میدونید... واسم عجیب که چجوری اینقدر راحت بود.
ولی وقتی امتحان تموم شد خوشحالی خاصی نداشتم. بیشتر از اون متعجب بودم.
در هر حال که خوب بود..
صبح تو راه با ی خانومی آشنا شدم که کمکم کرد مدرسه رو پیدا کنم..
اینقدر زن باحالی بوددد...
ی بچه ای هم تو برگشت دیدم بسیاررر اجتماعی.
منم که جذب بچه خاصی دارم نمیدونم چرا.
در نهایت داشتیم با هم تیتراژ خروس زیرک روباه کلکو می خوندیم
ی تایمی طاها خیلی از مومو می ترسید..
بعد من یادمه شبا در حالی که هوا تاریک بود از اون سر اتاق داشتم بلند بلند حرف میزدم و برای طاها به صوت فهرستی، علل غیر منطقی بودن موجودیت مومو و ترسیدن ازش رو می گفتم
Vol, [۱۹.۰۵.۲۵ ۲۱:۲۰]
[فرستاده شده از دایگو]
📪 پیام جدید
تابلوت خیلی قشنگه فقط پستی بلندی زیاد داره
#دایگو
Vol, [۱۹.۰۵.۲۵ ۲۱:۲۲]
ممنونم:)
آره خب.. وقتی لمسش میکنم جالبه..
ام... تو کلاسیک کار می کنی؟ در رابطه با مسطح بودن یا حجم داشتن رنگ می گم.
Vol, [۱۹.۰۵.۲۵ ۲۲:۰۵]
[فرستاده شده از دایگو]
📪 پیام جدید
خیلی تابلوت خفنشده
وای وایبش>>>
#دایگو
Vol, [۱۹.۰۵.۲۵ ۲۲:۰۶]
ممنونم:)))
خوشحالم که خوب شد