امام خمینی فرمود:
کار کردن در آبادان #ثواب_شهادت داره.
خب این بن بست شکستن تحریما و صادرات گاز ال پی جی به پاکستان که امروز از اسکله پالایشگاه انجام شد مصداق ثواب شهادته.
یه آبادانی که هر سال ١٢ بهمن میره نوفل لوشاتو واسه ایام دهه فجر مراسم میگیره، برای این کشتی که امروز گاز رو از پالایشگاه آبادان صادر کرد سه تا گوسفند سر برید و #نذر کرد که بسلامت برسه به مقصد.
رفتم اسکله ای که درست کردن واسه صادرات گاز ال پی جی رو دیدم،
چارتا تیکه پاره آهن ارزش نداره، ولی وقتی متوجه میشی یه اراده پولادین پشتش بوده و شبانه روز کوبیدن تا عملیاتی بشه ارزشمند میشه!
یادم افتاد به سخن آقا که فرمود:
"پالایشگاه آبادان رمزی از #اراده ملت ایران هست"
همین ایام بود که مشهد، توی موکب قلم مشغول کشیدن چهره شهید علی صالحی مجد (جوونی که حاج احمد عنایت ویژه ای بهش داشت) بودم
تا وقتی تموم شد روبروی ضریح بذارم و عکس بوم نقاشی رو بفرستم واسه حاج احمد تا روی تخته بیمارستان یه لبخندی بزنه.
ولی خبر رسوندن که #حاج_احمد ملکوتی شد...
بلیط پرواز رو که قرار بود واسه ٢ روز بعدش باشه منتفی کردم و همون روز هماهنگ کردم که برگردم آبادان.
بعدا خبردار شدم که چندین نفر از نزدیکای #حاج_احمد و دوستاش و رفقاش رفته بودن مشهد.
خبر چه سنگین بود...
پسر شهید یاسینی پیغام فرستاد:
"ما فرزندان شهدا دوباره یتیم شدیم."
خب این چنین قرب قلبی که ایجاد شده بود بین رفقا و کسایی که شناخت داشتن، قطعا دل کندن سخت تر از کوه کندن میشه(طبق اون روایت معروف)
بنظر میرسه نه تنها خود حاج احمد به دعاش رسید و ایام شهادت امام رضا علیه السلام تشییع و تدفین شد؛
ما هم به واسطه غم شهادت امام رضا علیه السلام قلب هامون تسکین و جهت پیدا کرد تا آروم شد.
تا خبر رسید بهم
تنها جمله ای که دائم تکرارش میکردم و صحن به صحن، رواق به رواق حرم امام رضا علیه السلام رو راه میرفتم این بود که:
«إلهِى #رِضاً بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ»