📚مجموعه چرخ و فلک:
#کودک
#کودک_2تا5سال
#مجموعه_چرخ_و_فلک
#ثریا_کریمی
نشر #کمال_اندیشه
معرفی📙:
این ده 📚کتاب ساده و خوشمزه، به بیان و بررسی نعمت های الهی به زبان شیرین شعر می پردازد و در آخر به این اشاره دارد که این نعمت ها از خداوند است، خداوندی که همه ما انسان ها را دوست دارد و به دقت و نظم برای ما جهان زیبایی آفریده است.❤
این شعرهای ساده که مناسب کودکان زیر ۵ سال است می تواند به راحتی در مهد کودک ها نیز به جای شعر های کم محتوا مورد استفاده قرار گیرد و به خاطر ریتم ساده، حفظ کردن آن برای کودک آسان است.☺☺
بریده کتاب🔪📙:
راستی اگه بچه ها
برف سفید نباره❄
تمام این دنیا رو
کثیفی بر میداره😑
آدم برفی نداریم⛄
تا عکس بگیریم باهاش📷
یا گوله های برفی
بسازیم یواش یواش
خدای خوب و دانا
برف سفید رو ببار
برای ما آدم ها
شور و صفا رو بیار
ما هم دعا میکنیم🙇
توی فصل زمستون
برف قشنگ بباره❄
تا پر بشه سد هامون
◀️ ادامه معرفی در 👈🏻سایٺ نمڪٺاب
نمکتاب
🔖 #نقاش_باشی 📚 #رنج_مقدس ✍ #نرجس_شکوریان_فرد
📬 #ارسالی_مخاطبین
سلام
کتاب نه تنها قلم زیبا و داستان قشنگی داره که پر از حرفه برای همه مخصوصا دختر و پسرای جوون.
مکالمه های خواهر و برادرا خیلی برام جذاب بود و حساب شده طنز ولی مودبانه . دوست💞 داشتم این کتابو
╔═ ⚘════⚘ ═╗
@namaktab_ir
╚═ ⚘════⚘ ═╝
📚 یک دقیقه سکوت:
🌀 #تازههای_کتاب
📗 #یک_دقیقه_سکوت
🤩 #نوجوان
کمکم ورزشکاران تیم وارد زمین شدند...🏃♂
همه خبرنگاران مانند آبراهام درحال آماده کردن دوربینهایشان🎥 بودند و منتظر شنیدن سوت داور برای آغاز بازی …
ناگهان از بلندگوی📣 ورزشگاه همگی دعوت به #یک_دقیقه_سکوت شدند.
🗣 سخنگوی ورزشگاه از مرگ مردی به نام « #ادواردو_آنیلی » گفت.
🔰 ورزشگاه یک دقیقه در سکوت فرو رفت. آبراهام پس از پایان نیمه ی نخست بازی به سوی یکی از خبرنگارهای ایتالیایی رفت. پس از کمی گفتگو، از درباره ادواردو آنیلی پرسید.
🔸 خبرنگار ایتالیایی پاسخ داد:
_ چگونه آنها را نمیشناسی؟ آنیلی ها خاندان سلطنتی ایتالیا محسوب می شوند.
◽️_ آبراهام با کنجکاوی پرسید: خاندان سلطنتی؟! چرا به آنها این لقب را دادهاند؟
🔸خبرنگار ایتالیایی پاسخ داد: چون خانواده آنیلی یکی از ثروتمندترین و معروفترین خانوادهها در ایتالیا هستند و میتوان به جرئت گفت اقتصاد ایتالیا در دست آنها جابجا می شود ادواردو آنیلی هم قبلاً وارث این ثروت عظیم بود. باشگاه یوونتوس هم جزئی از این ثروت عظیم است.
◽️ آبراهام پرسید چه اتفاقی برای آقای ثروتمند افتاده؟
🔸خبرنگار ایتالیایی درحالیکه لنز دوربینش و بررسی میکرد گفت...
◀️ ادامه معرفی در 👈🏻سایٺ نمڪٺاب
╔═ ⚘════⚘ ═╗
@namaktab_ir
╚═ ⚘════⚘ ═╝
📚 پرواز تا بی نهایت:
#پرواز_تا_بی_نهایت
#ستاره_درخشان
#جوان
#شهید_بابایی
وقتی سریال 🎥شهید بابایی رو دیدم فکر می کردم حسابی شهید بابایی رو می شناسم اما وقتی کتابش📕 رو خوندم اونم با این قصه های کوتاه و کوچولو، تازه فهمیدم نمی شناسمش.
#شهید_بابایی همون شهیدی است که #حضرت_آقا می فرمایند:
“من به حال او غبطه می خورم.”
