب صحبت می‌کند: «مردم برخی کشورهای مترقی انگار دو میزنن برای هیچی، ولی من به عنوان یک ایرانی آرمان دارم، من هم میتونم در این دنیا حرفی داشته باشم، آقا به ما جرات پرواز داد، جرات رویا داشتن، جرات اینکه خودم باشم» همگی می‌دانیم که زندگی و معاش اهمیت دارد، رشد اقتصادی اهمیت دارد، توسعه مساله مهمی است، ولی آیا به اندازه این‌ها، از جهان بی‌معنا می‌ترسیم؟ از جهان بی‌رویا؟ ما در این جهان حاضریم و ذیل سایه این و آن نیستیم. @mpourkiani
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 نگران مردم نباشید! نه نخبگان پیامبران برگزیده خدا هستند و نه این مردم «لایعقلون»هایی که باید به دست نخبگان هدایت شوند. معنای بعثت مردم یعنی اینکه: «مردم» نیروهای پیاده کننده تصمیمات ما نیستند. اگر همیشه در اتاق‌ها می‌نشستیم و با نخبگان مباحثه می‌کردیم و تصمیمات را به مردم ابلاغ می‌کردیم، بهتر است اینبار از مردم بشنویم، راوی حماسه آن‌ها باشیم. نگران مردم نباشید. چند روزی است برخی نگرانی‌ها تکرار میشه: «نکنه مردم خسته بشن و خیابان‌ها را خالی کنند»؛ «به مردم بگید ما تا همین الان هم پیروز جنگ هستیم، که اگه جنگ به پایان رسید احساس سرخوردگی نکنند»؛ «نکنه این حزب‌اللهی‌ها وحدت مردم را بشکنند، با شعارهاشون، با رجزهاشون و...». اینکه این نگرانی‌ها رو به مردم بگوییم طبیعتا کار خوب و بلکه واجبی است. اثر هم داره، ولی چرا نگرانید؟ واقعا گمان می‌کنیم مردم ما تردید دارند که تا همین حالا هم پیروز شده‌ایم؟! اینکه چند نفر در گپ زدن‌های مجازی قدر این پیروزی‌ها را ندادند و مدام نق بزنند، ربطی به مردم ندارد، کمااینکه حرف اشتباه چهار تا مسئول را نمیشه به حساب کل نظام گذاشت. در تصمیمات بالادستی هم علاوه بر محاسبات نخبگانی، چشممان به مردم و میدان باشه. درباره سرنوشت جنگ قرار نیست خیابان‌ها را به مردم بسپاریم و اتاق‌های تصمیم‌گیری را به نخبگان. در صحنه امروز تصمیم‌گیری درباره جنگ، صرفا یک امر نخبگانی یا سیاسی در پشت پرده‌ها نیست. ذائقه و شهود مردم را دریابید تا تصمیمات شما تصمیم همگان باشد: تصمیم جمعی برای امر ملی. نگران مردم نباشید. راه و چاه را می‌شناسند. @mpourkiani
💢 دقایقی قبل: 🇺🇸 سناتور نانسی ماس: هم اکنون از جلسه توجیهی آمدم. بگذارید تا تکرار کنم من از ورود نیروی زمینی به ایران حمایت نخواهم کرد. 🇮🇷 ولی ما تکرار می‌کنیم که از این تصمیم حمایت می‌کنیم. چه فرصتی بهتر از حمله زمینی آمریکا و متحدانش به ایران. هنوز انگار خوب دردشان نگرفته. تابوت‌ها و جنازه‌های آنها که ردیف شدند، لبخند بازماندگان دختران میناب رو خواهیم دید.
