تلگرام ای دلبندم؛همیشه بیم جدایی از تو،وجود مرا به لرزه میانداخت. هروقت دربارهاش با تو حرفی میزدم، میخندیدی و میگفتی آن روز نخواهد رسید. اما ای دلبندم، آن روز رسیده است. روزها، روزهایی بسیار طاقت فرسا است که روی ماه تو را سیاحت نکردهام. من سخت دلتنگ تو هستم هرچند شاید تو دلت نخواهد مرا ببینی. دلتتگ گیف ها و ایتیکرهایی که در تو بودند هستم، دلتنگ کانالها، حتی دلتنگ علیرضا متولد ۶۶ که تلاش میکرد مخ مونثی را که میبینید بزند هم هستم. دلتنگ روی سبز چو برگ گل پینگ پروکسی هایت هستم. امیدوارم هرچه زودتر این قصه ترسناک، به پایان رسد تا بتوانم باری دیگر بوسهای بر آیکون همچو ماهت بزنم.
دلباخته و عاشقت میمانم حتی به قیمت جانم.