🇮🇷|♡نجــوا؎ نـوࢪ♡|🇵🇸
🌼❥✺﷽ ✺❥🌼 #قسمت_هفتاد_و_چهارم 📚 #تنها_میان_داعش قدم هایم قوت نداشت، دیوارهای سیمانی خانه هر لحظه از
🌼❥✺﷽ ✺❥🌼
#قسمت_هفتاد_و_پنجم
📚 #تنها_میان_داعش
حالا در این اتاق سیمانی من با جنازه بی سر عدنان تنها بودم که چشمانم از وحشت خشکشان زده و حس میکردم بشکه ها از تکان های بدنم به لرزه افتاده اند.
رگبار گلوله همچنان در گوشم بود و چشمم به عدنانی که دیگر به دوزخ رفته و هنوز بوی تعفنش مشامم را میزد.
جرأت نمیکردم از پشت این بشکه ها بیرون بیایم و دیگر وحشت عدنان به دلم نبود که از تصور بریدن سر حیدرم آتش گرفتم و ضجه ام سقف این سیاه چال را شکافت.
دلم در آتش دلتنگی حیدر پَرپَر میزد و پس از هشتاد روز فراق دیگر از چشمانم به جای اشک، خون میبارید.
میدانستم این آتشِ نیروهای خودی بر سنگرهای داعش است و نمیترسیدم این خانه را هم به نام داعش بکوبند و جانم را بگیرند که با داغ این همه عزیز دیگر زندگی برایم ارزش نداشت.
موبایل خاموش شده، حساب ساعت و زمان از دستم رفته و تنها از گرمای هوا میفهمیدم نزدیک ظهر شده و میترسیدم از جایم تکان بخورم مبادا دوباره اسیر شیطانی داعشی شوم.
پشت بشکه ها سرم را روی زانو گذاشته، خاطرات حیدر از خیالم رد میشد و عطش عشقش با اشکم فروکش نمیکرد که هر لحظه تشنه تر میشدم.
شیشه آب و نان خشک در ساکم بود و اینها باید قسمت حیدرم میشد که در این تنگنای تشنگی و گرسنگی چیزی از گلویم پایین نمیرفت و فقط از درد دلتنگی زار میزدم.
دیگر گرمای هوا در این دخمه نفسم را گرفته و وحشت این جسد نجس قاتل جانم شده بود که هیاهویی از بیرون به گوشم رسید و از ترس تعرض داعشی ها دوباره انگشتم سمت ضامن رفت.
در به ضرب باز شد و چند نفر با هم وارد خانه شدند.
از شدت ترس دلم میخواست در زمین فرو روم و هر چه بیشتر در خودم مچاله میشدم مبادا مرا ببینند و شنیدم میگفتند:
- حرومزاده ها هر چی زخمی و کشته داشتن، سر بریدن!
و دیگری هشدار داد:
- حواست باشه زیر جنازه بمبگذاری
نشده باشه!
از همین حرف باور کردم رؤیایم تعبیر شده و نیروهای مردمی سر رسیده اند که مقاومتم شکست و قامت شکسته ترم را از پشت بشکه ها بیرون کشیدم.
زخمی به بدنم نبود و دلم به قدری درد کشیده بود که دیگر توانی به تنم نمانده و در برابر نگاه خیره رزمندگان فقط خودم را به سمتشان میکشیدم.
یکی اسلحه را سمتم گرفت و دیگری فریاد زد:
- تکون نخور!
♻ ادامه دارد...
