3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی اتفاق میافتد که در بدن حشره مانتیس، یک کرم لانه میکند و به عنوان یک انگل، همانجا میزید، رشد میکند، و بدن ماتیس را به فضایی برای حیات انگلوار خود تبدیل میکند. کرم به رشد نهایی خودش که رسید، با ترشح پروتئینهایی، مغز مانتیس را در کنترل خود گرفته و او را مجبور میکند خودش را در آب غرق کند. مانتیس میمیرد، اما انگل به سلامت از بدن او خارج میشود و به حیات خود در محیط آبی جدید ادامه میدهد.
نقش باندهای قدرت-ثروت (مافیا) در جامعه نیز همین است. مافیا در بدن جامعه لانه میگیرد، با مصرف امکانات اجتماعی رشد میکند، شبکه تشکیل میدهد و زمانی که به اندازهای شیره جامعه را مکید و ریشه جامعه را خشکاند که دیگر برای ادامه حیات، مستقل از امکانات عمومی مردم شد، با ترشح عقاید فرهنگی و اقتصادی و سیاسی خودش در بین مردم، مردمان را از طریق برخی خدماترسانی جزیی و سنگر گرفتن پشت مقدسات تخدیر کرده، کنترل افکار عمومی را به دست میگیرد و جامعه را به سمت نابودی میکشاند.
برای بیرون کشیدن این انگلها از بدن جامعه، نیاز به انسانهایی است که اولا روشهای مافیا را بشناسند، ثانیا توانایی روحی و شخصیتی ایستادن در برابر موج حملات مافیا و بیان حقایق را داشته باشند، و ثالثا خطر انواع برخوردهای تخریبی جسمی و جانی و آبرویی مافیا علیه خودشان را به جان بخرند و با شبکه قدرتگرفته مافیایی مقابله کنند.
زندگی ما صحنه دائمی این تصمیم است که عزتمندانه انگلها را از متن زندگیمان اخراج کنیم یا محیط رشدشان باشیم.
برای اطلاع از ناگفتههای شورای شهر شیراز، به کانال ما بپیوندید:
https://eitaa.com/nagoftehayeshora
22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخشی از نطق پیش از دستور
در تاریخ یکشنبه نهم شهریورماه هزاروچهارصدوچهار
و دو تذکر بسیار مهم:
۱- تذکر در مورد رفتارهای پیشاانتخاباتی باندهای قدرت-ثروت
۲- اعلام خطر نسبت به دو اقدام نابخردانه توسط حاشیهسازان که در صورت عدم رفع آنها، در نطق بعدی به طور شفاف حقایقی به مردم منتقل خواهد شد.
برای اطلاع از ناگفتههای شورای شهر شیراز، به کانال ما بپیوندید:
https://eitaa.com/nagoftehayeshora
برخی از دوستان جویا بودند که چرا در فقره باغ جنت موضع نگرفتی!؟
راستش را بگویم از برخی رفقا دلخورم. وقتی سرشاخهها را میبینند ولی به ریشهها توجهی ندارند. آن زمان که میگفتیم کالبد شهر و انسان روی هم اثر متقابل دارند، کسی توجهی نکرد. گفتیم اگر شیراز را پر کنید از "مجتمع" و "مال"، این مسایل نتیجه محتوم آن خواهد شد و دیگر ادعای "سومین حرم اهلبیت" ادعای توخالی و گزافی است. گفتند دارد لجبازی میکند.
گفتیم وقتی بودجه فرهنگی را صرف سختافزار کنید و با پولپاشی دیگران را نمکگیر کنید تا به نبود نرمافزار اعتراض نکنند، نتیجه همین خواهد شد. گفتند تمام شهر دارد بهبه و چهچه میکند و فقط تو هستی که معترضی!
گفتیم رگههای نفوذ مشخص است. اطلاعات دوتابعیتیها را بدهید تا به مردم و انقلاب ضربه نزدهاند. گفتند اطلاعات زن و دختر مردم را میخواهی چهکار!!!؟ نامه زدند به وزارت کشور تا بدناممان کنند.
گفتیم اگر مدیریت اجرایی خیالش از نبود نظارت راحت باشد آبروی خودش و شما را میبرد. گفتند میخواهی مچگیری کنی.