شهید بابایی انقدر بزرگ بود که تو سریالش هم جاش نشد!!!
بریده ای از کتاب:🔪📖
یک ماشین بیوک 🚗و یک ماشین پیکان 🚘در فرماندهی وجود داشت اما شهید بابایی همیشه پیکان را ترجیح می دادند . در یکی از سفرها با یک ماشین پیکان ، شبانه به طرف یزد حرکت کردیم .به خاطر تنگی جا ، پاهایم درد گرفته بود .😟
گفتم: ماشین پیکان است و جای آن هم تنگ ، ولی اگر بیوک بود راحت تر بودیم و زودتر هم می رسیدیم .شهید بابایی گفت : برادر جان من می دانم که بیوک از پیکان و کباب بره🐑 از نان خشک 🍪بهتر است ، ولی فکر می کنم وقتی پیکان سوار می شویم ، و برای کسی که کنار خیابان ایستاده است و از سرما می لرزد بهانه می آوریم که جا نداریم و عجله داریم ، حال اگر بیوک سوار شویم به تدریج خواهیم گفت که: این بابا بو می دهد و اصلا نباید سوارش کرد.😢
ان شا الله اگر ما هم روزی به آن درجه از تقوا برسیم که اگر بنز هم سوار شدیم هوای نفس ما را نگیرد . آن وقت مطمئن باشید سوار بنز هم خواهید شد .😊
◀️ ادامه معرفی در 👈🏻سایٺ نمڪٺاب
👇👇👇👇
💠namaktab.ir
🔶namaktab.blog.ir
🌸 @namaktab_ir
نمکتاب
ای حرمت ملجأ درماندگان دور مران از در و راهم بده... #امام_رئوف _امام رئوف #نرجس_شکوریان_فرد #عهد_م
⚜ #عكس_هنری
📙 #امام_رئوف
🖌 #نرجس_شکوریان_فرد
🍀 برگی از کتاب
آمده بود برای دعوت از امام! خیلی دوست داشت که مهمان خانه اش، امامش باشد.
مقابل امام که نشست خجالت می کشید😓 اما ذوق و لذتی که داشت زبانش را گویا کرد:
– یابن رسول الله! مهمان خانه ی ما می شوید؟ ما دلمان می خواهد پذیرای شما باشیم حتی یک وعده!
لبخندِ صورت امام دلش را قرص کرد😊. تپش قلبش بیشتر شد از این حال، که امام فرمودند:
– شرط دارد!😯
قلبش ایستاد. چه کند اگر نشود؟
– سه شرط دارد!✔✔✔
لبانش از هم فاصله گرفت و منتظر ماند:
– ✔برای من غذایی از بیرون تهیه نکنی، همان غذایی که در خانه هست برای من هم سر سفره بگذار…
سر تکان داد و صدای قلبش دوباره بلند شد.
–✔ دوم اینکه هر چه در خانه موجود است همان باشد غذای ما…
لبانش طرح لبخند گرفت.
–✔ سوم اینکه خانواده ی خودت را برای پذیرایی از من به زحمت نیندازی!
دست گذاشت روی چشمش👀، روی قلبش❤، روی دهانش👄 و پرسید:
– می آیید.
شنید:
– میآیم!🙌
◀️ ادامه معرفی در 👈🏻سایٺ نمڪٺاب
╔═ ⚘════⚘ ═╗
@namaktab_ir
╚═ ⚘════⚘ ═╝
#جوان
#مهدویت
#امید_فردا
کتاب امیدفردا: پاسخ به ۱۱۰ پرسش جوانان درباره امام زمان علیه السلام
#عباس_رحیمی
نشر#جمال
تو کتاب امید به فردا به سوالهایی مثل سوالهای زیر جواب داده شده,
حضرت مهدی درکجازندگی می کنه؟آیاحضرت مهدی زن وبچه دارند؟امام زمان راکجامی توان دید؟دجال چه کسی است وچه خواهدکرد؟
حضرت مهدی باابزارجنگی پیشرفته دنیاچه خواهدکرد و با چه سلاحی می جنگد؟
برشی از کتاب :📙
وقتی دشمنان😈,خانه امام حسن عسکری علیه السلام را بازرسی کردند وخواستند امام را دستگیر نمایند, امام کودکی5ساله بودند و به سرداب خانه رفتند ,دشمنان او را تعقیب نمودند, ناگهان دیدند سرداب پر از آب 🌊است و حضرت مهدی بر روی آب راه می رود و..
