eitaa logo
دانلود
فقط تو فاصله‌‌ی چند کیلومتر .. هم خانواده‌ای رو دیدم که عزیزشونو از دست دادن و هم خانواده‌ای رو دیدم که دم تالار عروسی وایساده بودنُ بزن برقص داشتن، هم رفتگری رو دیدم که تا همین موقع شب داشت کار میکرد و هم پسر جوونی رو دیدم که یه ماشین مدل بالا زیر پاش بودُ داشت با رفیقاش عشق و حال میکرد، هم کاپلی رو دیدم که تو یه رستورانُ کافه‌ی شیک نشسته بودن و هم کاپلی رو دیدم که گوشه خیابون با هم خوش بودن!
حقیقتا خیلی عجیب بود واسم همه اینا؛ اولین بار بود به این چیزا انقدر دقت میکردم ..
روزم انقدر خوب و زیبا شروع شد که سخنی ندارم🥰.
بیدار شدم دیدم انقدر حالم بده مستقیم رفتیم دکتر.
دستم درد میکنههه سِرُمش درد داشت🗿
🧘🏻‍♀️.
حالم بَد.
حرفی سخنی چیزی ، هیچی ندارید دوستانم؟⚘
وقتی بهتون پیم میدم و یه چیزی واستون میفرستم ، با همون ذوق و شوقی که بهتون پیم دادم بهم پیم بدید.
من ، تو موقعیتای کاملا جدی :
بعضی وقتا یه کارایی میکنم که موود خودم یهو اینطوری میشه نسبت به اون کار : احمقی مگه؟
رفتم تمام چتای خیلی قبلو خوندم و یه چیزایی برام مرور شد که الان نمیدونم به خاطرشون بخندم یا گریه کنم.