در همه این موارد رفقا به فکر ایجاد موج اجتماعی و مطالبه نبودند. در عوض نهادها و مقامات و لباسهای مقدس و محترم تقدیرنامهها دادند و حمایتها کردند. حالا که تنگش در رفته، همه دنبال مقصر میگردند.
مقصر آنهایی هستند که هی مجیز به خیک مدیران بستند و حالا دیگر خجالت میکنند بگویند اشتباه کردهاند. مقصر آن رسانههایی هستند که دیدند چه خبر است و منفعتطلبانه قلمشان را قلاف کردند. مقصر موثرینی هستند که برای آنکه مستمریهاشان مستدام بماند، چشمشان را بستند و تلاش کردند دهان ما را هم ببندند. مقصر نمایندگانی هستند که اختیار نظارتشان را معاوضه کردند و مدیران خیالشان راحت شد که هر کاری هم بکنند کسی ازشان نمیپرسد خرت به چند!؟ مقصر ماهایی هستیم که فریفته ریش و چادر و تسبیح و هیات رفتن بچه پولدارهای تازهبهدورانرسیده متکبر رانتی شدیم و تمام امورات شهر را سه قبضه به آنها سپردیم و بعد میخواهیم با برخورد با چند نفر مکشّفه و رقاصه، اسلام را نجات بدهیم.
برادر من! خواهر من!
تا کی قرار است شیپور را از سر گشادش بنوازیم؟ فریاد را باید بر سر مقصران اصلی زد. به همه بگویید برخیها مادام که اعتراض شما به دخترکان و پسرکان دگرخواه باشد تشویقتان هم میکنند. همه امکانات از ارزاق گرفته تا اسپیس را هم برایتان فراهم میکنند. اما وقتی سراغ ریشهها بروید و شیلنگ انتقاد واقعی را روی اعمال و کردار صاحبان دماغهای پرباد بگیرید، انواع پروندهها و مشکلات سر راهتان سبز میشود. از زندگی ساقطتان میکنند و سیل برچسب و تهمت و تخریب روانه روانتان میشود. اینجا دقیقا جایی است که باید فریاد بزنید. اصلاح امور از همین نقطه آغاز میشود. شما اصلاح را از صاحبمنصبان شروع کنید، اگر بساط ناهنجارها جمع نشد! حالا خود دانید.
برای اطلاع از ناگفتههای شورای شهر شیراز، به کانال ما بپیوندید:
https://eitaa.com/nagoftehayeshora
کافه شهدا، نمونه بارز یک موکب-حسینیه عاشورایی است. از آن دسته مجالس اباعبدالله که بیتفاوت نیست. از آن هیأتهایی که تئوری مرجئهای سکولارِ "هیأت برای هیأت" را زیر سوال برده است. برای گرفتن چند گونی برنج و تعدادی لیوانیکبارمصرف، هدف عاشورایی امام شهید که احیای حق و مبارزه با ظلم و فساد و انحراف است را ذبح نکرده است. کافه شهدا "موضع" دارد، و به همین دلیل "دوست" دارد و "دشمن" دارد. اگر احیاناً از ابتدا هم برآوردی از فشارهای باند قدرت نداشتند، امروزه به خوبی با واقعیت پنهان باندهای قدرت اصطکاک پیدا کرده و خوب میداند که حقگویی، و از آن بالاتر، ایستادگی و استقامت بر حق، چه هزینههایی دارد.
در هیاتی که در آن به اسم آرامش اجتماعی بیتفاوتی ترویج بشود، به اسم تقیه مصلحتسنجی منفعتطلبانه رواج یابد، به اسم عدم سوءاستفاده دشمن سکوتعاشوراساز تئوریزه بشود، یزید و ابنزیاد و نتانیاهو و ترامپ هم سینه خواهند زد.
مجالس اباعبدالله تنها زمانی حسینی هستند، که محصول و خروجی آن، تحقق اهداف کربلایی حسینابنعلی (ع) باشد. کافهشهدا به این رشد اجتماعی، فکری و سیاسی رسیده که حسینی بودن هزینه دارد و آنقدر صداقت و شجاعت دارد که هزینه این رشد و ایستادگی را بپذیرد. مگر نه این است که سرنوشت محتوم همه رهروان امام شهید کربلاست؟ "و کربلا را تو مپندار که نامی است در میان نامها و شهری است در میان شهرها". کربلا یک مکتب است و کافه شهدا نشان داده یک "موکب مکتبی" است. بیش باد.
