حکمت ۶۱ نهج البلاغه: در توصیف زنان
وَ قَالَ (علیه السلام): الْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ، حُلْوَةُ اللَّسْبَةِ.
و فرمود (ع): زن كژدمى است كه گزيدنش شيرين است.
گزيدن شيرين!
امام(عليه السلام) در اين سخن حكيمانه به يكى از ويژگى هاى متضاد زنان اشاره كرده مى فرمايد: «زن عقربى است كه نيش زدن او شيرين است»; (ألْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ حُلْوَةُ اللَّبْسَةِ).
شارحان نهج البلاغه هم در تفسير اين جمله اختلاف فراوان دارند و هم در اين كه آيا نسخه اصلى لَسبه است يا لِبسه (بر وزن حسبه). در نسخه محمد عبده لِبسه آمده كه به معناى معاشرت و ملابست است، بنابراين نسخه، تفسير جمله بالا چنين است: زن گرچه همچون عقرب گزنده است; اما معاشرت با او داراى فوايد و بركات و آثار مثبتى است كه آن را جبران مى كند و به دليل اين آثار معاشرت با او مطلوب است. همان گونه كه قرآن مجيد هم به آن اشاره كرده مى فرمايد: «(وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا); از آيات خدا اين است كه براى شما همسرانى از جنس شما آفريد تا در كنار آنها آرامش پيدا كنيد» و در جايى ديگر مى فرمايد: «(هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ); زنان براى شما همچون لباس هستند و شما براى آنها همانند لباس (هر دو زينت هم هستيد و هر دو سبب حفظ يكديگر)».
ولى در غالب نسخه هاى ديگر مانند نسخه مورد بحث ما «لَبسه» آمده است كه به معنى نيش زدن است. در اين كه اگر زن همچون عقرب باشد چگونه نيش زدن او شيرين است شايد از آن رو كه در كنار نيش هاى او نوش هاى فراوانى نيز وجود دارد كه نيش هاى او را قابل تحمل بلكه شيرين مى كند. با توجه به اين كه آنچه در مورد عقرب مناسب مى رسد نيش است نه معاشرت كردن، اين تفسير از تفسير عبده مناسب تر است.
در اينجا تفسير سومى است كه مرحوم كمره اى آن را در شرح نهج البلاغه خود آورده و مى گويد: منظور از اين كلام حكمت آميز اين است كه به همه مردان و مخصوصاً جوانان هشدار داده شود كه از زنان آلوده بپرهيزند، زيرا آنها همچون عقربند، هرچند ظاهراً نيش شيرينى دارند; ولى هرگز نبايد فريب ظاهر زيباى آنها را خورد و در دام سم كشنده آنها افتاد. اين تفسير نيز مناسب به نظر نمى رسد، زيرا لحن جمله حكمت آميز بالا برحذر داشتن نيست، بلكه تحمل كردن و مدارا نمودن است كه با همسران مشروع سازگار است. بنابراين همان تفسير دوم بهترين تفسيرها براى اين جمله حكيمانه است.
در اينجا اين سؤال پيش مى آيد كه آيا اين تعبير درباره همه زنان صادق است يا درباره گروهى از آنها؟ به يقين منظور همه زنان نيستند، زيرا بسيارى از آنان داراى چنان ايمان و تربيت و اخلاقى هستند كه هرگز همسرانشان از آنها نيشى احساس نمى كنند، بنابراين منظور اين است كه در طبيعت زن اگر تربيت كافى نداشته باشد و از ايمان و معرفت، روح او سيراب نشود حالت گزندگى به خود مى گيرد و اين سخن حكيمانه براى همسران اين گونه زنان اين پيام را دارد كه به دليل فوايد وجودى آنان نيش هاى آنها را تحمل كنند. در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه فرمود: «يكى از حقوق زن بر مرد اين است كه اگر كار جاهلانه اى انجام دهد او را ببخشد و از او درگذرد»; (وَاِنْ جَهِلَت غَفَرَ لَها)(1).
پی نوشت:
(1). کافى، ج 5، ص 510.
#حکمت شماره ۶۱ 🌴
همراه با #نهج_البلاغه 🌸🌼🍀
@nahj97
هدایت شده از آقامحمودرضا
🔴 بسم رب الشهدا والصدیقین
🌷 ستوان سوم حمیدرضا اسدی از ماموران انتظامی در درگیری بامداد امروز با اشرار مسلح در بردسیر کرمان به خیل عظیم شهدای مدافع وطن پیوست.
▪️هنیألک الشهادة.
اهل صبر و بصیرت درکلام مولا علی(ع)
وَلا یَحمِلُ هذا العَلَمِ إلّا أهلَ البَصَرِ وَ الصّبر وَ لَعَلِمَ بِمَواضِعِ الحَقّ .
و این عَلَم را بر ندارد مگر آن کس که اهل بصیرت و شکیبایی باشد و خوب بداند که حق در چه جایگاه هایی مستقر است.
