من خوبم...
عاشق نیستم ...
فقط گاهی بیادش که می افتم
دلم تنگ میشود
همین...
این که عشق نیست
هست؟؟؟
روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی
بود ، ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش
فرو رفت .
از شدت درد فریادی زد !!
و سوزن را چند متر دورتر پرت کرد.!!
مردی حکیم که از آن مسیر عبور میکرد
ماجرا را دید سوزن را آورد به کفاش
تحویل داد و شعری را زمزمه کرد:
درختی که پیوسته بارش خوری
تحمل کن انگه که خارش خوری
حکیم به کفاش گفت :
این سوزن منبع درآمد توست.
این همه از آن فایده حاصل کردی یک روز که از آن دردی برایت آمد آن را دور میاندازی!
نتیجه اینکه اگر از کسی رنجیدیم
خوبی هایی که از جانب آن شخص
به ما رسیده را به یاد آوریم،
آن وقت ضمن اینکه نمک نشناس نبوده ایم تحمل آن رنج نیز آسان تر میشود.
افلاطون در رابطه با
دوستى چنين ميگويد:
به دوست خود دروغ بگو؛
اگـر دیدی آن را بعد از
مدتی افشا نکرد
آنگاه میتوانی حقایق را با او
در میان بگذاری.
🌹🍃
استادی میگفت:
باید برای اصلاح شدن روشن بود.
راستش اون موقع نمیفهمیدم منظورش از روشن بودن چیه .
امروز رفته بودم تعمیر گاه ماشینم یه صدایی میداد به محض اینکه تعمیر کار اومد بالای سر ماشین گفت روشنش کن به شوخی بهش گفتم همینطور خاموش نمیشه عیب رو پیدا کنید؟
گفت همه ما تا وقتی خاموشیم هیچ صدایی نداریم که معلوم بشه چی بارمون هست .
ناخودآگاه یاد استاد افتادم تا روشن و فعال نباشی هیچ چیز قابل شناسایی و به تبع قابل اصلاح نیست...!
📚 داستان کوتاه
ﻣﺮﺩی ﻛﻪ ﻋﻘﺐ ﺗﺎکسی ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮی ﺳﺮﺭﺳﻴﺪﺵ ﭼﻴﺰی ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ میﻛﺮﺩ، ﺳﺮﺭﺳﻴﺪﺵ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻫﺮچی میﺩﻭﻭﻳﻴﻢ، ﺑﺎﺯﻡ ﻋﻘﺒﻴﻢ.
کسی ﺟﻮﺍبی ﻧﺪﺍﺩ، ﻣﺮﺩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﺶ ﺩﺍﺭﻳﻢ میﺩﻭﻭﻳﻴﻢ، ﺑﺎﺯﻡ هیچی، ﺯنی ﻛﻪ ﺟﻠﻮی ﺗﺎکسی ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ: «ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ» ﻣﺮﺩ ﭘﺮﺳﻴﺪ: « ﭼﺮﺍ؟»
ﺯﻥ ﮔﻔﺖ: « ﭘﺴﺮ ﻣﻦ همش ﺷﺶ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻭلی نمیتونه ﺑﺪﻭﻭئه... ﻫﺮ ﻛﺎﺭی میﻛﻨﻴﻢ نمیﺗﻮنه.»
ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻴﭻﻛﺪﺍﻡ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﺩﻳﻢ، ﺑﻪ ﺯﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ، ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩ.
چقدر برای اینکه سلامتید خدارو شکر میکنید؟
💢حکایت دو برادر
دو برادر بودن که کت و شلوار میفروختن.
یکی مسئول جذب مشتری بود
و دیگری قیمت میداد و همیشه آخر مغازه مینشست.
مشتری که میومد اولی با زبان بازی جنس رو نشون میداد و قیمت رو از دومی میپرسید:
داداش قیمت چنده؟
برادرش میپرسید
کدوم یکی؟
میگفت که:
کت شلوار مشکی دکمه طلایی جلیقهدار.
میگفت:
820 تومن.
ولی برادره باز میپرسید:
چند؟
دوباره بلندتر میگفت:
820 تومن.
برادر به مشتری میگفت:
520 تومن.
مشتری که خودش قیمت 820 رو شنیده بود با عجله 520 میداد و میخرید.
همه فکر میکردن این برادره کَر هست.
اما در حقیقت قیمت کت و شلوار 320 بود
و مردم به خیال یک خرید خوب زود میخریدن.
یه جمله ی خیلی قشنگ تو یه کتاب خوندم
که نوشته بود:
«همه چیز برای کسی که می داند چگونه صبر کند،
به موقع اتفاق می افتد!»
خلاصه که ریلکس باش، ببین، بشنو، بگذر،
خرده نگیر و یادت بمونه
که گاهی صبر خودِ تلاشه ✨
بیشتر سوء تفاهم ها از حرف های خاله زنڪی آغاز میشود...
ریشه تمام این حرف ها حسادت پنهان است ..
این دوره زمونه باید ؛
حواست باشه با ڪی درد و دل میڪنی
آدمهای ڪمی هستند ڪه حرفاتو گوش میدن
و
مهم هستی براشون،
بقیه فقط میخوان یه چیزی برای یڪ ڪلاغ چهل ڪلاغ ڪردن داشته باشند.
👤 استاد الهی قمشه ای
💢پادشاهی تاجش را گم کرد از حکیم دربارش پرسید آیا بدون تاج می تواند پادشاهی کند. حکیم گفت: اگر پادشاه دلها بودی به تاج احتیاجی نداشتی ولی چون تو پادشاه چشمهایی بدون تاج نمیتوانى پادشاهى کنى.🌺
✨ #پندانـــــــه
👀چشمی که دائم عيبهای ديگران را ببيند، آن عيب را به ذهن منتقل ميکند.
و ذهنی که دائما با عيبهای ديگران درگير است، آرامش ندارد، درونش متلاطم و آشفته است.
در عوض چشمی که ياد گرفته است هميشه زیباییها را ببيند، اول از همه خودش آرامش پيدا می کند.
چون چشم زيبا بين عيبهای ديگران را نمی بيند و دنيای درونش دنيای قشنگیهاست...
❣گرت عیبجویی بود در سرشت
نبینی ز طاووس جز پای زشت🦚
هر چقدر غصه بخوری ،
دنیا پاسخی به دلت نمی دهد
شاد باش ، شاد بودن اگر
نتواند مشکلاتت را کم کند
اضافه هم نمی کند
ارزش واقعی تو زمانیست ،
که در اوج مشکلات شاد باشی
و برای راه حل بکوشی ...
.