• NAHYA | 🇮🇷 •
همچنان احیاء خیابانها حتی در باران : )
همچنان احیاء خیابانها با حضور پر شکوه مردم حتی در باران² : )
• NAHYA | 🇮🇷 •
- -
📽| #مونولوگ_زندگی
• سکانس سوم:
.
صدایشان از دور توجهم را جلب میکند. بر میگردم و خیره میشوم به پچ پچهای کودکانه و پر از شیطنتشان. پسر کوچکتر با دندانهای شیری و خرگوشیاش وقتی میخندد دلبری میکند.
.
میروم جلو و میگویم: "میشه ازتون عکس بگیرم؟"
آرام نگاهی به یکدیگر میکنند و آماده میشوند برای عکاسی اما شیطنتهایشان
هنوز هم پایان نمیگیرد. هر شات عکسی که ثبت میکنم پسرک بیشتر ریسه میرود و من مصممتر میشوم برای ثبت این لحظات و در دلم ماشاءالله نثارشان میکنم دائم...
اینها فرزندان همین انقلاب هستند و آینده سازان دولت کریمه حضرت بقیه الله
انشاءالله : )
.
ثبت این قاب که تمام میشود بر میگردم تا یک عکس سوژه دیگر پیدا کنم که خانمی میگوید: "میشه یه بار هم عکس بگیرید؟ آخه پسرم اونجا داشت میخندید..."
در دلم میگویم ایرادی ندارد همین قابها خودشان فردا روایتگر شجاعت کوچکترین سربازهای این شبهای خیابان خواهند بود که خندان در خیابانهایی که بالای سرشان جنگنده می گذرد میایستند ولی ابلهان صهیون که خود آغازگر این نبرد بودهاند اکنون آواره پناهگاه هایی هستند که حتی آنجا هم برایشان امن نیست...
.
آرام بلهای میگویم و قاب دوربین را تنظیم میکنم رویشان که دخترکی علم وطن بدست مشت گره میکند و میگوید از من هم بگیر و بعد پسرکی نیز به جمع آن دو پسر اضافه میشود. میگویم هر چهار نفر کنارهم قرار بگیرند و تعدادشان مرا یاد آن قاب ماندگار روز قدس تهران میاندازد سه آقا و یک خانم و پرچم ایران!
آرام میخندم و چند قاب ثبت میکنم. دخترک آرام میگوید "خاله تکی از من میگیری؟!" حتما قبول میکنم مخصوصا که اولین بار به من میگویند خاله و من غرق نور میشوم : )
آرام صورتم را سمتش برمیگردانم و شات آخر را ثبت میکنم به یاد همان آقایی که دستانش را مشت کرده بود به هنگام شهادت، رهبر شهیدمان!
.
✍🏻| #حامین؛ ۱۴۰۴/۱۲/۲۵
✨| @nahya110