نهج البلاغه امام علی (ع) خطبه173
همراه با #نهج_البلاغه 🌸🌼🍀
@nahj97
هدایت شده از مردان خدا 📿
ما زیاد نبودیم
فتو شاپ کردیم زیاد شدیم
ما بیشماریم
فتنه گران ۸۸
#مردان_خدا 📿
@mardane_khoda
حکمت ۶۲ نهج البلاغه: پاسخی نکوتر به نیکی دیگران
وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا حُيِّيتَ بِتَحِيَّةٍ فَحَيِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا، وَ إِذَا أُسْدِيَتْ إِلَيْكَ يَدٌ فَكَافِئْهَا بِمَا يُرْبِي عَلَيْهَا، وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِكَ لِلْبَادِئِ.
فرمود (ع): چون تو را درود گفتند، در پاسخ، درودى بهتر گوى و چون دستى از سر احسان به سوى تو دراز شد، به احسانى بيشتر، پاداشش ده و فضيلت از آن كسى است كه آغاز كرده است.
پاداش برتر:
امام(علیه السلام) در این کلام حکمت آمیز به یک اصل مهم قرآنى و اسلامى اشاره کرده مى فرماید: «هنگامى که به تو تحیتى گویند به صورتى بهتر پاسخ گوى و هرگاه هدیه اى براى تو فرستند آن را به صورت افزون تر پاداش ده. با این حال فضیلت از آن کسى است که ابتدا کرده است»; (إِذَا حُیِّیتَ بِتَحِیَّة فَحَیِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا، وَإِذَا أُسْدِیَتْ إِلَیْکَ یَدٌ فَکَافِئْهَا بِمَا یُرْبِی عَلَیْهَا، وَالْفَضْلُ مَعَ ذَلِکَ لِلْبَادِی).
اخلاق اسلامى مى گوید هیچ کار خوبى را نباید بدون پاداش گذاشت; خواه سخن احترام آمیزى باشد یا اقدام عملى، بلکه بهتر آن است که پاداش برترى داشته باشد; مثلاً اگر کسى به ما بگوید «سلام علیکم» بهتر آن است که در پاسخ بگوییم «سلام علیکم ورحمة الله» وهرگاه کسى هدیه مختصرى براى ما بفرستد ما در موقع مناسب هدیه بهتر و بیشتر براى او بفرستیم. این کار سبب مى شود پیوند محبت و دوستى در میان افراد جامعه روز به روز بیشتر شود و روح حق جویى و حق طلبى و حق شناسى تقویت گردد و زندگى در چنین جامعه اى بسیار توأم با آرامش خواهد بود.
در حالات بزرگان اسلام نمونه هاى عملى این دستور بهوضوح دیده مى شود. از جمله این که یکى از راویان اخبار مى گوید من نزد حسن بن على(علیه السلام) بودم کنیزى بر آن حضرت وارد شد و دسته گلى تقدیم آن حضرت کرد. حضرت فرمود: «أنْتِ حُرُّ لِوَجْهِ اللّهِ تَعالى; تو براى خدا آزادى».
به این ترتیب حضرت در برابر اهداى یک دسته گل این کنیز را براى همیشه آزاد کرد.
راوى مى گوید عرض کردم او فقط یک دسته گل به شما داد که قیمت چندانى ندارد شما او را آزاد کردید. امام در پاسخ فرمود: «(هکذا) أدَّبَنی اللّهُ تَعالى; خداوند این گونه ما را تربیت کرده است». سپس امام آیه شریفه (وَإذا صُیِّبتم بِتَحِیَّة...) را تلاوت فرمود و افزود: این که خدا فرموده به صورت بهتر پاداش دهید بهتر از آن همین بود که او را آزاد کنم.(1)
این که امام در ذیل این کلام حکمت آمیز مى فرماید: برترى و فضیلت از آنِ کسى است که ابتدا کرده به سبب این است که شخص دوم هرکارى کند جنبه پاداش عمل دارد در حالى که شخص اول بدون این که خدمتى به او بشود اقدام به نیکى کرده و مطلقاً جنبه پاداش نداشته است، بنابراین شخص اول بر دومى برترى دارد.
به همین دلیل در حدیثى از امام حسین(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «لِلسَّلام سَبْعُونَ حَسَنَةُ تِسْعُونَ وَسِتُّونَ لِلْمُبْتَدی وَواحِدَةٌ لِلرّادِ; سلام هفتاد حسنه دارد که شصت و نه حسنه آن از کسى است که سلام کرده و یک حسنه از آن کسى که پاسخ مى گوید».(2)
این حدیث از امیرمؤمنان نیز در بحارالانوار و مستدرک الوسائل نقل شده است.
اضافه بر این کسى که ابتدا به سلام و تحیت یا کار نیک مى کند یک فضیلت اخلاقى دیگرى را نیز براى خود آشکار ساخته و آن مسأله تواضع در برابر برادر دینى است در حالى که پاسخ گوینده تواضع خاصى ندارد جزء این که حق شناسى مى کند.
