eitaa logo
مهدویت تا نابودی اسرائیل
1.7هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
4.1هزار ویدیو
66 فایل
🌷اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید 🍃امام خامنه ای(حفظه الله) نظرات و پیشنهادات @Mtnsrx لینک کانال مهدویت تا نابودی اسرائیل در ایتا http://eitaa.com/joinchat/1682636800Cc212ba55ee
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃 💐فاطمه ناکام برونسی و راز آن شب 🍃سال هزار و سیصد و چهل و هفت بود. روزهای اول ازدواج، شیرینی خاص خودش را داشت. هرچند بیشتر از زندگی مشترکمان می گذشت، با اخلاقیات وروحیه او بیشتر آشنا می شدم. کم کم می فهمیدم چرا با من ازدواج کرده: پدرم روحانی بود و او هم دنبال یک خانواده مذهبی می گشته است. آن وقتها توی روستا کشاورزی می کرد. خودش زمین نداشت، حتی یک متر.همه اش برای این و آن کار می کرد.به همان نانی که از زحمتکشی در می آورد قانع بود و خیلی هم راضی. همان اول ازدواج رساله ئ حضرت امام را داشت. رساله اش هم با رساله های دیگر که دیده بودم، فرق می کرد؛ عکس خود امام روی جلد آن بود، اگر می گرفتند مجازات سنگینی داشت. 🍃پدرم چند تایی از کتابهای امام را داشت. آنها را می داد به افراد مطمئن که بخوانند.کارهای دیگری هم تو خط انقلاب می کرد.انگار اینها را خدا ساخته بود برای عبدالحسین. شبها که می آمد خانه، پدرم براش رساله می خواند و از کتابهای دیگر امام می گفت. یعنی حالت کلاس درس بود. همینها گویی خستگی یکروز کار را از تن او بیرون می کرد.وقتی گوش می داد، تو نگاهش ذوق و شوق موج می زد. خیلی زود افتاد تو خط مبارزه.حسابی هم بی پروا بود. برای این طور چیزها، سر از پا نمی شناخت. یک بار یک روحانی آمده بود روستای ما. تو مسجد سخنرانی کرد علیه رژیم. شب، عبدالحسین آوردش خانه خودمان. سابقه این جور کارهاش بعدها بیشتر هم شد. 🍃شاید بیراه نباشد اگر بگویم اصل مبارزه اش از موقعی شروع شد که صحبت تقسیم اراضی پیش آمد. آن وقتها بچه دار هم شده بودیم، یک پسر که اسمش را گذاشته بود حسن. بعضی ها از تقسیم ملک و املاك خیلی خوشحال بودند. او ولی ناراحتی اش را همان روزها شروع شد. حتی خنده به لبش نمی آمد. خودش، خودش را می خورد. من پاک گیج شده بودم.پیش خودم می گفتم: «اگه بخوان به روستایی ها زمین بدن که ناراحتی نداره!» 🍃کنجکاوی ام وقتی بیشتر می شد که می دیدم دیگران شاد هستند یک بار که خیلی دمغ بود، به اش گفتم:«چرا بعضی ها خوشحال هستن و شما ناراحت؟» اخمهایش را کشید به هم.جواب واضحی نداد. فقط گفت: «همه چی خراب می شه، همه چی رو می خوان نجس کنن!» بالاخره صحبت تقسیم ملکها قطعی شد.یک روز چند نفر از طرف دولت آمدند روستا. همه اهالی را گفتند:«بیاین تو مسجد آبادی. 🍃خانه ها را یک به یک می رفتند و مردها را می خواستند. نه اینکه به زور ببرند، دعوت می کردند بروند مسجد. تو همان وضع و اوضاع یکدفعه سر و کله عبدالحسین پیدا شد. نگاهش هیجان زده بود. سریع رفت تو صندوقخانه.دنبالش رفتم. تازه فهمیدم میخواهد قایم شود. جا خوردم. رفت تو یک پستو و گفت:«اگه اینا اومدن، بگو من نیستم.» 😳چشام گرد شده بود. بگم نیستی؟! آره، بگو نیستم. اگرم پرسیدن کجاست، بگو نمی دونم. 🍃این چند روزه، بفهمی، نفهمی ناراحت بودم. آن جا دیگر درست و حسابی جوش آوردم. به پرخاش گفتم: آخه این چه بساطیه؟! همه می خوان ملک بگیرن، آب و زمین بگیرن، شما قایم می شی؟! جوابم را نداد.تو تاریکی پستو چهره اش را نمی دیدم. ولی می دانستم ناراحت است. آمدم بیرون.چند لحظه نگذشته بود، در زدند.زود رفتم دم در.آمده بودند پی او.گفتم نیست. رفتند.چند دقیقه ئ بعد، بزرگتر های ده آمدند دنبالش، آنها را هم رد کردم. آن روز راحتمان نگذاشتند.سه، چهار بار دیگر هم از مسجد آمدند، گفتم: نیست. 🍃هرچه می پرسیدند کجاست؟ می گفتم نمی دونم. تا کار آنها تمام نشد، خودش را تو روستا آفتابی نکرد. بالاخره هم تمام ملکها را تقسیم کردند.خوب یادم نیست حتی پدر و برادرش آمدند پیش او، بزرگترهای روستا هم آمدند که: ملک به اسمت در اومده بیا و بگیر.» می گفت:نمی خوام. اگه نگیری، تا عمر داری باید رعیت باشی ها.» عیبی نداره... هرچی دلیل و استدلال آوردند، راضی نشد که نشد. حتی آنها را تشویق می کرد که از زمینها نگیرند.می گفتند: شما چکار داری به ما؟ شما اختیار خودت رو داری.» 🍃آخرین نفری که آمد پیش عبدالحسین، صاحب زمین بود؛ همان زمینی که می خواستند بدهند به ما.گفت: عبدالحسین برو زمین روبگیر؛ حالاکه از ما زور گرفتن، من راضی ام که مال شما باشه، از شیر مادر برات حلال تر. تو جوابش گفت:شما خودت خبر داری که چقدر از اون آبها و ملک ها مال چند بچه یتیم بی سرپرست بوده، اینا همه رو با هم قاطی کردن، اگه شما هم راضی باشی، حق یتیم را نمی شه کاری کرد. 🍃کم کم فهمیدم که چرا زمین را قبول نکرده. بالاخره هم یک روز آب پاکی را ریخت به دست همه و گفت:چیزی رو که طاغوت بده، نجس در نجسه، من همچین چیزی رو نمی خوام. اونا یک سر سوزن هم تو فکر خیر و صلاح ما نیستن.» وقتی هم که تنها شدیم، با غیظ می گفت:«خدا لعنتش کنه با همین کارهاش چه بلایی سر مردم در میآره! 🌷ادامه دارد.... 👉 @mtnsr2 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
⭕️ #قرار_عاشقی 🔷 #شهدارایادکنیدباذکرصلوات 🌷 #شهیدابراهیم_هادی 🌷 #شهیدعبدالصالح_زارع 🌷الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم🌷 👉 @mtnsr2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم✨ 🌷وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا 🌷و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد، کیفر او جهنم است که در آن همواره خواهد بود و خدا بر او خشم گیرد و لعنتش کند و برایش عذابی بزرگ آماده سازد. (نساء/۹۳) 👉 @mtnsr2
🌹خدایا....... 🍃 تو را دیدم و غریبانه شدم ☘تو را پنداشتم وگنه کار شدم😔 🍁تو را گرم دیدم و در سرد ترین لحظات به سراغت آمدم ❓تو مرا چه دیدی که ✨ ماندی..؟ 👉 @mtnsr2
🌿🌷🌹🌸🌻💐🌼 🌿🌷🌹🌸🌻 🌿🌷🌹 🌿 🔅آیت اللہ مجتهدی تهرانی(ره): ❓چگونه بدانیم خدا از ما راضی است؟ 🍃 اگر می‌خواهی بدانی خدا از تو راضی است یا نه، به دلت مراجعه كن! ببین در زندگی از خدا راضی هستی؟ اگر راضی هستی؛ بدان كه خدا هم از تو راضی است و اگر در گوشه دلت از خدا ناراضی هستی. متوجه باش كہ خدا هم از تو نا‌راضی است. 💢خداوند از سه گروہ تعجب می‌كند. 1⃣ كسی كه نماز می‌خواند و می‌داند مقابل چه خدایی ایستادہ است، ولی در نماز حضور قلب ندارد و حواسش به نماز نیست. 2⃣ كسی كه عمری است روزی خدا را می‌خورد و غصه روزی فردا را دارد. 3⃣ كسی كه می‌خندد در حالی كہ نمی‌داند خدا از او راضی هست یا نه! 👉 @mtnsr2 🌿 🌿🌷🌹 🌿🌷🌹🌸🌻 🌿🌷🌹🌸🌻💐🌼
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ خدا از ما چه انتظاری داره؟ 💠تعریفی متفاوت از دین‌داری 🔅استاد پناهیان 👉 @mtnsr2
@Panahian_ir7b554875c07d99931d641662c6f004db1c99e916.mp3
زمان: حجم: 2M
💠 یک محاسبه سرانگشتی! 🌀یه مدت روش فکر کنید... ✨کنترل هوای نفس 👉 @mtnsr2
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅 ⭕️شما دورغش را بپذیرید و در بهشت جای دهید 💐امام صادق (علیه السلام) فرمودند: چون روز قیامت شود، بنده ای را می آورند و فرمان می شود که او را به سوی آتش ببرند.😨 بنده بر می گردد و به پشت خود می نگرد.🙄 خداوند جلیل می فرماید: او را باز گردانید، چون او را می آورند به او می فرماید: بنده من چرا به پشت سر نگاه می کردی؟ 🤔بنده می گوید: پروردگار! من چنین گمان بد به تو نداشتم. خداوند می فرماید: گمانت به من چگونه بود؟ 🌸بنده می گوید: پروردگارا! گمانم به تو این بود که مرا بیامرزی و به رحمت خودت در بهشت سکونت دهی. ☘امام صادق (علیه السلام) فرمودند: خداوند بزرگ می فرماید: ای فرشتگان من! به عزت و جلالم و به نعمتها و بلاهایم سوگند که این بنده هرگز لحظه ای به من گمان نیک نبرد و اگر لحظه ای گمان خوب به من داشت، او را به آتش نمی هراساندم شما دروغش را بپذیرید و او را در بهشت جای دهید 👉 @mtnsr2 🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅
💠 #یلدا را این گونه تعریف کنیم: 🔸ی: ⇦یا صاحب الزمان 🔸ل: ⇦لوایت را علم کن 🔸د: ⇦دیگر جدایی بس است‌ 🔸ا: ⇦اللهـم عجل لولیکــــ الفـرج #یلداتون_مبارک 🌸تعجیل در #فرج صلوات و زیارت عاشورا به نیت #سلامتی_امام_زمان عج فراموش نشه  👉 @mtnsr2
طرح سراسری خواندن دعای فرج در شب یلدا ٦٠ثانیه دیرآمدن صبح زمستان باعث شده یلدا همه بیدار بمانیم! ١٠قرن نیامد پسر فاطمه... اما شد ثانیه ای... تشنه دیدار بمانیم...؟ 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷 👉 @mtnsr2