ولی جنی هیچوقت نفهمید داداشش هر روز میدیدش و مراقبش بود...
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
@Mrxcollection
آدرین تو جواب پیام دوستش که پرسیده بود چرا جواب نمیدی گفته بود دستم بندِ کشتن یه بنده خداییه
دوستش خندیده بود ولی فراموش کرده بود آدرین هیچوقت دروغ نمیگه .
#مجموعه_آقای_ایکس
#چشمان_رنگی
@Mrxcollection
بعد از سال ها نظافتچی بودن الان باید مدیر عامل میشد، سخت بود ولی نه برای اون که برای نقاب زدن آموزش دیده بود
#مجموعه_آقای_ایکس
#قلب_صورتی
@Mrxcollection
اون از وقتی یادش میومد یه زندانی بود هیچ وقت پشت دیوار ها رو ندیده بود مگر از توی مانیتور ...
#مجموعه_آقای_ایکس
#موهای_نقره_ای
@Mrxcollection
وقتی الکس غیب میشه بچه ها بیشتر نگران خودشون میشن تا اون، بالاخره بدون الکس اونان که در برابر آلما بی دفاع میمونن
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
@Mrxcollection
وقتی الکس میگه نه ، حتی داداشش، آدرین هم نمیتونه راضیش کنه پس چرا جسیکا هنوز داره اصرار میکنه؟
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
@Mrxcollection
وقتی رسید دیر شده بود و اونا کشته بودنش پوزخندی زد، چه سادهلوحانه...
اون حتی میتونست از یه مرده هم حرف بکشه...
#مجموعه_آقای_ایکس
#قلب_صورتی
@Mrxcollection
نیلا میتونست از همه دزدی کنه، اینو حتی بقیه دزد ها هم میدونستن چون از همه شون یه چیزی دزدیده بود، ولی وقتی دستش به سمت جیب الکس رفت، خودشم نفهمید کی با دیوار یکی شده بود، جوری که حتی نمیتونست نفس بکشه...
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
#ناخن_های_مشکی
@Mrxcollection
بعد از یه روز سخت می خواستن استراحت کنند، ولی یکیشون فوبیای تاریکی داشت و اون یکی با نور خوابش نمی برد
هیچ وقت نفهمیدن چجوری مشکلشونو حل کنند چون همیشه اونقدر دعوا و بحث میکردن که بیهوش میشدن...
#مجموعه_آقای_ایکس
#قلب_صورتی
@Mrxcollection
کارل گفت من نمیفهمم چرا هایکان همیشه باید بهترین هارو برداره؟
فیکا گفت چون ...ترسناکه؟
#مجموعه_آقای_ایکس
#قلب_صورتی
@Mrxcollection
باورش نمیشد جنی توی چشماش نگاه بکنه و بگه
با اینکه دوست دارم ولی اگه دستور الکس باشه حتی تو رو هم میکشم
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
#چشمان_رنگی
@Mrxcollection
وقتی مارنی تازه داشت با فوبیای هواپیما کنار میاومد لورا یکی از موتور ها رو ترکوند تا ببینه اون سریع تر بستنی شو می خوره یا هواپیما سریع تر سقوط میکنه
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
@Mrxcollection