اصلا نمیتونم باور کنم که نماز لیله الدفن خوندم برای آقا...میفهمید؟؟ برای آقا! مگه میشه اصلا؟؟ چطور؟؟
هدایت شده از صندوقچهٔمخفیسلناㅠ.
انگار نه انگار که چندین ماه از وقتی که رفتی گذشته
آخرین کاری که همیشه برای انجام دادن بهش فکر میکردم همین بود...ولی منو نگاه...فقط ۱۹ سالمه...ولی شاید همیشه با خودم فکر میکردم تا آخر عمر هم نیاز نیست چنین کاری کنم، چنین نمازی بخونم برای چنین فردی....
آه...
شاید فکر میکردم آقا هیچوقت نمیره...همیشه هست...همیشه خیالمون از بابت بودنش راحته...
بقیه که قبلنا بهم میگفتن اگه یه روز این اتفاق بیافته باید چیکار کنیم. بهشون میگفتم ما که نمیتونیم جلوی رفتن کسی به اون دنیا رو بگیریم...میگفتم هرکس وقتش برسه...دیگه میره...هیچ کاریشم نمیشه کرد..
حالا الان هرچی فکر میکنم میبینم انگار تو ذهنم همیشه این تصورو داشتم که آقا برای همیشه هست..
مگر میشد تو نامیرا نباشی..؟؟