در جوار ضریح منور #شاهزاده حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دعاگوی شما هستیم.
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
ای پسر جام میام ده که به پیری برسی
چه شکرهاست در این شهر که قانع شدهاند.
شاهبازان طریقت به #مقام مگسی!
ذَلَّتْ لِقُدْرَتِک الصِّعَابُ
آخدایی که سختیا در برابر قدرتش خار و ذلیلن...
*دعای هفتم صحیفه سجادیه
#اون_موقع که پشت در دستشویی و پشت صندلی اتوبوس رو مینوشتن زن، زندگی، آزادی ( همون زن، بردگی، تجارت)
ناوگروه ٨۶ نیروی دریایی ارتش با ناوشکن تمام ایرانی دنا و ناوبندر مکران مشغول دریانوردی ۶٣ هزار کیلومتری مسیر دریایی بودن و یه دور ٣۶٠ درجه ای دور کره زمین با پرچم ایران مانور دادن.
بعد از ٨ ماه به خونه خوش اومدید.
#نسخهٔ_اصلی
"همایش اعتماد به نفس"
از شرح صحیفه سجادیه
توسط حاج آقا آریادوست
این هفته هم برگزار میشود.
دوشنبه ها
ساعت ٢٠:٣٠
فلکه کارون، حسینیه اسفه ایها
https://eitaa.com/sahifehabadan
برای روز درخت کاری آقا درخت مثمر کاشت.
فرمودند:
یه نامه دادن مردم گفتن مثمر بکارید ما هم عمل کردیم.
یعنی از سمت مردم آبادان خرمشهر یه #نامه نرفته یا چیز دیگه ای بوده؟ یا هیچی نبوده؟
٢٨ مرداد چه روز مهمی هست در تاریخ آبادان که تا الان توی تقویم نیاوردن؟
نادر طالب زاده میگفت:
ما آمریکا بودیم و مشغول روزمرگی، صدای انقلاب ایران رو از دکه روزنامه فروشی با تیتر سینمارکس آبادان شناختیم و منجر شد بیام ایران.
یه "هلوکاست واقعی" توی آبادان رخ داد و مدعی هستیم کار عوامل شاهنشاه عاری از مهر بوده ولی چرا تا الان حاضر نشدن توی تقویم نامی از این فاجعه ببرن؟
این نوع سانسور رو بعضیا دارن با #متروپل انجام میدن، از ما گفتن...
تجمع فردا جبهه مردمی بانوان انقلابی روبروی خانه مردم آبادان #کاربیهوده ای هست.
کارها وقتی اولویت بندی نشن اینجوری شیش میزنیم!
اولویت رو از آستین در نمیاریم اگر واقعا تکلیف گرا و انقلابی هستیم پس اولویت رو آقا سالهاست مشخص کرده، آقا میگه حجاب بهانس چون رشد هایی داره صورت میگیره و اینا دارن بر طبل میزنن تا حواسا رو پرت کنن.
تجمع کنید برای حمایت از رونق تولید بانوان چه روستا چه شهری که توی این وضعیت اقتصادی درد رو درمان کنید.
"تو سری درست بشه، روسری هم خودش میاد"
اگر از بانوان انقلابی قله های موفقیت میساختید و حمایت میکردید الان ناخودآگاه مردم به سمت نوع پوشش این خانمای موفق در تولید و اقتصاد مقاومتی رجوع میکردن، که گفت هر کسی نان دهد فرمان دهد.
جریان نفوذ علنی یعنی فیلم #دسته_دختران
بوی تعفن قلم فیلمنامه نویس و بوی لجن از تن بازیگر ها میده.
اسمشو میذارم "دسته دختران فراری"
چرا رزمنده های آبادانی خرمشهری به این فیلم معترض نمیشن؟
چرا زنان رزمنده به این فیلم نقد نمیکنن؟
مگر کم سوژهٔ اصیل و مستند و ناب داریم که فیلمنامه توهمی تخیلی مینویسند؟
مگر کم کتاب از دختران اثرگذار رزمنده و شهیده داریم که این چرندیات ساخته میشه؟
چند نفر از پيشکسوتان یا رزمندگان، جانبازان و فرماندهان آبادانی خرمشهری این فیلم رو دیدن، اگر دیدن نظرشون چی هست؟
نقد فیلم #دسته_دختران
اگر این فیلم داغون رو دیدید نقدو بیشتر متوجه میشید.
چون فیلم با نیت شیطانی درست شده پس نقدی به تکنیک و قالب چرت اون نمیکنم.
