https://eitaa.com/Gavaldon/65
این کجاش خرچنگ قورباغه س...خیلیم خوبه.
حداقل از مال من بهتره😔😂
هدایت شده از ساحرهایدرتاریکیابدی"
https://eitaa.com/Blackkingdom/2370
آقاااا تیچرمون نمی تونه بخوندششش
انقد بدم میاد مامانم تو خورشی که من با خون دل میپزم رب انار میریزه..آخه رب انار شیرینش میکنه و من از خورشی که مزه شیرینی بده بدم میاد...میتونه تو خورشای خودش بریزههههه
https://eitaa.com/Gavaldon/80
اوکی بات...هاگوارتز هفت سال برای تحصیل داره😔😂
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
فصل ۱ "قارچ های راهنما" او که کنجکاو شده بود ، به راهش ادامه داد تا به مجسمه رسید. مجسمه شبیه به جان
فصل ۲
"پادشاهی فروپاشیده"
پسر به اطراف خود نگاه کرد تا آقای بلک را بیابد. اما هیچکس به غیر از خودش آنجا نبود و نام خودش هم بلک نبود.
اسم پسر ویلیام وایت¹ بود.
مرد لاغر اندام جلو آمد و دستش را با صمیمیت به سوی ویلیام دراز کرد. ویلیام با او دست داد اما همچنان در تعجب بود که اینجا کجاست؟.
مرد گفت: من ریچادر هستم. ریچارد اَول²!
سپس تعظیمی کرد و دوباره گفت: زیارت شما برای من واقعا باعث افتخار و مسرته آقای بلک!
پسر که هنوز گیج بود گفت: فکر میکنم شما من رو با کس دیگه ای اشتباه گرفتید. من بلک نیستم. من ویلیام وایت هستم.
مرد که تعجب کرده بود ، قهقهه ای سر داد و گفت: دارید با من شوخی میکنید دیگه؟ ویلیام وایت کیه؟ اگر توی زندگیم از چیزی کاملا مطمئن باشم ، اون اینه که شما یک بلک هستید. چشماتون کاملا شبیه پدرتونه ، اوناهاش!
سپس با انگشت اشاره به سمت چپ خودش اشاره کرد.
ویلیام سرش را به آن سو چرخاند. آنجا چیزی شبیه یک پلاکارد بزرگ بود که از جایی نامعلوم در هوا آویزان شده بود و روی آن یک تصویر از یک زن و مرد بود. ویلیام جلو تر رفت تا عکس را واضحتر ببیند.
¹William White
²Richard Owl
#ادامه_دارد
#P3
#BlakKingdom