سهم روز ۱۰۳ خطبه ۲۲۰ تا خطبه ۲۲۷ختم نهج البلاغه در ۱۹۲ روز(79).mp3
زمان:
حجم:
4.58M
🔈ختم گویاۍ #نهج_البلاغھ در ۱۹۲ روز.
🌺 طرح باعلـے تامهدۍ(علیهما السلام)
🔷 سهم روز صد و سوم :خطبہ ۲۲۰ تا خطبہ ۲۱۷
#نهج_البلاغھ
#نهضت_جهانے_نهج_البلاغه_خوانۍ
🌸🌵🌸🌵🌸🌵🌸🌵
📜 #خطبہ220 : در وصف سالكان
⇦پويندھ راھ خدا
🍃عقلش را زندھ کرد و نفس خويش را كشت، تا آنكہ جسمش لاغر و خشونت اخلاقش بھ نرمـے گراييد، برقۍ پرنور براے او درخشيد و راھ را براے او روشن كرد و در راھ راست او را كشاند و از درۍ بھ در ديگر برد تا بہ در سلامت و سراۍ جاودانہ رساند، ڪہ دو پاۍ او در قرارگاھ امن با آرامش تن استوار شد، این پاداش آن بود ڪہ دل را درست بھ كار گرفت و پروردگار خويش را راضـے كرد.
🌸🌵🌸🌵🌸🌵🌸🌵
🌸🌵🌸🌵🌸🌵🌸🌵
📜 #خطبہ219: (در ميدان نبرد جمل در سال ۳۶ هجرۍ وقتـے بھ جنازھ طلحہ و عبد الرحمن بن عتاب رسید،فرمود:)
⇦تأسف بر كشتگان جمل
✍🏻ابومحمد (طلحہ) در اين مكان غريب ماندھ است، بہ خدا سوگند خوش نداشتم قريش را زير تابش ستارگان كشتہ و افتادھ بينم. بہ خونخواهـے بر فرزندان "عبدمناف" دست يافتم، ولـے سركردگان "بنۍ جمح" از دستم گريختند، آنان براۍ كارے ڪہ در شان آنها نبود سر برافراشتند و پيش از رسيدن بھ آن سركوب شدند.
🌸🌵🌸🌵🌸🌵🌸🌵
🌸🌵🌸🌵🌸🌵🌸🌵
📜 #خطبہ218: دربارھ كسانـے براۍ جنگ با حضرت بہ بصرھ رفتند
⇦افشاۍ خيانت ناكثان
✨بر كارگزاران و خزانہ داران بيت المال مسلمانان ڪہ در فرمان من بودند و بر مردم شهرۍ كھ تمامۍ آنها بر اطاعت من و وفادارۍ در بيعت با من وحدت داشتند هجوم آوردند، آنان را از هم پراكندند و بھ زبان من در ميانشان اختلاف افكندند و بر شيعيان من تاختند، گروهـے را با نيرنگ كشتند و گروهـے دست بر شمشير فشردھ با دشمن جنگيدند تا صادقانہ خدا را ملاقات كردند.
🌸🌵🌸🌵🌸🌵🌸🌵
🌸🌵🌸🌵🌸🌵🌸🌵
📜 #خطبہ217 : گلھ از قریش
⇦شكوھ از قريش
📌خدايا من بر ضد قريش و يارانشان از تو كمك مےخواهم،ڪہ پيوند خويشاوندۍ مرا بريدند و كار مرا دگرگون كردند و همگـے براۍ مبارزھ با من در حقّـے كھ از همہ آنان سزاوارترم متّحد گرديدند و گفتند: «حق را اگر توانۍ بگير و يا تو را از حق محروم دارند، پس يا با غم و اندوھ صبر كن، يا با حسرت بمير». بہ اطرافم نگريستم ديدم ڪہ نھ ياورۍ دارم و نہ كسـے از من دفاع و حمايت مےكند، جز خانوادھ ام ڪہ مايل نبودم جانشان بھ خطر افتد، پس خار در چشم فرو رفتہ، ديدھ بر هم نهادم و با گلویـے ڪھ استخوان در آن گير كردھ ، جام تلخ را جرعہ جرعہ نوشيدم و در فرو خوردن خشم در امرۍ ڪہ تلخ تر از گياھ حنظل و دردناك تر از فرو رفتن تيزۍ شمشير در دل بود شكيبایـے كردم.
🌸🌵🌸🌵🌸🌵🌸🌵