#اللهمعجللولیکالفرج
#تعجیلدرفرجصلوات
اللهمصلعلیمحمدو
آلمحمدوعجلفرجهم
ــــ|💕🌸|ـــــــــــــــــــــــــــــــ
❁⎨@najvaye_noorr⎨🌙⎬
🇮🇷|♡نجــوا؎ نـوࢪ♡|🇵🇸
🌼❥✺﷽ ✺❥🌼 #قسمت_هفتاد_و_پنجم 📚 #تنها_میان_داعش حالا در این اتاق سیمانی من با جنازه بی سر عدنان تنها
🌼❥✺﷽ ✺❥🌼
#قسمت_هفتاد_و_ششم
📚 #تنها_میان_داعش
نارنجکِ در دستم حرفی برای گفتن باقی نگذاشته بود، شاید میترسیدند داعشی باشم و من نفسی برای دفاع از خود نداشتم که نارنجک را روی زمین رها کردم، دستانم را به نشانه تسلیم بالا بردم و نمیدانستم از کجای قصه باید بگویم که فقط اشک از چشمانم میچکید.
همه اسلحه هایشان را به سمتم گرفته و یکی با نگرانی نهیب زد:
- انتحاری نباشه!
زیبایی و آرامش صورتشان به نظرم شبیه عباس و حیدر آمد که زخم دلم سر باز کرد، خونابه غم از چشمم جاری شد و هق هق گریه در گلویم شکست.
با اسلحه ای که به سمتم نشانه رفته بودند، مات ضجه هایم شده و فهمیدند از این پیکر بیجان کاری برنمی آید که اشاره کردند از خانه خارج شوم.
دیگر قدم هایم را دنبال خودم روی زمین میکشیدم و میدیدم هنوز ازپشت با اسلحه مراقبم هستند که با آخرین نفسم زمزمه کردم:
- من اهل آمرلی هستم.
و هنوز کلامم به آخر نرسیده، با عصبانیت پرسیدند:
- پس اینجا چیکار میکنی؟
قدم از خانه بیرون گذاشتم و دیدم گ دشت از ارتش و نیروهای مردمی پُر شده و خودروهای نظامی به صف ایستاده اند که یکی سرم فریاد زد:
_ با داعش بودی؟
و من میدانستم حیدر روزی همرزمشان بوده که به سمتشان چرخیدم و مظلومانه شهادت دادم من زن حیدرم، همون که داعشی ها شهیدش کردن!
ناباورانه نگاهم میکردند و یکی پرسید:
- کدوم حیدر؟
ما خیلی حیدر داریم!
و دیگری دوباره بازخواستم کرد:
-اینجا چی کار میکردی؟
با کف هر دستم اشکم را از صورتم پاک کردم و آتش مصیبت حیدر خاکسترم کرده بود که غریبانه نجوا کردم:
- همون که اول اسیر شد و بعد...
و از یادآوری ناله حیدر و پیکر دست و پا بسته اش نفسم بند آمد، قامتم از زانو شکست و به خاک افتادم.
کف هر دو دستم را روی زمین گذاشته و با گریه گواهی میدادم در این مدت چه بر سر ما آمده است که یکی آهسته گفت:
- ببرش سمت ماشین.
و شاید فهمیدند منظورم کدام حیدر است که دیگر با اسلحه تهدیدم نکردند، رزمنده ای خم شد و با
مهربانی خواهش کرد:
- بلند شو خواهرم!
با اشاره دستش پیکرم را از روی زمین جمع کردم و دنبالش جنازه ام را میکشیدم.
چند خودروی تویوتای سفید کنار هم ایستاده و نمیدانستم برایم چه حکمی کرده اند که درِ خودروی جلویی را باز کرد تا سوار شوم.
♻ ادامه دارد...
#اللهمعجللولیکالفرج
#تعجیلدرفرجصلوات
اللهمصلعلیمحمدو
آلمحمدوعجلفرجهم
ــــ|💕🌸|ـــــــــــــــــــــــــــــــ
❁⎨@najvaye_noorr⎨🌙⎬
8.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📱 ولادت حضرت زینب(سلاماللهعلیها)
✔️ زیبایی گلشن علی زینب بود
پرورده دامن علی زینب بود
بر خصم شکست داد ولی خود نشکست
آیینه نشکن علی زینب بود🎊
#استوری
#تبریک🌸
🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
هدایت شده از 🇮🇷|♡نجــوا؎ نـوࢪ♡|🇵🇸
واحد2.mp3
14.36M
🇮🇷|♡نجــوا؎ نـوࢪ♡|🇵🇸
دم شیرینم تویی تسکینم ♥️ . #مداحی | #حسین_ستوده | #شب_جمعه 🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟
طاقت داغ فراق این همه ایامم نیست💔..