هدایت شده از اشارات
🌕 موازنه دیپلماسی، میدان و خیابان دیشب در جمع مردم شریف تهرانپارس کمی سخن گفتم. از جمله اینکه پایمردی مردم در حضور در میادین و برکت محاسبه‌ناپذیر خون شهیدان، علی الخصوص امام شهید و کودکان میناب، همین اکنون فتح و پیروزی را برای ما به ارمغان آورده است. نه‌تنها دشمن به هیچ یک از اهدافش یعنی سرنگونی نظام یا استحاله از درون به سبک ونزوئلا دست نیافت بلکه فراتر از آن، ما نسبت به قبل از جنگ وضع به مراتب برتری داریم: اعمال کنترل بر تنگه هرمز، دست‌آورد بزرگ این جنگ است که دشمن اراده آن را به ما تقدیم کرد. ما باید پیش از این، از فرمول تنگه در برابر تحریم استفاده می‌کردیم. این جنگ باعث شد این فرمول طلایی را به‌دست آوریم. ناامن شدن متزاید رژیم اشغالگر و بعلاوه اسرائیل‌چه‌های کوچک منطقه دست‌آورد دیگر ماست. امارات، یک اسرائیل کوتوله است که در راس پیوند محور عبری و عربی است. فروریزی ایده امارات، به‌نحو پایداری معادله امنیتی منطقه را دگرگون خواهد کرد. دولت‌ها و شبه‌دولت‌های منطقه با شتاب بس بیشتری به سمت تعیین‌تکلیف نهایی و صریح در تامین منطقه پیش می‌روند: یا به قرارداد امنیتی محور مقاومت و معادله منطقه‌ای و اسلامی می‌پیوندند و یا به‌اسم هم‌پیمانی با امریکا، هزینه امنیت رژیم را هر روز بیش از پیش می‌پردازند. که البته این دومی علاوه بر هزینه‌های مادی، هزینه سیاسی و حیثیتی زیادی برایشان دارد و مشروعیت این شبه‌دولت‌ها را بیش از پیش مخدوش می‌کند. اما دست‌آورد بزرگ دیگر بعد از فتح میدان، "فتح خیابان" است. خیابانی که در طول سال‌های گذشته بارها به‌سبب تهاجم عظیم رسانه‌ای و در نتیجه فشار تحریم‌های اقتصادی و البته برخی تصمیمات نادرست داخلی، صحنه اعتراضات اجتماعی بود، اکنون یکپارچه به رنگ پرچم جمهوری اسلامی ایران مزیّن است. فتح خیابان، پشتوانه فتح میدان است و البته باید موازنه درست میان این دو برقرار باشد. در واقع معادله سه ضلع پیدا کرده است: دیپلماسی، میدان و خیابان. خیابان خواهان ادامه فتح میدانی است و طبعِ دیپلماسی، کاهش تنش میدانی. از سوی دیگر شرایط واقعی میدان را اهلش می‌دانند و نهایتا در تعاطی اضلاع این مثلث، سیاستمرد است که لحظه نقد کردن دست‌آوردهای میدان در ساحت دیپلماسی را تعیین می‌کند. تعیین تکلیف جایگاه رهبری آنهم با حداکثر رضایت مردم، خود دست‌آورد بزرگ دیگری است که در این لحظه اهمیت خود را نشان می‌دهد. اما دست‌آورد دیگر این نبرد به گمان من، پایان قطعی ایده پهلویسم به‌مثابه آلترناتیو نظام و حتی مقدمات شکست تصویر نوستالژیک دوران پهلوی اول و دوم در برابر عصر انقلاب اسلامی است. این خود دست‌آورد کمی نیست. دیگر راه بازگشت به گذشته در ذهنیت ایرانیان به‌کلی بسته شده و جمهوری اسلامی دست‌کم به‌مثابه وضع ضروری اکنون و آینده ایران پذیرفته خواهد شد و بدین ترتیب نظام بعد از سه دهه، از چالش جنگ بر سر موجودیت و لولوی براندازی رها خواهد شد. ...