عجب این که اصل این کلام حکمت آمیز در شرح نهج البلاغه مرحوم کمره اى و ابن میثم و مغنیه و همچنین شرح نهج البلاغه مرحوم شوشترى در اینجا نیامده است.
شایان دقت است که واژه «أُسْدِیَتْ» از ماده «سَدْو» بر وزن «سرو» در اصل به معنى دراز کردن دست به سوى دیگرى است، بنابراین «أُسْدِیَتْ إلَیْکَ یَدٌ» در کلام امام مفهومش این است که دستى به سوى تو دراز شد و این جمله کنایه از بخشش و اهداى هدیه است.
پی نوشت:
(1). بحارالانوار، ج 44، ص 195، ح 8.
(2). همان، ج 75، ص 120، ح 17.
#حکمت شماره ۶۲ 🌴
همراه با #نهج_البلاغه 🌸🌼🍀
@nahj97
هدایت شده از کاروان انقلاب
ابوالقاسم طالبی کارگردان #قلاده_های_طلا در صفحه شخصی اش نوشت:
امشب نهم دی ماه ۹۷ از بیت حضرت رهبری با بنده تماس گرفتند و پیام ایشان را به اطلاع بنده رساندند، حضرت آقا فرمودند دیشب مجددا فیلم شما را از شبکه افق دیدم آفرین آفرین آفرین ! دست شما درد نکند. از قول من به بازیگران سلام برسانید.
#دولت_انقلابی 👊
@dolate_enghelabi
حکمت 63 نهج البلاغه: اهمیت شفاعت
وَ قَالَ (علیه السلام): الشَّفِيعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ.
و فرمود (ع): شفاعت كننده، براى كسى كه طالب چيزى است، چونان بال است براى پرنده.
📚شرح و تفسیر
نقش شفاعت كننده:
امام(عليه السلام) در اين جمله كوتاه و پرمعنا اشاره به اهميت شفاعت كرده مى فرمايد: «شفاعت كننده بال و پَرِ طلب كننده است»; (الشَّفِيعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ).
شفاعت بر دو گونه است: تكوينى و تشريعى; شفاعت تكوينى آن است كه موجودات قوى تر اين جهان به موجودات ضعيف تر براى پرورش و تكامل و نموّ كمك كنند، تابش آفتاب، ريزش باران و وزش نسيم نوعى شفاعت در عالم تكوين نسبت به پرورش گياهان است. باغبان نيز در حدّ خود در مورد گياهان و درختان شفاعت مى كند. اين گونه شفاعت دامنه وسيعى در جهان هستى دارد. در عالم تشريع نيز انسان هايى كه در درگاه خدا مقرب ترند افراد ضعيف و آلوده به گناه و وامانده در راه را كمك كرده آنها را به سرمنزل سعادت مى رساند. به يقين هر دو نوع شفاعت هنگامى مؤثر واقع مى شود كه در شفاعت شونده قابليت و لياقت لازم وجود داشته باشد وگرنه به يك دانه فاسد گياه هر قدر آفتاب بتابد و باران ببارد و نسيم بوزد گياهى از آن نمى رويد و همچنين انسانى كه رابطه خود را با شفيعان به كلى قطع كرده شفاعت شافعان نفعى به حال او نخواهد داشت.
اين كه امام در گفتار حكيمانه بالا مى فرمايد: شفاعت كننده بال و پر طلب كننده است واقعيت مسلّم عقلى و نقلى است، همان گونه كه هيچ پرنده اى بدون بال و پر نمى تواند پرواز كند بسيارى از طلب كنندگان نيز بى بال و پر شفاعت پرواز در آسمان قرب خدا براى آنها غير ممكن است. اين جمله كوتاه در واقع هم اشاره اى به فلسفه شفاعت و هم مفهوم و معناى آن و هم شرايط شفاعت كننده و شفاعت شونده دارد. پرنده بايد همه چيز او كامل باشد تا بعد از رويش بال و پر بتواند پرواز كند و استفاده از بال و پر براى پرنده عيب نيست، بلكه افتخار است و عالم اسباب در جهان هستى در واقع چهره هايى از همين شفاعت است. در عالم تشريع نيز گاه معصومان و پيشوايان بزرگ شفاعت مى كنند، گاهى علماى دين و شهدا و صالحان و زمانى اعمال خوب انسان مانند نماز و روزه و جهاد او با دشمن يا با نفس سبب شفاعتش مى شود. در هر حال شفيع به منزله بال و پر محسوب مى شود. براى توضيح بيشتر در مورد حقيقت شفاعت و آثار و شرايط آن به جلد اوّل تفسير نمونه ذيل آيه 48 سوره «بقره» مراجعه فرماييد.
#حکمت شماره ۶۳ 🌴
همراه با #نهج_البلاغه 🌸🌼🍀
@nahj97
هدایت شده از کانال پیام های منتخب
#حدیث
امیرالمومنین علیه السلام:
تا جایی که توانایی بر کار خوب دارید،
خوبی کنید؛ زیرا خوبی،
[آدمی را ]از مهلکه ها و مرگهای ناگوار
نگه می دارد.
#میزان_الحکمه ج7 ص299