eitaa logo
مهدویت تا نابودی اسرائیل
1.7هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
4.1هزار ویدیو
66 فایل
🌷اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید 🍃امام خامنه ای(حفظه الله) نظرات و پیشنهادات @Mtnsrx لینک کانال مهدویت تا نابودی اسرائیل در ایتا http://eitaa.com/joinchat/1682636800Cc212ba55ee
مشاهده در ایتا
دانلود
مهدویت تا نابودی اسرائیل
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🔸گفتم: «روزی چقدر می ده؟» 🔹«ده تومن.» 🍃کارش جان کندن داشت. با کار لبنیاتی که مقایس
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🍃بفرمایین، اگه نخورین که نمی شه.خیلی ممنون، نمی خورم مادرم چیزهای دیگر هم آورد. هرچه اصرار کردیم، لب به هیچی نزد. کمی بعد خداحافظی کرد و رفت. 🍃شب از نیمه گذشته بود .عقربه های ساعت رسید نزدیک سه. همه مان نگران عبدالحسین بودیم، مادرم هی می گفت: آخه آدم این قدر بی خیال! من ولی حرص و جوش این را می زدم که: نکند برایش اتفاقی افتاده باشد. بالاخره ساعت سه، صدای در کوچه بلند شد.زود گفتم: حتماً خودشه. 🍃مادرم رفت تو حیاط. مهلت آمدن به اش نداد. شروع کرد به سرزنش. صداش را می شنیدم :خاله جان! شما قابله رو می فرستی و خودت میری؟! آخه نمی گی خدای نکرده یه اتفاقی بیفته...» تا بیاید تو خانه، مادر یکریز پرخاش کرد.بالاخره تو اتاق، عبدالحسین به اش گفت: قابله که دیگه اومد خاله، به من چکار داشتین؟ دیگر امان حرف زدن نداد به مادرم. زود آمد کنار رختخواب بچه. قنداقه اش را گرفت و بلندش کرد. یکهو زد زیر گریه! مثل باران از ابر بهاری اشک می ریخت. بچه را از بغلش جدا نمی کرد. همین طور خیره او شده بود و گریه می کرد. ❓برای چی گریه می کنی؟ چیزی نگفت.گریه اش برام غیر طبیعی بود. فکر می کردم شاید از شوق زیاد است. کمی که آرامتر شد، گفتم: خانم قابله می خواست که ما اسمش را فاطمه بگذاریم . 🍃با صدای غم آلودی گفت:منم همین کارو می خواستم بکنم، نیت کرده بودم اگه دختر باشه، اسمش رو فاطمه بگذارم. 🔹گفتم: راستی عبدالحسین، ما چای ، میوه، هرچی که آوردیم،هیچی نخوردن. 🔸گفت: اونا چیزی نمی خواستن. 🍃بچه را گذاشت کنا رمن.حال و هوای دیگری داشت. مثل گلی بود که پژمرده شده باشد. بعد از آن شب، همان حال و هوا را داشت. هر وقت بچه را بغل می گرفت، دور از چشم ماها گریه می کرد. می دانستم عشق زیادی به حضرت فاطمه (سلام االله علیها) دارد.پیش خودم می گفتم :«چون اسم بچه رو فاطمه گذاشتیم، حتماً یاد حضرت می افته و گریه اش می گیره.» 🗓پانزده روز از عمر فاطمه می گذشت.باید می بردیمش حمام و قبل از آن باید می رفتیم به دنبال قابله. هرچه به عبدالحسین گفتیم برود، 🔹گفت: نمی خواد. 🔸آخه قابله باید باشه. 🔹با ناراحتی جواب می داد: قابله دیگه نمی آد، خودتون بچه را ببرین حمام 🍃آخرش هم نرفت.آن روز با مادرم بچه را بردیم حمام و شستیم. چند روز بعد، تو خانه با فاطمه تنها بودم. بین روز آمد و گفت: 🔹حالت که ان شا االله خوبه؟ 🔸گفتم: آره، برای چی؟ 🔹گفت:یک خونه اجاره کردم نزدیک مادرت، می خوام بند و بساط رو جمع کنیم و بریم اون جا. 🔸چشمام گرد شده بود.گفتم: «چرا می خواي بریم؟ همین خونه که خوبه، خونه بی اجاره» 🔹گفت:« نه، این بچه خیلی گریه می کنه و شما این جا تنهایی، نزدیک مادرت باشی بهتره.» 🔸مکث کرد و ادامه داد:« می خوام خیلی مواظب فاطمه باشی» شروع کردیم به جمع و جور کردن وسایل... 🌷ادامه دارد...... 👉 @mtnsr2 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🍂سفیر عشق شهید است و ارباب عشق حسین علیه السلام و وادی عشاق کربلا 🍃جایی که ارباب عشق سر به باد می دهد تا اسرار عشاق را بازگو کند که برای عشاق راهی جز از کربلا گذشتن نیست ✨الهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک✨ 👉 @mtnsr2
