eitaa logo
دانلود
قرار بود غروب عموم اینا برن بیرون دور بزنن ، بعد به من گفتن که میرم باهاشون یا نه اول گفتم نه احتمالا با یکی از دوستام بخوام برم بیرون بعدش دیدم اون کنسل شد ، بهشون گفتم خب پس منم باهاتون میام
بعد اره خلاصه رفتیم بیرون ، داشتیم میگشتیم که بعدش خیلی عادی رفتیم یه جا بشینیم همینکه نشستیم و یکم از شلوغی دور شدیم ، یهو پسر عموم برگشت گفت "شک نکنین اگه مبینا میخواست با دوستش بره بیرون من با شما نمیومدم بیرون دیگه ، با مبینا و دوستش میرفتم"
تا اینو گفت موود من اینجوری شد : 😳🤣👍🏼
بعد دو ساعت کلا اینطوری بود : ای بابا حیف شد مبینا دوستتو نمیبینم
حالا از اینا بگذریم ، بیرون که بودیم منو پسر عموم داشتیم دوتایی راه میرفتیم کلا ، بعد بعضیا یه جور نگاه میکردن که انگار دست دوس پسرمو گرفتم دارم تو شهر دور میزنم😐😂
هدایت شده از شاید‌ زیبا ~
من بسیار آدم“ نکنه پیام بدم، بگه اَه باز این پیام داد” ای هستم.
خدانکنه شب وقتی همه خوابن بخوای بری از یخچال آب برداری ..
یه جوووری همه چیز دست به یکی میکنن تا صدا از خودشون تولید بکنن که اصن خودتم کرک و پرات میریزه چه برسه به اون کسی که خوابه.
-NoteBook
شب بخیر.
شب بخیر.
وای خیلی حساسم نسبت به سر و صدای زیادی و این خیلی بَده
ینی یه جا سر و صدا زیاد باشه و شلوغ باشه سریع عصبی میشم.
الان بیرون بودم یه سری چیزا دیدم که واقعا فهمیدم دنیا خیلی کوچیکه ، و ما بخش خیلی کوچیکتری از همین دنیای کوچیک ..