برای اطلاع از ناگفتههای شورای شهر شیراز، به کانال ما بپیوندید:
https://eitaa.com/nagoftehayeshora
این استوری خانم حبیبی، خبرنگار خبرگزاری فارس هست. گویا جریان تمامیتخواه، دست به شکایتشان باز شده است. ظاهرا استراتژی چند ماه آینده این جریان، بستن دهان منتقدان از طریق ایجاد پرونده به صورت مستقیم و غیرمستقیم شده است. چرا که درست در آستانه نامنویسی انتخابات دور هفتم شوراها و درست در زمانی که افراد مهربان و مردمی و دموکراتیک میشوند، اقدام به دو مورد شکایت، دو مورد سندپردازی با کارکرد طرح شکایت و دستکم یک مورد تهدید به شکایت کردهاند. ظاهرا آقایان هنوز هم باور نکردهاند که استراتژی "النصر بالرعب" مدتهاست کارکرد خودش را از دست داده است. بگذارید حداقل یکبار برای همیشه حرف همنسلیهایم را به گوشتان فرو کنم: یک روز با تصور "نسل هزینهداده" بر مناصب کشور چنبره زدید و تمام شئون اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی نسل ما را در مشت خودتان گرفتید. حالا هم با وارد کردن عبارت "احترام به ریش سفید" در مناسبات نظارتی و اجرایی، باز هم معتقدید باید به همان روش شما، که حداقل از سه دهه پیش به اینطرف ناکارآمدیاش بر همگان به اثبات رسیده، عمل بشود و اگر کسی خلاف حرف شما را بگوید یا ضدانقلاب است یا زباندراز،یا محکوم به عذرخواهی است یامستوجب شکایت!نسل ما چگونه بگوید از روشهای نسل شما مدتهاست برائت جسته است!!؟؟
در دوران فرازتان که ما را نفهمیدید، لااقل در دوران فرودتان به فکر قضاوتی باشید که نسلهای فعلی طی دهههای آینده از شما در ذهن خواهند پروراند. به خودتان بیایید و جمع کنید این بساط آبروریزی را.
برای اطلاع از ناگفتههای شورای شهر شیراز، به کانال ما بپیوندید:
https://eitaa.com/nagoftehayeshora
✍️ اندر حکایت کارنامهای که رئیس شورا برای اعضا صادر کرد
پارسال و امسال رییس شورا اقدام به صدور کارنامههایی برای اعضا کرد تا به زعم خودش، قانون شفافیت را در مورد عملکرد اعضا اجرا کند. اما کارنامههای آقای معلم چندان که شاید مورد انتظار خودش بود، مورد پذیرش جامعه قرار نگرفت.
این مدل کارنامهسازی، نه تنها حکایت از ناآشنایی او به علم ریاضی و آمار (به عنوان یک تحصیلکرده رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی) داشت، بلکه نشاندهنده پسزمینه فکری او به مدل نمایندگی و نوع نگاهش به وظایف یک عضو شورا بود. اگر حضرت ایشان با یکی دو نفر ریاضیبلد و متخصص آمار مشورت میکردند، حتما به این مساله واقف میشدند که مبانی ارزیابی باید با اهداف و وظایف مورد ارزیابی همخوانی داشته باشد. توانایی یک ماهی را بر اساس ارتفاع پرواز نمیسنجند، همانگونه که معیار سنجش و ردهبندی قصاب و معلم و پزشک با هم متفاوت است.
مهمترین وظیفه یک عضو شورا، نظارت است. اما حتی یک مورد از سنجههای کارنامه آقای معلم در مورد مولفههای نظارتی (همچون تعداد سوال، تذکر، تحقیقوتفحص، مطالبه گزارش از مدیران اجرایی، تذکر شفاهی، پیگیری شکایات مردمی و مانند آن) نبود.
وظیفه دیگر نماینده شورا، قانونگذاری است. اما باز هم حتی یک مورد از مولفههای ارزیابی ایشان در مورد این سنجه (همچون تعداد طرحهای پیشنهادی، تعداد مشارکت در طرحهای دیگران، تعداد لوایحی که عضو به صورت مکتوب یا شفاهی در مورد آنها نظر داده، میزان تاثیر اعضا در پذیرش یا رد لوایح یا طرحها، تعداد آییننامهها، دستورالعملها و شیوهنامههای اجرایی و نظارتی نوشته یا پیشنهاد شده توسط عضو و امثال آن) نبود.
