آوین دروغ نمی گفت اون فقط چیزی که هیچوقت اتفاق نیوفتاده بود رو میتونست با همه جزئیاتش برای همه دنیا تعریفش کنه جوری که کاملا واقعی به نظر برسه
#مجموعه_آقای_ایکس
#ناخن_های_مشکی
@Mrxcollection
وقتی باراد و توفان داشتند همو تا سر حد مرگ کتک میزدن آدرین پرسید دارن دعوا میکنن؟
راشا جواب داد نه آشتی کردن الان دارن در باره شرایط توافق شون مذاکره میکنند
آدرین گفت آهاان و بعد به دماغ شکسته باراد و چشم کبود توفان نگاه کرد
#مجموعه_آقای_ایکس
#چشمان_رنگی
@Mrxcollection
اگه از همکار رو مخت بدت میاد خوشحال باش وقتی میای خونه از دستش راحت میشی
ولی باستین حتی تو خونه هم باید فیکا رو تحمل میکرد
#مجموعه_آقای_ایکس
#قلب_صورتی
@Mrxcollection
باراد یه روانیه و توفان روانی تر از اون معلومه که دوستی ای پایدار تر از دوستی اونا وجود نداره،اونا به هم نیاز دارند
بالاخره یه کسی باید باشه که وقتی یکی شون تبدیل به یه قاتل دیوونه بشه اون رو اونقدر بزنه که بیهوش بشه؟
#مجموعه_آقای_ایکس
#چشمان_رنگی
@Mrxcollection
آراس هیچ وقت نفهمید داداش کوچیکش کی اونقدر بزرگ شد که بخواد بهش دستور بده ، البته که آراس بهش افتخار میکنه
#مجموعه_آقای_ایکس
#چشمان_رنگی
@Mrxcollection
همه فکر میکردن آلما و سورنا یه ازدواج سنتی داشتند که پایان خوشی نداشت
چی میشه اگه همه چیز یه نقشه بزرگ بوده باشه؟
#مجموعه_آقای_ایکس
@Mrxcollection
الکس بار ها به این فکر کرده بود که جسیکا تاوان کدوم گناهشه
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
@Mrxcollection
رز و آسا هیچوقت تحمل باخت رو نداشتن چه برسه به ضایع شدن در مقابل تیکه های سنگین همدیگه واسه همین آوین و نیلا بیشتر از هرچیزی حواسشون بود که بحث به سمت برتری نره وگرنه اون دوتا قابلیت اینو داشتن که تا صبح باهم دیگه کل کل کنند
#مجموعه_آقای_ایکس
#ناخن_های_مشکی
@Mrxcollection
سلام بچهها من نویسنده مجموعه آقای ایکسم، میخواستم تجربه هایی که طی این پنج سال،نویسندگی به دست آوردم رو در قالب طنز و داستان براتون به اشتراک بزارم
امیدوارم لذت ببرید:
#ماجراهای_منو_ویراستارم
#ماجراهای_منو_ویراستارم
#سکانس۱
اون اولا جسیکا شخصیت الانش رو نداشت و قرار بود مثل الکس مغرور و خشک باشه دفعه اولی که تصمیم گرفتم کتاب رو با ویراستارم به اشتراک بزارم درباره این بود که وقتی دو نفر مغرور در مقابل هم قرار میگیرند کدوم یکی کوتاه میاد و چه جوری؟
#ماجراهای_منو_ویراستارم
#سکانس۲
با هزار تلاش سعی کردم بدون اینکه بفهمه دارم کتاب مینویسم سوالم رو توضیح بدم
و اون فقط در جوابم گفت بستگی داره
اول تلاش کردم شرایط صحنه و شخصیت های دیگه، گفت و گو هاشون و هزار تا سوال دیگه شو جواب بدم
ولی در آخر مجبور شدم کتاب رو بدم بهش
و اون شد تنها کسی که میدونه کی نویسنده مجموعه آقای ایکسه
رئیس جمهورشون از آلما میترسید
آلما فکر کرد، خنده داره
اگه اون سورنا رو ببینه احتمالا خشم آلما براش شبیه خشم توله شیر در مقابل خشم پدرش باشه
#مجموعه_آقای_ایکس
@Mrxcollection