همانطور که اشاره شد خیابان خواهان تداوم فتوحات میدانی تا نابودی اسرائیل و حتی "رفع فتنه در جهان" است. همین‌که من در سخنرانی گفتم که ما تا امروز هم پیروزیم، شماری از مردم احساس کردند که می‌خواهم ایشان را برای پذیرش آتش‌بس مهیا کنم و با شعارهای خود مطالبه خود را عیان کردند. این البته یک سرمایه اجتماعی بی‌بدیل است. منتها باید آن موازنه درست برقرار باشد تا نه اهل سیاست از مردم عقب بمانند و نه خیابان از میدان و سیاست توقع نابجا داشته باشد که موجب سرخوردگی‌اش شود. مثل منی که شرایط دقیق میدان را نمی‌دانم، باید در تجویز نسخه به میدان احتیاط کنم. ما همه دوستدار ادامه جنگ دست‌کم تا لحظه تثبیت موازنه جدید امنیتی و اقتصادی و سیاسی در منطقه هستیم. در این موازنه جدید، اسرائیل جایی ندارد حتی اگر هنوز نابود نشده باشد. (الگوی نابودی اسرائیل، فروپاشی از درون خواهد بود). اما اینکه در چه گام‌هایی این موازنه‌ای که اکنون ظهور کرده، تثبیت خواهد شد را باید به منطق واقعی میدان و سیاست سپرد. مردان میدان و سیاست ما در این جنگ، پایمردی خود را ثابت کرده‌اند، لذا ضمن حفظ مطالبات به‌حق، باید به ایشان اعتماد کنیم. این اعتماد به مسئولان ارشد نظام، خود دست‌آورد بزرگ این نبرد است. @esharat_57
🌕 ایران، قصه‌ای برای آیندگان در باب روایت‌گری ایرانِ امروز 🔹 قصه‌ها بیش از آنکه برای به خواب رفتن کودکان باشد، زبان لطیف حکماست برای بیدار‌کردن همگان. از همین‌روست که خدای متعال اولین قصه‌گوی عالم است و کتب مقدس ادیان، کتاب قصه‌اند. حکمت ایران‌زمین نیز با داستان و قصه شناخته می‌شود. ابوالقاسم فردوسی را از اینرو حکیم خوانده‌اند که ادیب بوده است. به یادگار ماندن هزاران قصه در کتاب‌های شعر و نثر، قصه‌گوییِ خانواده‌ها برای کودکان، نقالی و شاهنامه‌خوانی، حکایت از همین روحیه ایرانیان دارد. ولی سخن مهم‌تر این است که نه تنها ایرانیان قصه‌گوی جهانیان بوده و هستند، بلکه ایرانِ امروز، خود قصه‌ای است درخشان برای خواندن! ایران، داستانی است ماندگار که تا قرن‌ها امکان روایت دارد. چرا که همچون قصه‌ها زندگی کردیم. برایمان سوال نشده که چرا ما این همه فراز و فرود داریم؟ این همه شخصیت و شهید داریم؟ این همه ماجرا! ما ملت یکجا نشستن و تماشا کردن نیستیم. ایرانِ ما حاج قاسم‌ها دید که در دشت‌ها و بیابان‌ها آنقدر برای مردمش جنگید تا شهادت را صید کرد. مادران و همسران شهدا را دید که بالای سر جنازه عزیزانشان، رجز سلحشوری خواندند؛ و هزاران هزار از این دست که این روزها و ثانیه‌ها خلق می‌شود. ما هیچگاه اسیر روزمرگی و تکرار نشدیم، زندگی ما سرشار بود از شگفتانه! از زیبایی و والایی! اگر مسئولان، فرماندهان و مردم ما همچون همگان رام این جهان شرور بودند، این همه قصه و شگفتی خلق نمی‌شد! شگفتی زمانی رخ می‌دهد که ایرانیان، خطرپذیری را به اوج می‌رسانند. لحظه فدا شدن پای آرمان‌ها، زیباترین و والاترین لحظه‌ای است که انسان در حیات خویش خلق می‌کند. لحظه‌ای که «خون» می‌جوشد! و ایرانیان خالق این همه زیبایی‌اند. «ما خود قصه‌ایم و بقیه تماشگر ما». 🔹 قصه ایران را خودمان باید بنویسیم! سوژه و راوی یکی است. همانطور که اسلحه به دست داریم، پرچم بلند می‌کنیم، در خیابان و میدان حرکت می‌کنیم، راوی این لحظات باشیم: 1- مصادیق و جزئیات را بیان کنیم: روایت، مفاهیم پیچیده را ملموس و محسوس می‌کند. در قصه‌ها و روایت‌ها، شجاعت و شرافت یک مفهوم برای اقناع ذهن‌ها نیست، بلکه یک واقعیت تحقق یافته در زندگی است که با تماشای آن جان‌ها تکان می‌خورد. همین است که شهید سلیمانی قدرتمندتر و زیباتر از مفهوم «شهادت» است و آیه‌الله خامنه‌ای شورانگیزتر و دلرباتر از مفهوم «ولی فقیه». چرا که مصادیق و وقایع، گرم‌تر از مفاهیم‌اند. حالا ببین چقدر زیبایی و گرما که این روزها در میدان و خیابان دیده می‌شود. زیبایی پشت زیبایی که «من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را»! این لحظات می‌گذرد و فراموش می‌شود؛ اگر در دفتر تاریخ روایت نشود. 2- هویت بسازیم: روایت، پس و پیش دارد و رخدادها را پشت سر هم می‌چیند. اینکه از کجا و چرا به اینجا رسیده‌ایم و به کجا می‌رویم. برای همین ویژگی است که با شنیدن روایت‌ها و قصه‌ها، ما از امور جدا ازهم و جزئی بیرون آمده و درون یک امر کلی به نام «هویت» می‌افتیم. کسی که مخالف کشتار کودکان میناب است، با روبرو شدن با «روایت» این کشتار، با امر کلان‌تری به نام دشمن، ظالم، استکبار و در سوی دیگر مقاومت، انقلاب و ایران آشنا می‌شود. 3- شخصیت‌پردازی کنیم: روایت شخصیت دارد، فرشته و دیو دارد. امام، شهید، مردم، فرزند، فرمانده، نیرو، هم‌وطن، دشمن، ذلیل، ساکت، مزدور و...؛ این شخصیت‌ها خاکستری و میانه و بی‌طرف نیستند. چرا که قصه‌ها، جنگ خیر و شر هستند و در زمان جنگ هیچ مجالی برای امر خنثی نیست. سکوت در برابر شر، همراهی با ظلم دانسته می‌شود. به همین دلیل است که سکوت، وسط‌بازی و پیام‌های No war تعدادی روشنفکر یا چهره‌های رسانه‌ای در این روایت شنیده نمی‌شود. 4- تعلق جمعی را تقویت کنیم: روایت‌ها، صرفا قصه جمع‌ها نیستند، بلکه سازنده «جمع»اند. چرا که از سرگذشت و سرنوشت «ما» سخن می‌گویند. ما که در مکان و زمان مشترکی به سر برده و هم‌سرشت و هم‌سرنوشت شده‌ایم. قصه‌ها جای افراد منزوی و دورافتاده از جمع نیستند. 5- حس مسئولیت‌پذیری را پرورش دهیم: نهایتا اینکه روایت‌ها، مسئولیت سازند. روایت‌ها گذشته را حکایت می‌کنند، تا لحظه کنونی می‌رسانند و آینده را معلق نگه می‌دارند. معلق به چه چیزی؟ به کنش انسان‌هایی که این روایت را می‌شنوند و می بینند! در روایت‌ها، لحظه حساس کنونی، لحظه بحرانی و نقطه عطف روایت، همان نقطه‌ای است که ما هستیم. پایان این قصه را ما می‌نویسیم. چرا که قصه، قصه ماست. از خودمان بپرسیم که ما کجای قصه‌ایم؟ @esharat_57@mpourkiani