میزان ارتباطات مردمی اعضا اعم از حضور در جمع مردم، ساعات حضور در دفتر، پیگیری میدانی مشکلات مردم، تعداد جلسات دانشجویی، ارتباطات با نخبگان و اهل نظر و مانند آن نیز جایی در مدل ارزیابی رییس شورا نداشته است.
ظاهرا تمرکز حضرت ایشان تنها بر تعداد کمیسیونهای هر عضو، پستهای اشغال شده توسط اعضا و تا حدودی هم حضور و غیبت اعضا (آن هم به صورت ناقص) بوده است. بارها برخی از اعضا به رییس شورا انتقاد کرده بودند که در نگاه ایشان، کارویژه یک عضو شورا شرکت در جلسات متعدد پشتسر هم فارغ از حصول نتیجه مورد رضایت مردم است. حضرت ایشان توجه ننمودهاند که اگر روزی باند انحصارطلب شورا اجازه ورود برخی از اعضا را به کمیسیونها ندهند، تمام پایههای ارزیابی این مدلی فرومیریزد، درست همان کاری که باند ۹ نفره شورا امسال در حق ۴ نفر از اعضای شورا انجام دادند. همچنین اگر بخشی از اعضای شورا، به ریاست یک عضو بر یک کمیسیون رای نداده و بلکه با تهدید و ارعاب، دیگران را نیز از این کار بازدارند، این مدل ارزیابی به لحاظ علمی پشیزی ارزش ندارد. همانگونه که پارسال در مورد کمیسیون خدمات شهری رخ داد.
حضرت ایشان که سابقه سی سال تدریس در مدارس را داشتهاند اطلاع ندارند که مسئولیتهای شورا همه وابسته به رای اکثریت است و نمیتوان یک فرد را به دلیل رای ندادن فرد دیگری در رتبه پایینتر قرار داد؟
اما ایراد کارنامههای صادره آقای رئیس شورا به همینجا ختم نمیشود. آقای حسینی در همین ارزیابی غیرعلمی و غیرمستند خود نیز دقیق عمل نکرده است. به طور مثال تاخیر و تعجیلهای اعضا در نظر گرفته نشده است. از نظر ایشان فردی که تنها در ۵ دقیقه آخر یک کمیسیون در جلسات حاضر شده و یا کسی که هیچگاه نیمه دوم صحن علنی شورا را تجربه نکرده، با کسی که از ابتدا تا انتهای جلسات حاضر بوده یکسان است. همچنین آمار حضور و غیاب کمیتهها در کارنامه ایشان مغفول است. تعداد پروژههای بهثمرنشسته و ناتمام هر کمیسیون در نمره رییس کمیسیون دیده نشده است. برای رییس شورا، عضو شورایی که نصف هفته اساسا در شیراز حضور ندارد و یا عضوی که تنها در زمان تشکیل کمیسیون در شورا است، با عضوی که پنج روز هفته، گاه تا ساعت ۲۳ در شورا مشغول فعالیت است علیالسویه است.
مجموعه این عوامل، کارنامههای صادر شده از ناحیه رییس شورا را فاقد ارزش علمی و غیرقابل استناد میکند. شاید تنها کارکردی که برای این مدل ارزیابی بتوان متصور شد، کارکرد تبلیغات انتخاباتی است که البته به واسطه عدم اعتبار علمی مدل ارزیابی رییس شورا، همان کاربرد هم موجبات مضحکه و پسزدگی مردم را در پی خواهد داشت.
طبیعی است افرادی که از یک نماینده تنها حضور در جلسات را انتظار دارند، چنین کارنامهای صادر نمایند. اگر روزی قرار به ارزیابی علمی و قابل اعتنا و استنادی بود، بهتر است آقایان به علم محدود خود از علوم ریاضی اکتفا نکرده و این کار را به اهلش بسپارند. هرچه که باشد، ارزیابی محیط تخصصی یک شورا، با نمره ثلث سوم دانشآموزان مدارس ابتدایی تفاوتهای ماهوی و مبنایی دارد.
