eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
224 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
511 ویدیو
9 فایل
غیرفعال. اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. جهت گفت‌وگو: https://daigo.ir/secret/324154056 https://eitaayar.ir/anonymous/Fg6B.W17hBk پاسخ؟ @lostincastle @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از واگن خلوتگاه خیالات ساکو🇮🇷
غم و شادی بود و از اینکه او درست نیست و به عنوان یک مهره ای که در آن زمان به عقب برگشته است اما فکر کنم تا وقتی پای قلب و روح در دو طرف صورت گرفت چقدر کیبورد ها بی کس اند؛ حتی نمی توانند حرف بزنند یا کاری از پیش ببرند. همیشه هم به آدم ها وابسته هستند. اگر هم بخواهند حرف بزنند، خب حرف هایشان از دلشان نمی آید؛ بلکه همه کلمات دیگری است که یک «فرد» از آنها استفاده می کند و بدون آن «فرد» عملا فقط هستند.. چقدر کیبورد ها بی کس اند.
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
داشتم ادامه ویس‌ها رو میگرفتم که برق همون لحظه رفت😂😭
من خیلی از این بابت عذرمیخوام که نتونستم ادامه ویس‌ها رو بذارم. برقا رفت بعدم گوشیم خاموش شد منم دیگه درگیر شدم فرصت نکردم ویس بگیرم الان هم دیگه خانواده نشستن متاسفانه شرایطش نیست.. انشاالله صبح..
هدایت شده از خاکستر زرد''
خوب می‌دانم کلمات من، شکنجه گر دردهای توست اما نوشتن تنها کاری است که می توانم برایت انجام دهم. نوشتنِ نگاهت به هنگام درد؛ نو‌شتنِ رایحه ی دروغین محکوم به زندگی ات! تو را می نویسم برای نفرین خودم ، لا به لای اجابت عبادت هایم به خالقِ ما بدون حاشیه ی بودنِ من... می‌خواهم همه را بسوزانم اما نجوای کلمات چیز دیگری را می‌طلبند ، تو را می‌طلبند. یک شب، وقتی سال‌ها گذشته بود و دفترم را باز کردم، این‌هارا خواهم سوزاند این شکنجه‌های لعنتی را این نفرین‌های سیاهی که مرا به روشنایی می‌کشانند. همه را... حتی شاید خودم ... خاکسترِ مُرده ام را هم هدیه می کنم به اشک هایی که به تنهایی من را به دوش می کشیدند و حالا آزادانه هر قاصدک قصه گویی را که ببینند با حزن به آغوش می کشند. بالاخره من هم آرزویِ از غم خیس خورده ای بودم که نفرینش کرده بودند بنویسد . اینجا فقط خاکستر است و خاکستر. غم های خیس خورده دیگر ناله هایشان به گوش آسمان نمی رسد، زمانی کلماتم فریاد می‌کشیدند و کسی نمی‌شنید. اما حالا که سکوت کرده‌اند و در تکه‌ای کاغذ رخنه کرده‌اند، حنجره‌ام به درد آمده از بانگ برآوردن، از این التهابِ گیر کرده ی نگاه به انتها ... _ خاطراتی که هرگز خوانده نمی شود. برهان ft آگاتا
این واقعا خیلی خفن و همینطور بسیار قشنگ بود..((: خسته نباشید به هر دو ادمین گرامی👀✨🤝
راستی من یادم رفت به اعضای جدید خوش‌آمد بگم. دوستان خیلی خیلی به اینجا خوش آمدید(((:
منت بذارید، یه حمد شفا و سه تا الهی به رقیه قرائت بفرمائید. اگر زحمت فور رو هم بکشید، ممنونتون خواهم بود.
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
https://eitaa.com/mindsreflection/18101 خداروشکر که باب میلت بوده D=
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
https://eitaa.com/mindsreflection/18101 خداروشکر که باب میلت بوده D=
ای‌وای((((: اول اینکه متن‌هایی که هم خودت و هم ادمین برهان مینویسین واقعا عالی‌ان اصلا شکی توش نیست! بعدم اینکه، من کی‌ام که بخوام باب میلم نباشه...😔
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
گرچه که فکر نکنم اصلا کسی گوش داده باشه چون حتی یدونه واکنش هم درمقابلشون وجود نداشت.
خداوکیلی اینجا بجز خودم و دوستام و چندتا از ادمینای عزیز که به بنده لطف دارند کسی پیاما رو نگاه هم نمیکنه. خیلی بخوام دسته بالا بگیرم شاید چندتا دونه ممبر باشن که چک کنن اینجا رو، اوناهم مطمئنا تعدادشون به ۱۰ هم نمیرسه. خیلی از همگی ممنونم. ولی واقعا حاضرم اعضای کانالم ۱۰ تا باشن اما حداقل فعال باشن و پیاما رو نگاه کنن و کانال به یه دردیشون بخوره.