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیعت خون مردم ماهشهر گویا سال‌ها منتظر این لحظه بودند که چنین به سوی جنگ پرواز کنند... @mpourkiani
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در این زمان که نیازمند حداکثر همدلی و وحدت در میان اقشار مختلف مردم با هم و میان مردم و مسئولان هستیم، با اندک صحبتی یا شایعه‌ای، «یقه‌گیری»ها شروع می‌شود. از چند شب پیش به خاطر چهار کلمه_ فقط چهار کلمه- توصیه حاج محمود کریمی درباره اعتماد به مسئولان، این جماعت بسیار بسیار کوچک و بسیار بسیار فعال حمله به ایشان رو شروع کردند! عجیب است. اگر بنا باشد جریان مذهبی و انقلابی ایران از جایی منهدم شود، همین «میل به تقابل» است. گویا یک فرهنگ تقابلی در بخش کوچک و فعالی از دوستان عزیز ما شکل گرفته و هر زمان که اندک فرصتی ایجاد شود بروز پیدا کرده و کل فضای ما را مخدوش می‌کند. تفاوت‌ها وجود دارد و در جای خود باید درباره‌اش گفتگو کرد، ولی چرا این همه طعنه و کنایه! @mpourkiani
آیا ترور فرماندهان قابل پیشگیری است؟ یکی از گلایه‌های مردم در این روزها، ترور مسئولان و فرماندهان ماست. اینکه چرا تقربیا تمام مسئولان ما ترور می‌شوند؟ قطعا بخشی از پاسخ، ضعف‌های امنیتی است. آیا به اندازه کافی و مناسب، مکان‌های ایمن برای جابه جایی سریع افراد طراحی و آماده شده است؟ آیا برای اختلال در ردیابی افراد بر اساس داده های ارتباطاتی و هوش مصنوعی کاری شده است؟ ولی پاسخ اساسی‌تر منشِ جنگیدن در فرماندهان و مسئولان ماست. ساختن چند پناهگاه در کشوری با تجربه ساخت ده‌ها کیلومتر مترو دشوار نیست. استقرار در پناهگاه و فرماندهی از راه دور و با واسطه حتما شدنی است. با این حال «تقریبا هیچ کدام از مسئولان و فرماندهان در جنگ رمضان در پناهگاه شهید نشده‌اند!» چرا؟ مشیِ جنگیدن فرماندهان ما، حضور در میدان در کنار نیروها و جنگ در خط مقدم بوده است. همانکه حاج قاسم این چنین توضیح می‌داد: «فرق است بین کلمه برو و کلمه بیا. فرمانده ما در صحنه جنگ می‌ایستاد جلو و می‌گفت: بیا. اما فرمانده کلاسیک می‌ایستاد عقب و می‌گفت: برو» ضمن اینکه اگر مسئولی گمان کند با نبود او شاکله جبهه و انقلاب ریزش می‌کند، موظف به حفاظت از خود است. ولی تردیدی نیست که شهدای ما از آقای شهیدمان تا سردار تنگسیری، چنان ساختار زنده‌ای ایجاد کرده‌اند که نگرانی از شهادت خود نداشتند. چه بسا این اشک‌ها و خون‌ها با تحولی که در مردم ایجاد کرده و خروشی که در میدان تولید می‌کند، قدرت مضاعفی به ساختار می‌بخشد. ترور فرماندهان مانند زدن ستون و ریزش سقف نیست، چرا که ساختار زنده مانند بدن با هر زخم، خودش را ترمیم و تقویت می‌کند. @mpourkiani
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه ذوقی کردند دختراش 😄 این صحنه‌ها از دست‌گیری خلبان مهمتره؛ چیزی که در این ملت دیده نمیشه ترس از جنگه، حالا بگو تفنگ برنو در مقابل بالگرد بلک هاوک آمریکایی!