⭕️ #قرار_عاشقی 🔷 #شهدارایادکنیدباذکرصلوات 🌷 #شهیدابراهیم_هادی 🌷 #شهیدعبدالصالح_زارع 🌷الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم🌷 👉 @mtnsr2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم✨ *«دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا»* درجاتی از جانب خدا و آمرزش و رحمتی، که او آمرزنده و مهربان است. (نساء/۹۶) 👉 @mtnsr2
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿 هر گاه خدا اراده خیر به عده ای داشته باشد، اولاً عمر طولانی به آنها مرحمت می کند و بعد هم الهام شکر می کند که خود این شکرگزاری واقعاً نعمت ها را پایدار می کند و هم خیر و برکت و فایده هایش زیاد می شود. کسی که حمد و ستایش خدا را کرد، شکر خدا را بر جای آورد و این شکر و حمد بالاتر از نعمت است 👉 @mtnsr2 🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
🌿🌷🌹🌸🌻💐🌼 🌿🌷🌹🌸🌻 🌿🌷🌹 🌿 ⁉️میخوای بدونی خدا ازت راضیه یانه؟ 🍃با گوشه ای از سخنان آیت الله مجتهدی تهرانی خوت رو محک بزن ! 🍃 اگر می‌خواهی بدانی خدا از تو راضی است یا نه، به دلت مراجعه كن! ببین در زندگی از خدا راضی هستی؟ اگر راضی هستی؛ بدان كه خدا هم از تو راضی است و اگر در گوشه دلت از خدا ناراضی هستی. متوجه باش كه خدا هم از تو نا‌راضی است. 💢خداوند از سه گروہ تعجب می‌كند. 1⃣كسی كه نماز می‌خواند و می‌داند مقابل چه خدایی ایستادہ است، ولی در نماز حضور قلب ندارد و حواسش به نماز نیست. 2⃣ كسی كه عمری است روزی خدا را می‌خورد و غصه روزی فردا را دارد. 3⃣ كسی كه می‌خندد در حالی كہ نمی‌داند خدا از او راضی هست یا نه! 👉 @mtnsr2 🌿 🌿🌷🌹 🌿🌷🌹🌸🌻 🌿🌷🌹🌸🌻💐🌼
⭕️ برای درک مهربانی خدا از اینجا شروع کنیم 👉 @mtnsr2
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢نامه ای برای خدا توسط کودکان زلزله زده کرمانشاه 🍃چقدر برای زلزله قیامت آماده ایم؟؟؟ 🙏دعا برای مظلومان عالَم باید تکلیف روزانه ما باشد!! 👉 @mtnsr2
✨ای مولا وای آقای من ✨من منتظرم ✨میدانم شما هم منتظرید ✨من منتظر ظهورتان ✨وشما پاکی من ✨الهم عجل لولیک الفرج✨ 👉 @mtnsr2
🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿 💠داستان واقعی وقتی امام زمان عج حُکمِ اعدام را بر می گردانند! 🍃 دین و آئینش مسلمانی نبود، ولی در بین مردم جایگاه خوبی داشت،بخاطر گناهی نکرده متهم شده بود به اعدام!،آمد خدمت یکی از علمای شیعه که آی حاج آقا دستم به دامانت که حکم اعدام من دوشنبه اجرا می شود. 🍃 عالم شیعه با خودش گفت:طریق و مذهبش مسلمانی نیست اما همه ی خلایق از وجود مبارک امام زمان ارواحنافداه بهره مند می شوند، رو کرد به مَرد غیر مسلمان: «صبح جمعه لباسی تمیز به تن می کنی و می روی فلان قبرستان مسلمان ها، صدا می زنی یا اباصالح المهدی...» 🍃رساند صبح جمعه خودش را به قبرستان،یا اباصالح المهدی... یا اباصالح المهدی... سید زیبارویی مقابلش ظاهر شد و سلام کرد و گفت :«مشکل تو چیست؟»، مشکلش را گفت و توضیح داد فلان عالم بزرگ شهر مرا راهنمایی کرد که دامنتان را بگیرم،مولاجان با مهربانی به او گفتند:«مشکل تو حل شد.» 🍃 مرد غیر مسلمان به مولا گفت:من غیر مسلمان هستم و حاجتم را روا کردی، چرا مشکل مسلمانان را حل نمی کنی!؟ مولا فرمودند به او:« اگر مسلمانان، با این حال که تو دارى و حاجت خود را خواستى حاجت خویش را از ما بخواهند،مشکل آنان را نیز حل خواهیم کرد.» 🍃 مرد غیر مسلمان می گفت دوشنبه در دادگاه حاضر شدم و درحالی که خودم باور نمی کردم قاضی مرا تبرئه کرد، که چقدر قبل از آن دیدار، خرج وکیل کردم و چه دوندگی هائی...اما فایده نداشت که نداشت... 🍃می دانی اینروزها که اجابت دعایم به تأخیر افتاده است با خودم می گویم من هم باید مثل آن مرد، خاکی و دِلی درِ خانه ی مولا را بکوبم،انگار از یاد برده ام که او از همه ی دلمشغولی هایم با خبر است،آقا جان! چقدر شما به من نزدیک هستید و من از شما دور... 🌹مثل عکسِ رخِ مهتاب که افتاده به آب در دلم هستی و بینِ من و تو فاصله هاست... 📚برداشتی آزاد از کتاب شریف جواهر الکلام فی معرفه الامامه و الامام 👉 @mtnsr2 🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