یادم میاد حدود ۳ روز مونده به اغتشاشات اتفاقی شد اولین کانالی که تو روبیکا عضو شدم و خب با خودم میگفتم
بالاخره روبیکام از خلوتی در اومد!
ولی چند روز بعد شهادت شهید علیخانی وقتی ارسال پیامها باز بود یکی از اولین
چیزهایی که برای دوستم فرستادم همین بود و بهش گفتم انگاری دست خدا جوری
چیده بود و دعوت کننده بود که من از لحظه قبل شهادت تا همین الان سکانسهای زندگی همسر شهید رو درک کنم!
.
راستش اونموقع که من عضو شدن کلا ۸۰۰ نفر عضو داشت به گمانم و الان ۳۲ هزار نفر . . .
حالا اما میفهمم رسالت اون عضو شدن فقط این نبوده که روبیکای من از خلوتی دربیاد، هیوا رسالتش اینه که ما دهه هشتادی از خلوتی کولهبارمون هراس داشته باشیم . . .
.
رسالتش این بوده که اتصال گم شده اون روزهای من با اباصالح، امام زمان عجل الله تعالی رو وصل کنه . . .
.
و رسالتش این بوده نسخه خاک خورده
حامین رو و مجاهد رو احیا کنه : )
حالا اما دارم میبینم چقدر هنوز هم عقبم!
ما این روزا هنوز راه داریم تبدیل بشیم
به مجاهدهای شبزنده دار و شبزندهدارهای مجاهد به قول استاد اخوت!
بیاید توی این شبهای زنده کننده قدر غبارهای زندگی که زیرشون مدفون شدیم رو کنار بزنیم و از پدرمون حضرت بقية الله کمک بگیریم تا عقب نیافتیم تو این مسابقه سابقون!
این روزهایی که هم مصطفی علیخانیها تکرار میشن هم همسرهای مجاهدشون!
نمونه؟!
بفرمائید
‹ یا عماد من لا عماد له ›
‹ یا ذخر من لا ذخر له ›
‹ یا غیاث من لا غیاث له ›
‹ یا من انیس من لا انیس له ›