eitaa logo
خودواقعیم!
276 دنبال‌کننده
159 عکس
106 ویدیو
10 فایل
اینجا حرفای دلمو بهتون میزنم درد خیلیامون یکیه و شاید این باعث میشه که حس کنی حرفام، حرفای توهم هست... ناشناسمون: https://harfeto.timefriend.net/17067880518849
مشاهده در ایتا
دانلود
طوری که از بعضیا وایب خوبی میگیرمممم>>>>
حالت خوب نخواهد شد، مگر زمانی که با خودت کنار بیایی و دست به زانوی خودت بگیری و بلند شوی و قدمی هرچند کوچک، برای اهداف بزرگی که در سر داری برداری. اهداف بلند و عظیمی که در ذهن انباشته‌ای و مسیر آرامش و فراغتت را مسدود کرده و آدمی چگونه می‌تواند شاد و موفق باشد، وقتی که ذهن و وجودش آرام نیست و رشته‌ی افکارش در هم پیچیده و روانش زیر سنگینیِ بار مسئولیت‌های بی‌شمار، به‌هم ریخته؟!
خودواقعیم!
من در بی‌حوصلگی‌هایم، با تو زندگی‌ها کرده‌ام- شاملو #بیو_ممبرا
تمام‌خانه‌سکوت‌وتمام‌شهرصداست!ازاین‌سکوت‌گریزان،ازآن‌صدابیزار.
زوده ولی شبتون بخیر🤍
آیا اصلا عاشق بوده‌ام؟ آیا واقعا کسی را بدون هیچ نسبتی، از عمق جان دوست داشته‌ام؟! من احتمال می‌دهم تمام این سال‌ها فقط آدم‌ها را دوست داشته‌ام و احساس خوبی که به من منتقل می‌کرده‌اند را... من با همه مهربان بوده‌ام و با بعضی‌ها مهربان‌تر، اما هرچه فکر می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که عشق هنوز در من اتفاق نیفتاده! به عقیده‌ی من "عشق" به شیوه‌ی رایج؛ احساس خوشایندی‌ست که ما با رفتار و کلام آدم‌ها، نسبت به خودمان پیدا می‌کنیم و زندگی در بهترین حالتش همین است؛ مواجهه با آدم‌های درستی که به ما احساسات خوشایند و بی‌نظیری را القا می‌کنند.
نزار قبانی میگه «من هیچوقت احساس ناتوانی نمی‌کنم، مگر وقتی که دلتنگ تو میشم». به نظرم باگ آدمیزاد همین دلتنگیه. همین که نمی‌تونه بیخیال یه خاطره بشه. به قول رضا عبدالملکیان "برای همه‌ی ما همه‌ی روزها فراموش می‌شوند به جز همان یک روز که نشانی آن را به هیچ‌کس نگفتیم."
خودواقعیم!
_
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه این من سر کلاس نیستم‌ پس کیه😔🌹؟
اگه بخوام یه جمله از خود واقعیم بگم باید بگم که بعضی وقت‌ها میگم کاش منم یه بیشعورهِ بی‌احساس بودم که رفتار هیچ‌کس برام مهم نیست، اما متاسفانه یه زود رنجِ حساسِ عصبی‌ام
من دوستت داشتم. همان وقت‌هایی که دوستم نداشتی، همان وقت‌هایی که داشتی آزارم می‌دادی، همان وقت‌‌هایی که حواست به من نبود و آخرین کسی بودم که به او فکر می‌کردی. من دوستت داشتم. تو شبیه تندباد دیوانه‌ای وزیدی و مرا از هم پاشیدی و از نو بنا کردی، اگرچه رنجاندی‌ام ولی حضور تو درخت خشک باورم را بارور کرد و بعد از تو شکوفا شدم و فصل جدیدی در زندگی‌ام آغاز شد. پس آزار تو هم برای من موهبت بوده عزیزم. من برای حریم احساسات آدمی حرمت قائلم و آگاهم به اینکه تو مسئولیتی در قبال احساسات من نداشتی و نمی‌شود منطق را واسطه قرار داد و به قلب دستور داد کسی را دوست بدارد، نمی‌توان معادله‌ی احساسات را بر هم زد. تو را دوست دارم، حتی اگر دوستم نداشته‌باشی. نگران من نباش، من به نقطه‌ی امن پذیرش رسیده‌ام و کودک احساساتم را بی‌توقع و مستقل و خودساخته بار آورده‌ام و عبور را به او آموخته‌ام. مدت‌هاست از دور به آدم‌ها عشق می‌ورزد، لبخند می‌زند و بی‌آنکه در انتظار پاسخی بماند، عبور می‌کند. نگران من نباش، من خوبم...
این دیالوگ فیلم پل چوبی رو خیلیامون زندگی کردیم: روزی که فکر کردی یه چیزی رو از ته دل دوست داری هيچ‌وقت ولش نکن، ممکنه دوباره تکرار نشه، آدم وقتی تو سن و سال توئه فکر می‌کنه بازم پیش میاد؛ باید ده پونزده سال بگذره که بفهمی همون یه بار بوده که حالت دیگه خوب نمی‌شه عشق یعنی حالت خوب باشه...
روزی که داشت میرفت حس یه پادری تو روز بارونی رو داشتم!