#رباط_یا_ربات ١
مد نظره در مورد زندگی کارمندی چند پُرس پاراگراف و چند سیخ جمله و چند تیکه کلام! تحت عنوان رباط یا ربات عرض کنم.
پیوستگی خوندن شما باعث درک از بحث میشه.
احتمال خلط بحث از طرف خوننده ای که سر و ته رو میخونه هست، گفته باشوم.
البته مثل همیشه پذیرای مبشرا و نذیرای شما هستوم.
چون قراره مثل ماهی حلال گوشت خلاف عُرف زندگی کارمندی بریم جلو لذا این شطحیات رو برادرانه بخونید.
رِباطِ الخَيلِ یعنی اسب های که بسته شدن یجا و آماده نبرد هستن.
با این رباط کار داریما.
ربات هم که میدونید چیه دیگه...
#رباط_یا_ربات ٢
بهتر از تعبیر قرآنی رباط الخیل واسه مبحث پیدا نکردم.
در ادامه شما هم، هم نظر میشید.
زندگی کارمندی یه ساحت مورد مقبول از مشاغل توی جامعست که وقتی میگیم طرف کارمنده،
میگم خب بیمه داره، شأن اجتماعی داره، نظم کاری داره، جاش خوبه، سر برج یه آب باریکه واسش واریز میشه.
اینا انگاره های ذهنی از کلمه "کارمند" میتونه باشه.
دولت ها نیاز به افرادی دارن که مثل چرخ دنده کار کنن تا کار ملت پیش بره.
نسبت "شرایط کارمندی" با همدیگه متفاوته.
مثلا کارمند داریم از طلوع میره تا غروب برمیگرده.
کارمند داریم نصف روزشو اینستاگرام ول میچرخه.
کارمند شرایط سخت و بحرانی و میدانی هم داریم.
اما بنظرم بدترین نوع "شرایط کارمندی" اونه که کارت با دغدغت نخونه. در عذابی، اتاق برات قفس و زمان برات دیر میگذره. دنبال یه مرخصی که بری سفر.
توی آداب سفره انداختن عراقیا اینجوره که #نون آخرین مرحله پذیرایی و وقتی نون بذارن یعنی بسم الله.
و موقع جمع کردن سفره اول نونو ورمیدارن بعدا بقیه چیزا رو.
ولی ما غالبا نونو اول میذاریم سفره، آخر ورمیداریم!
(1.00) به توانِ 365 مساوی با 1.00
اما
(1.01) به توانِ 365 مساوی با 37.7
#یک_درصد_حرکت در روز داشته باشی، در طول سال اثر گذاره.
بسم الله...
#رباط_یا_ربات ٣
یه سری ورزشا هستن که توی جمع انجام میشه ولی کار جمعی نیست، کار انفرادیه، مثلا بدنسازی.
یه سری دویدن ها هم هستن که درجا زدنه، مثلا دویدن روی تردمیل.
کاره کارمندی درسته کار جمعیه ولی کار چارچوب بندی شدس، چارت نیست، چرته!
شبکه تقویت تواصی به حق و صبر ازش در نمیاد.
تهش اینه که شبکه اتصال دیتا در میاد.
به اذعان اندیشکده های غربی آدما از وقتی وارد سیستم میشن، افسرده تر میشن!
چطور میشه حقوقت سر موقش باشه، بیمه و دفتردستک داشته باشی، ولی بی رمق بشی!
یجای کار میلنگه.
شاید علتش کور کردن ابداع و نبوغِ کارمند باشه!
چون جایی واسهٔ ابتکار توی سیستمِ مطلقا ابلاغ محور، تعریف نشده.
چون کارمند یعنی انسانی که چرخهٔ زیستش میشه: کار، خونه. کار، خونه.
شاید زیر چرخ زمان له نشه و وسطش این دو تا یجایی بره تفریح و یا زرنگ باشه شغل دوم واسه خودش بزنه.
خارجکیا که مهد زیست کارمندین،
میخوان ربات رو مثل انسان کنن.
ولی ما میخوایم انسان مثل ربات بشه!
مقصد بهانه است،
#رفتن رسیدن است.
وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ
راه بیُفتیم...
آنکه راه افتاد
بـــهـــ ســـوی تـــو
راهش نزدیک است.
کل #چراغونی که از یه سال پیش توی آبادان انجام شده، به اندازه چراغونی جدیدی هست که توی یه میدون (ولیعصر) طهران انجام شده!
گفتن امید بدید.
خو داریم به طهرونیا امید میدیم دیگه، با پول نفت ما حال کنیدا.
"آبادان"
شهری که بین دو نهره
زیرش نفته، روش نخله.
یه زمانی بیشترین تعداد سینما داشت.
الان بیشترین تعداد ضایعاتی.
توی جنگ سپر گوشتی بود
بعد جنگ اسیر وعده ها
#یه_روز_خوب_میاد
دشمن ما رو اغوا کرده، شما ما رو اقناع کنید.
اگر تونستید، #جهاد_تبیین کردید...
اون قسمت از صحبت آقا که دیروز با دانشجو ها داشتن رو بعضی ها انگار اولین باره شنیدن!
آقا چند باره این صحبت انجام دادن که "مثل شهدا زندگی کنید و خلأ شهدا رو پر کنید"
ولی
تا حیوان و #گرگ_درون آدم نشه،
اون آدم مثل شهدا نمیتونه زندگی کنه
و شهید نمیشه!
بعضیا رو دیدم بارها فتوای من درآوردی صادر میکنن و آخرت رو به دنیا میفروشن،
چی میگن؟!
میگن تهمت و هتاکی و غیبت شخصی (از مثلا حسن روحانی) مجازه، خلاف کرده و آزادیم چون مسئول بوده!!!
عجب!!!
آقای قرائتی رو استناد میکنن و سخن امیرالمؤمنین رو...
مگر دقت نکردید که انتقاد به عملکرد مسئول با غیبت و افترا فرق داره؟!
اگر با کسی مخالفت هم داریم،
دشمنی هم داریم،
جدایی فکری هم داریم،
دربارهاش نباید #ظلم کنیم.
مصیبتبارترین مسائل این است
که یک وقتی یک کافری
روز قیامت یقهی بنده را بگیرد.
که آقا،
تو به من در فلان جا ظلم کردی؛
یعنی واقعاً دیگر
از این چیزی سختتر نیست!
آقا، ٢٩ فروردین ١۴٠٢