- سید یه پیغام بده
+ یه پیغام؟! به کی؟!
- به هر کی دوست داری!
+ اگر یه اتفاقی واس ما افتاد
که ان شاءلله خیره
اگر اتفاقی افتاد بدونید
که ما لیاقتِ شهادت نداشتیم!
+ #ماه_رجب بود درِ رحمت خدا خیلی باز بود :)
*سیدابراهیم لقب جهادیِ شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده بود.
١٢ روز تا "،"
23:59 تموم...
روز تولدم هم تمام!
و اما دم #خواص_با_بصیرت گرم که تبریک گفتن :)
خب دوستانی که میخوان هدیه و کادو واسه تولدم بدهند به این شماره کارت واریز کنند...
6273817010067282
که بره مستقيم برای کمک به تکمیل احداث منزل مسکونی، جهت خانواده دارای دو فرزند معلول.
بنام گروه جهادی انصارالمهدی عج
eitaa.com/jahadiabadan
-الو، سلام
+سلام، بفرمایید؟!
-آقای مختار!
+بله، شما؟!
-من یه مشکل دارم، فلان و بهمان...
+اون مختار نماینده مجلس آبادان ِ ، من مختاری. اشتباه تماس گرفتید.
-ببخشید.
*کی شمارمو داده بجا مختار :)
#حرکت_در_عصر_یخبندان ٨
-یه روز جدید کی شروع میشه؟!
+در دل تاریکی شب!
-هوا روشنه یا تاریک؟!
+تاریک.
-پس اگه یه روز جدید در دل تاریکی شروع میشه،
تو چرا میترسی از قسمت تاریک زندگیت که یه کار جدید رو شروع کنی؟!
+WOW...
یا الله
دعوتید به
چند بیت دل و جیگر
چند تیکه کلام
چند مصرع بوی عود
کانال شاعرِ با استعداد آبادانی اصل
آقا مجید بوری علیه السلام
@majiidboori1371
#لیلة_الرغائب
به یه بغل زیارتِ مزار
آسیدمحسن شفیعی رغبت داشتم.
به نیابت از شما "امید های آینده"
#حرکت_در_عصر_یخبندان ٩
ادیسون میگفت:
"من مدیون مادرم هستم که در زیر زمین خانه کارگاه ساده ای درست کرد."
اوقات فراغت یه جای مفید رفت.
بعد میشه جزء اثرگذارترین مخترعین جهان.
یه هفته قبل از سربازی رفتنش گفتم کجا آموزشی افتادی؟!
گفت: مادرم کارای اعزاممو کرده، نمیدونم!!!
مادری که جای بچه هم هست!
دلسوزی بیش از حد مادر، از یه بچه ای که باس نخبه بشه، پخمه میسازه...
ترس ما از "انتخاب" رفقا و متربی و بچه سر بزنگاه هاست. ولی اولیا خدا #بستر رو واسه این انتخاب فراهم میکردن، خوب رو خوب جلوه دادن، بد هم بد.
و ما شدیم آدم های مختار
و شما هم به بنده میگید مختاری!
و بزرگ ترین تفاوت انقلاب اسلامی ایران این بود که ولی خدا آسیدروح الله گفت: آری و خیر بگید...
وگرنه هیچ حکومتی جرأت به "انتخاب" گذاشتن مقبولیت رو نداره.
اینه "بستر" که فخری زاده ها و یاسینی ها از دلش رشد میکنن.
#اعتکاف
با علی (؏) شروع می شود و
با دختر علی تمام میشود
خدا دیگر چگونه فریاد بزند
عشق به این خانواده را ؟!
۹ روز تا "،"
یک بسیجی نامه ای به من نوشته بود که یک سری انتقاد کرده.
در بند چهارم نوشته بود:
"چرا شما و اکثر فرماندهان سعی می کنید نیروها را برای عملیات بسازید؟!
و چرا سعی نمیکنید نیروها ساخته شوند برای اینکه به خدا نزدیک شوند؟!
و چرا هدف را عملیات قرار می دهید؟!
چرا #تقرب به خدا قرار نمی دهید تا نیرو هم آن قدر در نبودن عملیات خسته نشود.
حتی بعضی اوقات، برخی فرماندهان توکل بر خدا و نزدیکی به او را وسیله ای برای پیروزی عملیات می دانند.
[او نوشته برادر] همت، اگر میدانی که با شکست به خدا نزدیک می شویم بگذار شکست بخوریم."
(صحبت های شهید ابراهیم همت در جمع فرماندهان)
*از کتاب مباحث استراتژیک جنگ تا پایان سال ١٣۶١
یه مزاح جالبی کسایی که معتکف نیستن به معتکفین میگن:
" ها تو کفی :) "
معماری جدید میبینی محوش میشی گاهی بدون پلک زدن میبینی، میری تو کفش. یا حرفی که دل رو زنده میکنه گاهی با دهن باز میشنوی میری تو کفش.
این مزاح اونجایی جدی میشه که چون معتکف از لغو و لهو روزمره دور شده، باس تویِ #کفِ خلوتِ خودشو و خدا بره!
برای معتکف برنامه ای بریزید که به خلوت و فکرش برسه، نه با کلی سخنران و کارگاه و پخش فیلم و جلسه به جلوت تبدیلش کنید!
۵ روز تا "،"