"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
وای این خیلی باحاله...واقعا علاقه خاصی نسبت بهش پیدا کردم..
یه نمای کمی نزدیک و کلی از Black Kingdom.
پ.ن: اگر نمیدونید بلک کینگدام چیه، خب باید بگم در آیندهای نه چندان دور توضیحات بیشتری درموردش خواهم داد. اما خب اگر میخواید میتونید با کمی کنکاش توی کانال متوجهش بشید.
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
خودکار مشکی کیانمو که باهاش داستانمو مینوشتم یه جایی جا گذاشتم که دیگه نمیرم اونجا و الان نمیتونم داستانمو بنویسم چون دیگه خودکار مشکی کیان ندارم😔😂👀
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
خودکار مشکی کیانمو که باهاش داستانمو مینوشتم یه جایی جا گذاشتم که دیگه نمیرم اونجا و الان نمیتونم دا
همچنان حجم نیازم به خودکار مشکی کیان:
چنل خونه زیرزمینی مگان
چنل وایولت
چنلای فلیسین
چنل نفوفیلیا
چنل لونا
اتاق زیرشیروونی مگ و تریس بعدم کالوپسیا
نویسنده اتاقک زیرشیروونی لویی و کیهان
کلوپ رزا
چنل امیلیا و آرورا
چنل عمارت آنیل
چنل سلنا در جنگل قورباغهها
چنل گرین پارک کورنلیا
حتی چنل Sea of blood و جناب نیل.
و و و و و..تمام کسانی که اسمشون رو فراموش کردم اینجا بیارم...
وقتایی که با فلیسین و نفو کارگاه تحلیل هریپاتر داشتیم.
وقتایی که با رزا و فلیسین و امیلیا سر اینکه کی باید زن دریکو میبود بحث میکردیم، وقتی کلی برای تام فنگرلی میکردیم.
موقعایی که با لونا کلی برای آراگورن و لگولاس ذوق میکردیم و اون زمان کوتاهی که با کورنلیا برای لگولاس فنگرلی میکردیم.
وقتایی که مگان کلی عکسای عجیب غریب خفن میذاشت، و همینطور نووا.
تقدیمیهای کلاسیک و متعدد و همینطور خفن وایولت با اون وایب قشنگش.
متنای لویی و کیهان و اون حس آرامش قشنگ توی چنلشون.
حس زندگی توی چنل اتاق زیرشیروونی.
حال و هوای کلاسیک عمارت آنیل فاستر.
عکسای قشنگ سلنا از آسمون.
و و و و..
دلم برای همشون تنگ شده((((:
هدایت شده از مسـتأجر پلاک۳؛🌿🇵🇸🇮🇷
این پیام دو وجه داشت:
یکی اینکه منو برد به اون روزا که چه دورانی داشتیم و چقدر حسای خوبی رو تجربه میکردیم
یکی اینکه چنل قبلی ما ام جزو دلتنگیات بود و باید بگم منم همینطور:)))
منم دلم واسه قدیما تنگ شده:)))
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
این پیام دو وجه داشت: یکی اینکه منو برد به اون روزا که چه دورانی داشتیم و چقدر حسای خوبی رو تجربه می
🥲🥲
از دیروز تا همین امروز ظهر رفتم اون بالا بالاهای اینجا و پیامای قدیمی رو همشونو خوندم. واقعا یه حس دلتنگی عمیقی کل وجودم رو فرا گرفت طوریکه گاها دلم میخواست بزنم زیر گریه.
و...خب معلومه چنل قبلی شما هم مثل بقیه چنلا یه جایی اونجاها به خاطرات قدیمی گره خورده و قاعدتا یکی از تمام قسمت های فراموشنشدنیشه.(((((((((:
هدایت شده از مسـتأجر پلاک۳؛🌿🇵🇸🇮🇷
دلم همون حس حرص خوردن سر سریال دل و ذوق کردن با الکس سر نکیسا رو خواست:)))
همون حسی که داشتم وقتی مگان از مدرسه های جادوگری حرف میزد:)))
یاد اون وقتی که با مگی صد بار زنگ زدیم به شماره تلفن تام فلتونی که آدرینا گذاشته بود:)))))
یاد پادکستای دونا:)))
نقاشیای نووا:)))
یاد ترکوندن چنلامون با چرت و پرت گفتن با همسایه ها:))))
هدایت شده از White Butterflies !
واهایی ادریناا😭😭😭
منم دلم برای اونموقع تنگ شدههه😭😭
*اشکک**