برای اطلاع از ناگفتههای شورای شهر شیراز، به کانال ما بپیوندید:
https://eitaa.com/nagoftehayeshora
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
متن مربوط به این کلیپ را در کانال ناگفتههای شورای شهر
شیراز بخوانید
برای اطلاع از ناگفتههای شورای شهر شیراز، به کانال ما بپیوندید:
https://eitaa.com/nagoftehayeshora
ظاهرا سرطان مسئولبلاگری، فضای مدیریتی کشور را به طرز فراگیری مسموم کرده است. مسئولینی که میلیاردها تومان پول مردم را هزینه میکنند تا در ذهن جامعهی اینستازده، سوپرمن جلوه کنند. در حالی که بسیاری از آنها پهلوانپنبههایی هستند که پشت مارپیچهای سکوت ناشی از حربههای بلاگری رشد میکنند و با لایکها و کامنتهای فیک، ترند فضای مجازی میشوند. این جماعت بازیگر، آواز دُهُلی هستند که شنیدنشان از دور خوش است. اما هر چه بیشتر به آنها نزدیک بشوی، ماهیت تلخ و سیاه واقعیت بیشتر آزارت میدهد.
از نظر این بلاگرهای سوپرمن، نیازی به کار واقعی روی زمین نیست، همین که در ادعاها و مصاحبهها حرفهای قشنگی بزنی که تیتر بشود و بعد با عملیات رسانهای کاری کنی که همه باور کنند تو آن قهرمانی هستی که این کارها را به تنهایی کردهای کافی است. ضمنا همه باید به این نتیجه برسند که تمام موفقیتها، حاصل ذکاوت مدیریتی رئیس است و نیروهای زیرمجموعه و بدنه اجرایی که زحمت همه کارهای انجام شده را به دوش کشیدهاند طفیلی وجود رییس بودهاند؛ وگرنه چرا این موفقیتها قبلا وجود نداشتهاند!؟
تخدیر رسانهای، ابزار آرزوفروشی مدیریتی علیه جامعه است و دور نیست که این آرزوفروشی مدیریتی و خیالپردازی، جامعه را به سمت ناامیدی و اعتراض میکشاند. شهری که مبتلا به آرزوفروشی مدیریتی شده:
- شهری است که در رسانه رو به اوج است، اما در عالم واقعیت، اعتیاد و تنفروشی به هویت آن شهر تجاوز کند؛
- شهری است که مسئولانش در رسانه دقیق و باتعصب به دنبال نواقص و کمبودها هستند، اما در عالم واقعیت، فساد و رشوه و رانت حکمرانی اجرایی در آن شهر را بیآبرو کند؛
- شهری است که در رسانه محرومیتش به صفر نزدیک شده، اما در واقعیت تلخی تبعیض و شکاف طبقاتی و دوگانه بالاشهر-پایینشهر کام مستضعفان و محرومانش را بیازارد و چشمهای محلات محرومش حسرت زندگی راحت را فریاد بزند؛
- و شهری است که در آن مدام به آینده درخشان و پرامکانات و پیشرفته وعده داده شود اما جوانانش کاری برای اشتغال و مسکنی برای زندگی و شرایطی برای ازدواج نداشته باشند و مدیریت گران شهر آنها را به حاشیه شهرها تبعید کرده باشد.
آقایان مسئول بازیگر و بلاگر!!
نکنید!! اینقدر با روح و روان مردم بازی نکنید. اگر نمیتوانید امروزشان را آباد کنید، لااقل امید به فردا را از آنان نگیرید.
برای اطلاع از ناگفتههای شورای شهر شیراز، به کانال ما بپیوندید:
https://eitaa.com/nagoftehayeshora
صحن روز یکشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۴ در شورای اسلامی، حقایقی را مکشوف کرد که میتوان با آنها از پیچیدگیهای صحنه سیاست رمزگشایی کرد.
اگر از فریاد زدنها و کنایهپراکنیهای بی ربط برخی از افراد که شائبه به سکوت کشاندن منتقدان را به ذهن متبادر میکند بگذریم، مطالب مهم زیر را میتوان از خلال این مشاجرات برداشت کرد:
چندی پیش جمعی از اعضاء به این بهانه که هر دقیقه شورا ۵۰ میلیون تومان هزینه برمیدارد، با پیشنهاد مصوبه ای خلاف رویه شورا در برخی کلان شهرهای کشور، تذکر شفاهی به شهردار را از دستور کارهای شورا حذف کردند. مسالهای که کمتر از ده دقیقه در هر صحن شورا وقت لازم داشت!
