eitaa logo
دانلود
مغزم داره منفجر میشه🙏🏼.
وای بچه ها چند سِریه هی با خودم میگم که اوکی امروز دیگه تو کانال غر نزنم وایب منفی ندم و اینا
ولی دقیقا هر وقت اینو با خودم میگم ، همه چی دست به دست هم میده که بیام اینجا و غر بزنم:) خیلی فشار داره.
-NoteBook
شب بخیر.
شب بخیر.
خدا نکنه بچه مچه تو خونه باشه [مهمون داریم] همشون با هم دست به یکی کردن منو بیدار کنن.
اومده نشسته رو تختم یه جوری تختمو تکون میداد و رو repeat هی صدا میکرد مبینا بیدار شو ، گفتم من که هیچی ، همسایه پایینی هم بیدار شد.
دارم پاهامو از دست میدم
وای بچه ها بیایید یه خلاصه‌ای از امشبو براتون تعریف کنم
قرار بود غروب عموم اینا برن بیرون دور بزنن ، بعد به من گفتن که میرم باهاشون یا نه اول گفتم نه احتمالا با یکی از دوستام بخوام برم بیرون بعدش دیدم اون کنسل شد ، بهشون گفتم خب پس منم باهاتون میام
بعد اره خلاصه رفتیم بیرون ، داشتیم میگشتیم که بعدش خیلی عادی رفتیم یه جا بشینیم همینکه نشستیم و یکم از شلوغی دور شدیم ، یهو پسر عموم برگشت گفت "شک نکنین اگه مبینا میخواست با دوستش بره بیرون من با شما نمیومدم بیرون دیگه ، با مبینا و دوستش میرفتم"
تا اینو گفت موود من اینجوری شد : 😳🤣👍🏼
بعد دو ساعت کلا اینطوری بود : ای بابا حیف شد مبینا دوستتو نمیبینم