صَباحاًأَتنفسبِحُبِّالْمَهدی
#هرصبحبهعشقِمهدینفسمیکشم(:•✨⛅️•
سلامعلیکمصبحتونمهدوی•|😌✋🏻💗|•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
|🌻|
شما فکر میکنید بعد از ظهور حضرتمهدی{عج} چه کار میکنید؟
خب آن کار را الان بکنید ..!
حضرت به وقتش میآید✨
•
#درمحضرامامخمینی[ره]
•
بچههااا
به قول شهید احمدی روشن ظهور اتفاق میفته ولی
مهم اینه که ما کجایِ این ظهور باشیم؟!🌸
🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
❌امت حزب الله درحال خلق ایدههای نو
⏪تصویری از ایستگاه خلاقانه و جالب یک خانم حزب اللهی برای همافزایی در پویش #ایران_همدل
🔹دختر انقلاب درباره این ایستگاه نوشته بود:«من دوتا بچه کوچیک دارم و نمیتونم به مدت طولانی با بچه ها بدون کمک جایی برم،از طرفی دوست داشتم یک گام هر چند کوچک برای جبهه مقاومت انجام بدم.
🔹به ذهنم رسید فشارسنجی رو ببرم موقع نماز در مسجد محله و بعد از نماز فشار خون افرادی که تمایل دارند رو اندازه بگیرم و مبالغ جمع آوری شده رو به حساب رهبری واریز کنم.
🔹در مدت یک ماه از دو مسجد نزدیک خونه که میانگین سه روز در هفته روزی حدود یک ساعت وقت میداشتم حدود ۵ میلیون کمک جمع شد که به حساب رهبری واریز شده.»
🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
احتمالا بهش گفتن فکرکن این نتانیاهوعه :) 😂
🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
این دومین بار است که آقای پزشکیان این چنین پیام ضعف به طرف مقابل منتقل میکنند! بار اول در سفر سازمان ملل وقتی از زمین گذاشتن و خلع سلاح صحبت کرد که نتیجه آن مواضع نتانیاهو و حمله وحشیانه به سیدحسن نصرالله بود و این برای بار دوم است!
معلوم نیست وقتی یکبار از وعده آتشبس گزیده شده، چرا مجددا چنین وسوسههایی باید در گوش او تاثیرگذار باشد؟ آیا پای وسوسههای ظریف وادادههای غربگرا در میان است؟!
آیا توصیههای سال ۹۵ رهبر انقلاب به دولت حسن روحانی، باید مجددا به دولت آقای پزشکیان تکرار شود؟ آیا هزینههایی که دادهایم کافی نبوده!
🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
🔺رهبر انقلاب:
حمزه و جعفر اینها مفاخر تاریخیاند، واقعیّت هم دارند، وجود هم دارند، مثل جومونگ خیالی هم نیستند امّا مثل جومونگ جنگ کردند، مبارزه کردند ــ مبارزهی سیاسی کردند، مبارزهی نظامی کردند ــ حضور داشتند، بعد هم شهید شدند.
🔻اما تیتر اینترنشنال:
پ ن:
سیاست تقطیع و تحریف بازوی کثیف رسانه ای صهیونیست ها بر همگان آشکار شده
افسوس که برخی دوستان دلسوز اما ساده لوح همواره فریب این سیاست ها را میخورند
🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور
6.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💯 اگه ایران به فلسطین و لبنان
کمک نکنه و همینجوری آروم یه
گوشه بشینه چی میشه؟
🎥 در یک ویدئوی جذاب، با هم ببینیم!
#وعده_صادق۳
🌻.|@najvaye_noorr | نجوای نور