(این نوشتار از شدت عصبانیت نیست، منتها کلماتی در شأن سازندگان پیدا نکردم که هم عمق مطلب رو برسونم هم حق مطلب ادا بشه)
آقا توی نمایشگاه کتاب یه مصاحبه داشتن امسال، ایشون گفتن گونهٔ جدیدی از کتاب ها در حال ظهور هست که یا نویسنده خانم هست یا سوژه.
بله برای تقابلش در فیلم ها ژانر جدیدی رخ داده که دقیقا بر علیه شیرزنان با غیرت و شجاعت اصیل ایرانی اسلامی هست!
سریال چرند کیمیا مصداقش هست.
اما بعد...
صدف عسکری، نقش یه دختر جوون حامله رو داشت که معلوم نبود شوهرش کیه!
ولی ظاهرا فرار کرده بوده که بیاد جبهه.
چه ضرورتی داشت "حموم رفتنش" رو کارگردان احمق به تصویر بکشه؟
در سکانسی دیگه وقتی هواپیما های بعثی حمله میکنن میوفته توی قبر و انگار داره "زنده به گور" میشه!!!
میدونستید همین بازیگر در واقعیت کشف حجاب کرد؟!
وجیه-شهناز
قیافهٔ چروکی و سیاه سوخته زنی پیر اما "چادری" که با لهجه مسخره بزور عربی حرف میزد.
مِعدان(اسم زنان چولان نشین با این قیافهٔ چروک هست)
تنها کسی که مقید بود همین وجیه یا شهناز بود که داشت دعای توسل میخوند:
یا وجیها عندالله...
و همزمان تصویر روی دختری بود که داشت با سگ بازی میکرد، و تصویر بعدی نمای دختری شد که موهاشو داره قیچی میکنه!!!
خب این ها "مرض قلبی و عناد کارگردان" رو نشون میده که میخواد مثل سیریش این ها رو بهم بچسبونه.
فرار کردن وجیه-شهناز از دست شوهرش و تیراندازی به شوهرش که دیگه اوج محبت یه زن چادری به شوهرش بود!
گفت: شهناز اسم قبلیم بود. جدا نشدم از شوهرم ولش کردم. افتاده دنبالم منو راضی کنه ببره خونه، ورق بازه قمار میکنه، بعدِ ٢٠ ساله که از دستش فرار کردوم!
وجیه خودش اهل سیگار بود و طلاهایی که اون بعثی گرفته بودن دستش کرد! همون کسیه که امر به معروف هم میکرد!
چرا چرا چرا توی فیلم سپاهی یا بسیجی نشون نداد مگر یک نفر، اون سپاهی که توی مسجد جامع خرمشهر بود و خط اتوی لباسش از شمشیر جومونگ تیز تر بود و مانع رفتن دسته دختران فراری به جبهه شد!
رزمندهها با لباس شخصی و حتی بدون پیراهن نشون داد ولی دریغ از یه سپاهی یا بسیجی!
یه مردی سوار ماشین دسته دختران فراری شد و بهش گفتن:
داری فرار میکنی.
گفت: نه داروم تغییر موقعیت میدوم!
(کلا فیلم میخواستن بزور لهجه آبادانی داشته باشن!!)
دیالوگ دسته دختران به اون مرده که فرار کرد از خط مقدم:
_داری میجنگی یا ول میچرخی.
+نیرو آزادم هر موقع خواستم میرم میجنگم.
پشت وانت دختره میگه از اون کوچه برو که خانواده منو نبینن!
اینه که این دسته "دسته دختران فراری" هست.
در حالیکه با هیچ کدوم از سوژه های دفاع مقدس تطبیق ندارند.
بهش گفت:
_نگفتی؛ آخرِ اون داستان چی میشه؟
+"دختره زنده به گور میشه!"
(این دیالوگ در حالی بود که پرچم ایران بالای یه قبر توی گلزار شهدای آبادان بود و دختره حامله در حال برد یه رزمنده به گور بود!)
یکی از "به اصطلاح رزمنده ها" پاش تیر خورد، سیمین که موهاشو قیچی کرده بود روسریشُ ور داشت روی پای پسره بست!
خلاصه کشف حجاب به بهانه درمان هم دیدیم توی فیلم!
رزمنده ها که راویان اصلی دفاع مقدس هستند در مورد تحریفات فیلم "کیمیا" اکثرا سکوت کردند و قانون تأیید محتوای دفاع مقدس تصویب نشد، حالا جرأت کردند فیلم فاحشه ای بنام دسته دختران رو بسازن و بنوازن!!!