𝚃𝚑𝚎'𝚄𝚙𝚜𝚒𝚍𝚎 𝙳𝚘𝚠𝚗 𝙵𝚒𝚕𝚎𝚜
این یکیش
هروز مرا فکر تو دیوانه کند یار
ای عاشق دلخسته ی دیدار
اکنون منم و آن شوق شیرین
هروز منم دیوار و آن شعر دیرین
اکنون دلم با نبودت خوش است
چه بسا بودن تو مرا میکشد
چه گویم ؟ بگویم عاشق آن مرد بودم؟
همان مرد ترسو و بزدل و بی جرعت؟
هرگز ! هرگز نخرم این رسوایی بر جان
نگویم که همه برای تو پس زده ام من
فک کنند احمقم و جاهل و نادان
من از عشق چه دانم آخر ای وای
هرگز نگویم که تو بودی آن شوق
تو بودی آن اشک در چشم
من تورا تحسین میکنم مرد
دروغگویی قهار و روباهی مکار