◀️ ادامه معرفی در 👈🏻سایٺ نمڪٺاب
💠namaktab.ir
🔶namaktab.blog.ir
🔷 @namaktab_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 #کلیپ
💦 #استغاثه
☘در روایتی از امام صادق، علیه السلام آمده است: وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد، چهل روز به درگاه خدا گریه و ناله (استغاثه) کردند، خداوند متعال به حضرت موسی و هارون وحی فرمود که آنها را از دست فرعون نجات دهند واین در حالی بود که از چهارصد سال عذاب، صد و هفتاد سال باقی مانده بود و خداوند به واسطه دعای بنی اسرائیل از آن صرف نظر نمود.
🙏 سپس فرمودند : شما هم اگر مانند بنی اسرائیل به درگاه خدا دعا (استغاثه) کنید خداوند فرج ما را نزدیک خواهد فرمود ، اما اگر چنین نکنید این سختی ، به نهایت مدتش خواهد رسید. ( بحارالانوار ، ج52 ص 55)
دانلود با کیفیت کلیپ از آپارات شب چراغ👇👇👇👇
🖇https://www.aparat.com/v/Pho6U
╔═ ⚘════⚘ ═╗
@namaktab_ir
╚═ ⚘════⚘ ═╝
📚ولادت:
📚 #رمان
📙 #ولادت
✍️نویسنده: #سعید_تشکری
📖انتشارات: #نیستان
معرفی:
گاهی فکر و اندیشه و روح و معلومات انسان نیاز به یک بازخوانی آسمانی دارد. رمان ولادت داشته هایت را برایت با نور 💡روشن می کند و خانه🏠 دلت را به آذوقه های معنوی انباشته می کند.
کمی عشق، کمی صبر و کمی فکر 🧐نیاز است که این رمان عمیق و دلنشین را تا انتها بخوانی.
بریده کتاب📔:
چون کودکان خیره سر👶 حرف میزنی پسرک! پدرانی کشته شدند. مادرانی را در آتش سوزاندند. چون نمی خواستند به حرمسرای عباسیان بروند. هفت کودک بی غذا و بی خانمان این جا مانده بودند. من از گریه ی گرسنگی آنان خون می گریستم.😭
ناگهان سوارانی می آیند ومی گویند: آمده ایم برای این کودکان به امر مولایمان پدر باشیم. به زودی علی ابن موسی پسر موسی بن جعفر از این جا خواهد گذشت. 😍
◀️ ادامه معرفی در 👈🏻سایٺ نمڪٺاب
👇👇👇
📎namaktob.ir
📎namaktob.blog.ir
🔎 @namaktob_ir
#جوان
#نمکتاب
📚به هم رسیدن در میانسی:
🤩 #نوجوان
📙 #به_هم_رسیدن_در_میانسی
✍نویسنده: #مهدی_کردفیروزجانی
📖انتشارات: #شهرستان_ادب
معرفی:🗒
اگر یک آدم زورگو و قلدر دنبال داداشت باشه و تو بدانی پاش بیفته برادر عزیزت را بکشند چه کار می کنی؟!🤭
به نظرت چطور میشه حال کسی را گرفت که ماه رمضان علناً (در جلوی روزه دار ها) چایی معطر دم می کند بخوره؟☕️ این داستان بهت یاد می ده…
خلاصه:
شکرالله مازندرانی یک برادر ناتنی دارد که حسابی لج ساواکی ها را در آورده و آنها به دنبالش تا ده آمده اند و او باید برادرش را از این خطر آگاه کند در حالیکه خودش به دست ماموران در کلبه زندانی است😰؛ اینجاست که زیرکی و چابکی و برادر دوستی خودش را نشان می دهد…
پیام کتاب:⚠️
عشق به برادر ناتنی و تلاش برای حفظ جان او از ساواک در دل خود شجاعت و قدرت نهفته درون یک نوجوان با عقیده را نشان می داد + ظلم و جور ساواک ُ☠
بریده کتاب📔:
عطر چای دم کشیده☕️ در دفتر پیچیده بود. رفتم دم در دفتر و داخل راهرو را نگاه کردم. کسی نبود. برگشتم در قوری را برداشتم. یک مشت پر، نمک ریختم توی قوری و فوری درش را گذاشتم.
با عجله از دفتر زدم بیرون و رفتم کلاس.🚶♀
وقتی معلم را دیدم یادم آمد که برای چی رفته بودم دفتر!🤦♀
معلم گفت:«پس گچ کو؟»
زبانم بند آمد، نمی دانستم چه بگویم…🙆♀
◀️ ادامه معرفی در 👈🏻سایٺ نمڪٺاب
👇👇👇
🌸namaktab.ir
🔶namaktab.blog.ir
🔷 @namaktab_ir