خب اگه باباهاتون خونهن خوشبحالتون. از فرصتها استفاده کنید شاید یه روز باباتون خونه نبود مثلا شاید رفته بود بیرون شاید رفته بود سرکار.
من باید رانندگی یاد بگیرم هرچه زودتر، این وضعیت فایده نداره. دو روز دیگه دیگه مامانم نمیتونه پشت فرمون بشینه دیگه هیچجا هم نمیتونیم بریم.
انقد علاف و بیکار و بیحالم و هیچکاری نمیکنم واقعا دیگه خودمم حالم داره بههم میخوره.
یادمه حدودا وقتایی که کلاس هشتماینا بودم، یه مدت کلا افسردگی گرفته بودم، یه وضعیت عجیبی بود اصلا، الانم حالاتم دقیقا شده مثل همون موقع.
۹۰ درصد مکالماتم با بابام یا شده درباره اینکه چرا درس نمیخونم، یا درباره اینکه چرا مدام سرم تو گوشیه. خدایا شکرت.
باز کن صدا رو خب، تو والیبال باید صدای کشیده شدن کفش روی زمین بیاد اصلا حس بازی میده..