این درحالی است که گاه در صحن شورا دهها دقیقه برای تقدیر و تشکر و موارد غیرضروری وقت و هزینه تلف میشود. ما معتقدیم این کار دایره نظارت شورا بر شهرداری را تنگتر نموده و از شان نظارتی شورا کاسته است.مکررا موضوعات مرتبط با شرح وظایف يا درخواستهای اعضای اقلیت شورا در صحن شورا يا کمیسیون تلفیق به تعویق افتاده است که این مساله مصداق بارز سلب و انسداد حق مردم و نمایندگان آنها و موجب اختلال در مدیریت شهر و روندهای قانونی شورا است.به طور مثال هیات رییسه شورا از مطرح کردن درخواست عضویت دو نفر از اعضا در کمیسیونهای تخصصی شورا خودداری کرده است. قبلا هم رییس شورا با رایگیری غیرقانونی برای هفتنفره شدن کمیسیون معماری و شهرسازی، برخلاف تصریح قانون، در روند امورات شورا ورود و اعمال نظر شخصی کرده بود.
بارها و بارها اسکیبازی رسانهای برای برندسازی تعدادی از اعضاء شورا و شهرداری انجام میشود،اما برای برخی اعضا، حتی نطق پیش از دستور،طرح سوال یا تذکری که خطاب به شهرداری انجام میدهند و در سنوات گذشته عرفا در رسانهها پوشش خبری داده میشد هیچ انعکاسی داده نمیشود.
صفحات روزنامهها پر است از عکسها و مطالب تکراری فقط برخی از اعضای خاص شورا. صفحات مجازی هم پرشده از کلیپهای هزینهبر شهردار و برخی از اعضا که با هزینههای گزاف از جیب مردم پرداخت میشود. مدتیاست نشریهای با نام کاغذ اخبار به سردبیری عضوی از اعضا شورا منتشر میشود که هیچگونه شفافسازی در مورد مجوز شورا برای تاسیس این نشریه، هزینههای آن و حتی نحوه انتخاب محتوا در این نشریه انجام نشده است.
در صحن دو هفته پیش شورا، عملکرد رییس شورا، باعث قطع پخش زنده شورا شد و در ادامه تنفس غیرضروری صحن به بهانه حکم ابلاغ نشده دیوان و متعاقب آن از رسمیت افتادن صحن، باعث سلب حق حضور دو عضو بازگشته شورا توسط جریانی خاص در درون و بیرون شورا شد. نماد بارز این مساله، شکایت انجمن موسوم به امربهمعروف درست در ابتدای تعطیلات دوهفتهای!! شورا و شکایت هفت نفر از اعضای شورا از این دوعضو آن هم به دلیل مسایل امنیتی!! و نیز نامه عجیب مسئول وزارت کشور فردای آن روز، در باب ممنوعیت حضور دو عضو شورا است. اتفاقات دو هفته اخیر مطالب بسیاری را مورد شیوههای حذف در جریانهای انحصارطلب و گستردگی و پیچیدگی آنها را برملا میکند.
https://eitaa.com/nagoftehayeshora
پرده اول:
فاطمیه با محرم فرق دارد. خیلی فرق دارد. به جز عصر عاشورا، تمام مدت عزاداری دو دهه محرم و صفر را دوست داشتم. اگر به جای دو ماه، چهار ماه هم عزاداری بود باز دوستش داشتم. با شرکت در عزاداری اباعبدالله، مخصوصا آن مجالسی که منبر مفیدتری دارند و مداحش هم روضه مکشوفه نمیخواند، احساس میکنم به سپاه اباعبدالله پیوستهام. در مسیر "صیرورت" هستم.
اما فاطمیه را نه. دوست دارم زودتر تمام شود. غصه فاطمیه خییییلی سنگین است. همیشه بهانهای پیدا میکردم که به مجلس فاطمیه نرسم. هر وقت هم توفیقی میشود شرکت کنم، فقط منبرش را میشنوم. هرکجا که روضه فاطمیه جدی میشود، انگشتم را در گوش فرو میکنم تا نشنوم. نمیدانم بقبه چطور جرات میکنند بشنوند حتی!
