eitaa logo
دانلود
یه لحظه رفتم تو تماس هام و دیدم کل اینا برای امروزه(::::
امروز منو فاطمه رسما دو تا احمقی بودیم که فقط دست گذاشتیم رو هر چیزی که معدمونو داغون کنه. و الان معدم درد میکنههه
هدایت شده از ‌↯ژولیت
من با یه مشت کرانچی تند تو دهنم: مبینا نخور میمیری احمق مبینا: چی میگی روانی خودت نخور
.
از معده درد زیاد حس مرگ دارم
بعدازظهر خوابیدم ، و تا چشم باز کردم اولین چیزی که حس کردم درد معدم بود حتی تو خواب هم حسش میکردم
از آدمایی که وقتی دورشون خلوت میشه میان سمتم نفرت خاصی دارم
" باشد که نباشیمو بدانند ، نماندن بلدیم "
داداشم یه لحظه اومد تو اتاقم ، بغلم کرد بوسمم کرد بعد رفت بیرون(:
موودم:
امروز به امید اینکه فردارو تعطیل میکنن پاشدم رفتم بیرون با بچه ها امتحان فردامو هنوز نخوندم(:
بابام واسم آب انار خریده و تا دیدمش اینجوری بودم : خب با اینکه هنوز نخوردمش ولی یه جون به جونام اضافه شد حیتسحیتحشف