eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
225 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
511 ویدیو
9 فایل
غیرفعال. اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. جهت گفت‌وگو: https://daigo.ir/secret/324154056 https://eitaayar.ir/anonymous/Fg6B.W17hBk پاسخ؟ @lostincastle @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از واگن خلوتگاه خیالات ساکو🇮🇷
نبابا، خدایی کنکورو هر جور نگاش کنی نمیشه حتی یکمم نگرانش نباشی و استرس نداشته باشی ولی خب این جور چیزا همیشه وقتی اتفاق می افته میبینی واقعا هیچی نبوده، طبیعیه، نیست؟😂
امیدوارم بچه‌هایی که فردا کنکور دارن عالی بدن و موفق بیان بیرون. دیر دارم میگم اما خب، باور کنید هیچی نداره جدا استرس مضاعف نداشته باشید هیچ خبری نیست مثل یه امتحان معمولیه ولی خب دست‌کم هم نگیرید برید با آرامش امتحانو بدید و برگردید بدون هیچ نگرانی‌ای. و یه چیز دیگه هم بگم. ببینید شما اون لحظه آزمون تلاش خودتونو میکنید، قبلش هم تلاشتونو کردید، پس بد به دلتون راه ندید هرکس همونقدری که واقعا تلاش کرده نتیجه میگیره. اما بعد از اینکه آزمونو دادید، چه خوب چه بد، دیگه حتی فکرش رو هم نکنید دیگه چیزیه که تموم شده بهرحال شما عواقبش رو در پیش دارید اما افسوس و اضطراب برای چیزی که تموم شده و کاری براش از دستتون بر نمیاد بیهوده‌ست. پس با یه لبخند طویل از سالن امتحانتون خارج بشید و خودتون و ذهنتون رو آزار ندید. موفق باشیددد((((:
هدایت شده از واگن خلوتگاه خیالات ساکو🇮🇷
عه واو خو چه بهترر اوهوم واقعا ته تهش روزشم حتی رو همون روال عادی زندگیه اوهوم حق میگی جدا، واقعا بزرگش کردن یعنی یه چیزیه که قبلش یه غوله بعد بعدش میبینی نه حالا غول غولم نبوده
هدایت شده از واگن خلوتگاه خیالات ساکو🇮🇷
واقعا هم بین همه ی چیزاش، امتیاز منفی و منفی زدنه که بیشترین استرسو میده و خیلی ناجوره اما خب به قول خودتم دیگه بعد از این که دادی نمیشه برگشت و فکر کردن بهش بی فایدس
ساعت ۹ صبح دمای بوشهر ۴۰ درجه بود امروز.
هدایت شده از 
حس میکنم بزرگ شدیم ؛ اینجوری که دیگه چیزای کوچیک نمیتونن خوشحالمون کنن . انگار دیگه فهمیدیم دنیای اصلی تو دراماها نیست و اینو زمانی فهمیدم و حسش کردم که دیگه حتی کلیشه زوج محبوبمم باعث نشد اکلیلی بشم .
من کلی منتظرت بودمااا ریحان بانو🥲🥲
خب منم زنده‌م، اومدم روستامون پس طبق معمول آنتن ناابوده.
https://eitaa.com/Saranng/2085 🥲✨ خلاصه که دلمون برات تنگ شده بود دختر