تا الان بیدار بودیم و پیامدهای حرف های بیجای بقیه و رفتار های زشت یه سری دیگه رو تحمل میکردیم!
صبحونه که دو تا لقمه خوردم.
ناهارم با فشار عصبی.
شام هم که اصلا نخوردم اونم با کلی فشار.
جدا خستم.
_حرمی الان؟
+هعییی...من نمیدونم پیامتون مال چه ساعتیه ولی الان حرمم.
کلا امروز بیشترش حرم بودم.
سفره حضرت رقیه گرفتیم توی هتل.
جای همگی خالی. خیلی حس خوبی داشت با اینکه من دیر هم رسیدم ولی خیلی خوب بود..