غزلی از امام شهید سیدعلی خامنهای
دل را ز بىخودى سرِ از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سردادهام فغان
بانگ جرس زشوقِ به منزل رسیدن است
دستم نمیرسد که دل از سینه برکنم
بارى علاجِ شوق گریبان دریدن است
شامم سیهتر است ز گیسوى سرکِشت
خورشید من برآى که وقت دمیدن است
سوى تو اى خلاصهى گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوى پرکشیدن است...
#شعر #متن_مجری #رهبر_شهید
@MrMC_ir | MrMC.ir