پرده دوم:
بیش از یک دهه است که گاهی دوستانی که میدانستند مطالعاتی محدود در حوزه تاریخ و از جمله تاریخ اسلام دارم، دعوتم میکنند برای سخنرانی مجالس. غالبا هیاتهای دانشجویی. در سخنرانیها، سعی میکنم مستمع را در گذشتهها آواره نگه ندارم. سعی میکنم از تحلیل دیروز، راهی برای زندگی در امروز به مستمع معرفی کنم. اینکه که چه شد که مسیر تاریخ به انحراف رفت و چگونه باید زندگی کنیم تا سقیفه و عاشورا تکرار نشود!
در فاطمیه، بیشتر حماسه مادر را میگفتم. راستش را بخواهید، از درد سنگین غصه مظلومیت مولا و غربت مادر، به حماسه آن حادثه پناه میبرم تا قلبم توان گفتن را داشته باشد. اینکه همه میدانستند حق با کیست، اما نگرانی نام و نان دهانشان را به هم دوخته بود و در برابر ظالم و غاصب سکوت اختیار کرده بودند. اینکه علی را از حق قانونیاش منع کردند تا به منافعشان برسند و زهرا که میخواست حقیقت را به جامعه یادآوری کند تندرو و افراطی جا زدند و گفتند دارد نشر اکاذیب میکند و به ساحت صحابه توهین کرده و شق عصای مؤمنین کرده و وحدت جامعه را به هم ریخته. به در خانه مولا ریختند و مولا را دستبسته جلوی چشمان زن و بچهاش بردند و آرامش خانوادهلش را به هم زدند، فقط برای اینکه کودتایشان شکست نخورد. فدک را که منبع درآمد مولا بود غصب کردند تا او را تحت فشار قرار بدهند. اینکه علی و زهرا را بایکوت کردند تا صدایشان به جامعه نرسد و آبروی جریانی که خودش را با زور و فریب به جامعه قالب کرده بود نرود. فقط و فقط وجود علی و زهرا آبروی باندهای قدرت-ثروت را میبرد. باید حذف میشدند. اهل بیت پیامبر هم روش مبارزه منفی را پیش گرفتند. علی بیست سال خانهنشینی اختیار کرد و همراز چاه شد و زهرا حسرت تشییعجنازه و فاتحه بر قبرش را هم بر دل جریان کودتاچی گذاشت.
غصه فاطمیه واقعا سنگین است.
پرده سوم:
وارد شورای شهر که شدم، میدانستم وارد چه جایی شدهام. جایی که دهانهای بسیاری برای منافع بسیاری باز است. میدانستم که اصرار بر روشهای قانونی و اصلاح کژیها چه هزینههایی دارد. میدانستم هنوز هم زر و زور و تزویر روشهای همیشگی خود، یعنی فشار اقتصادی و بایکوت و تخریب شخصیت و حذف فیزیکی، را با قدرت حفظ کرده. میدانستم حق گفتن و اصلاح کژیها هنوز هم از نظر جریان قدرت جرم نابخشودنی هست. میدانستم باندهای قدرتی که رقیب هم هستند از حرفهایم علیه هم سوءاستفاده میکنند. میدانستم مزدورهای قلمبهدست جریانهای قدرت تخریب شخصیتم میکنند. منتظر همه چیز بودم و هستم. اما از فاطمه زهرا یاد گرفتهام در مسیر حق، از تنهایی و معدود بودن حقطلبان هراسی نداشته باشم. یاد گرفتهام تا پای جان و مال و آبرو باید در مسیر حق بمانم. تازه میفهمم حقطلبی و اصرار بر مبارزه با کژیها، چه فشاری به خانواده آدم وارد میکند. شاید تنها کسانی حس این روزهای خانهی علی را لمس میکنند که در مسیر حق از باندهای قدرت-ثروت آسیب دیده باشند. تازه میفهمم فاطمه بودن و فاطمه شدن چقدر سخت است!!
برای اطلاع از ناگفتههای شورای شهر شیراز، به کانال ما بپیوندید:
https://eitaa.com/nagoftehayeshora