https://eitaa.com/the_mirror/433
وای وای اتفاقا برعکس منم از همون اول با ویزلیا زیاد حال نکردم ولی پرسی کلا رو مخم بود همیشه
بعد از خوندن نامه ی پرسی به رون تو محفل ققنوس..واقعا ازش متنفر تر شدم..و بعد از اون دعواش با خانوادش و مامانش